eitaa logo
نفور/𝐇𝐚𝐦𝐢 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐬
616 دنبال‌کننده
1هزار عکس
847 ویدیو
6 فایل
🎼 𝐇𝐚𝐦𝐢 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐬 ━━━━━━━━━━━━ 🎵 دنیای موسیقی ملودی‌های حامیم 🎬 آخرین موزیک‌ویدیوه و اخبار جدید ✨ همراهی در مسیر هنری حامیم ━━━━━━━━━━━━ 📩 ارتباط با من: @Helma_Hha @ava_028³ کد:331🎟 #طبق_قوانین_ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
عررررر 🎼 𝐇𝐚𝐦𝐢 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐬 ⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯ 🆔 @HAAMIM_1399 منبع:خودم
میگم که اسنپ چتم خراب شده .. صدا توی فیلم نمی‌افتاد پاکش کردم بعد دوباره نصب کردم دیدم اون فیلتر هاشو نمیاره حتی عکساش؛ کسی میدونه مشکل از چیه؟ @Helma_Hha
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کسی متوجه منظور داداشمون میشه؟ 🎼 𝐇𝐚𝐦𝐢 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐬 ⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯ 🆔 @HAAMIM_1399 منبع:خودم
رمان جدید داریممممم
شخصیت ها:لیلا،حمید،آریا،نیلا،آیهان،آیلار،نیما،هما،هادی،نازی،مینا،متین شخصیت اصلی:حامیم،آیلار،آیهان نقش ها: لیلا،حمید:مادرُ پدر حامیم | نیلا،نیما:مادرُ پدر آیلار هما،هادی:مادرُ پدر آیهان آیهان:همسایه طبقه بالایی خونه حامیم،آیلار نازی:دوست آیلار متن،مینا:پدر مادر نازی
"واحد بغلی" | part:¹ آیلار:مثل همیشه وقتی بلند شدم نیلاُ نیما نبودن دستُ صورتم رو شستمُ به بلندگو وصل شدمُ آهنگ مرور از حامیم رو گذاشتمُ تا ته زیادش کردمُ باهاش همخونی کردم؛ من خاطراتم با تورو؛هرشب مرور میکنم میمیرم از دوریت ولی؛ حفظ غرور میکنم این جای خالیت تو دلم،با خودتم پر‌نمیشه ..🎤 صبحونه خوردم و خونه رو تمیز کردم و رسیدم به اتاقم همه جای اتاقم رو تمیز کردم و رفتم سراغ زیر تختم یه جعبه ی قدیمی پیدا کردم؛خاک گرفته بودش؛برداشتم و بازش کردم یه گوشی با یه کتاب قدیمی بود .. ~ آریا:صبح هرجوری بود بیدار شدمُ وسایل خونه رو جمع کردم توی کارتون و با کمک کارگرها توی باربری منزل چیدم و حرکت کردم سمت خونه جدیدِ. توی راه موزیک قلب منی رو پلی کردم قلب منی؛همه همو غم منی شونه ی تو خونمه تنها نقطه ی امنِ منی رسیدم جلو در ماشین رو خاموش کردمُ پیاده شدم و جلوی ساختمون وایسادم یه نگاهی بهش کردمُ وارد ساختمون شدم رفتم توی آسانسور؛از نظر من اسانسورِ باحالیِ آسانسور:طبقه‌ی چندم میخوای بری؟ آریا:چه باحال؛میرم طبقه‌ی ۶ام دکمه‌ی ۶ یعنی طبقه‌ی ۶ام روشن شد و در ها بسته شدن رسیدم از آسانسور خارج شدم که دیدم واحد بغلی موزیک مرور رو گذاشته و تا ته زیادش کرده ناخودآگاه لبخند ریزی روی لبام ظاهر شد کلید رو انداختم توی در و در رو باز کردم کم کم وسال رو اوردیم بالا چیدیم آخرشم پول کارگر هارو واریز کردم و رفتن ~ آیلار:همینطوری که موزیک گوش می‌کردمُ متوجه شدم که همسایه بغلیِ جدیدِ اساس کشی داره ولی اهمیت ندادم بوققق بوقققق بوققققق بوقققق بوققققق بوققق نازی:به بههه سلام دختر چخبر کجایی چیکار میکنی؟ آیلار:وایسا دختر سلام بدم بعدش به ....
نفور/𝐇𝐚𝐦𝐢 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐬
"واحد بغلی" | part:¹ آیلار:مثل همیشه وقتی بلند شدم نیلاُ نیما نبودن دستُ صورتم رو شستمُ به بلندگو و
جیییییییغغغغغ عیوایایایایایایاایییییدمعلومههه خیلیی قشنگگگ و باحالههه تروقووودا پارت بعدد
واحد بغلی" | part:² آیلار:وایسا دختر سلام بدم بعدش به سوالاتتم جواب میدم نازی:ببخشیدد خوب کنجکاوم چیکار کنم آیلار:میای پیشم؟ نازی:آریی فقط میای دنبالم خونه نیستم ماشین هم دستم نیس آیلار:باشه میام لوکیشن بفرست برام نازی:حله آیلار:قطع کردم رفتم توی اتاقم یه آرایش ملیح کردمُ یه تیشرت صورتی با یه شلوار لی پوشیدم یهو چشمم افتاد به جعبه که همونطوری مونده بود گوشی رو روشن کردم ولی روشن نشد تصمیم گرفتم ببرمش تعمیرگاه موبایل؛گذاشتم تو جیبم کتاب هم گذاشتم توی جعبه و جعبه رو گذاشتم سرجاش کفش هامو پوشیدم و آسانسور رو زدم تا بیاد ~ آریا:دراز کشیده بودم رو مبل و دستام زیر سرم بود که یادم افتاد مامان لیلا گفت(شارژر گوشیم خراب شده) بخواتر همین رفتم آماده شدم و رفتم بیرون واحد که دیدم یه دختر زیبا جلوی در وایساده کفش هامو پوشیدمُ به دخترِ سلام دادم آیلار:سلام خوش اومدید آریا:مچکرم واحد بغلیم هستین دیگه؟ آیلار:بله واحد بغلی‌تون هستم ~ آیلار:هردوتامون ساکت شدیم آسانسور رسید و رفتیم داخل آسانسور که این‌دفعه هم مارال(اسم اسانسور)زبون ریخت مارال:آیلار کجا میری؟ ایلار:بعدا بهت میگم مارال:نیما و نیلا رفتن مسافرت ایلار:رفتم توی شوک مسافرت؟ چرا به من چیزی نگفتن؟ اصلا نشون ندادم که نمیدونستم و گفتم: آره خبر دارم(لبخند ملیح) مارال:زانوت خوب شده انگاری ایلار:مارال میشه تمومش کنی؟س..سرم درد میکنه ~ آریا:رسیدیم طبقه ی همکف از آسانسور خارج شدیم و واحد بغلی رفت سمت ...
پایان چالش