𝐇𝐚𝐦𝐢 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐬
ببخشید ماه ولی حامیم از تو خوشگلتره🤍✨
واقعا نمیفهمم چرا ماه اینطوری میوفتهههه
#پارت۴۴
حامیم:آهنگ چی بزارم؟
جانا:مرور
هانیه،ارشیا:رز سفید
حامیم:مرور رو میزارم
جانا:حامیم مرور رو گذاشت و فقط من باهاش همخونی کردم
یه اهنگ دیگه پلی شد از نوان بود اینو همه همخونی کردیم تا رسیدیم
پیاده شدیم و رفتیم بالا
موقع ی صبحانه بود
رفتیم سر میز نشستیم و ناهار رو خوردیم
هانیه:داداشی منو شهربازی نمیبری؟؟🥺
ارشیا:هانیه شروع نکن
هانیه:باشه😭
ارشیا:میبرمت میبرمت
بلند شو آماده شو
هانیه:ملسییییی
ارشیا:حامی بطن مپ ببینیم شهربازی کجا هست
من نتم ضعیفه
حامیم:توی سیتی یه دونه هس
ارشیا:جانا تو نمیای؟
چرا میام
حامیم:آماده نمیشی؟
جانا:نه همینا خوبه
حامیم:باشه
هانیه:بریم؟؟
ارشیا،حامیم،جانا:بریم
جانا:سوار ماشین شدیم و راه افتادیم
تقریبا ۱۰ ۲۰ دقیقا تو راه بودیم
پاده شدیم و رفتیم طبقه ی آخر اون پاساژ
هانیه:خوب چی بریم؟
جانا:من میشینم همینجا طبقه های پایین رو نگاه میکنم
شما برین بازی
حامیم:منم حال ندارم
میمونم پیش جانا
هانیه:داداش نگو تو هم میخوای بمونی
#پارت۴۵
اتفاق...❤️🔥
ارشیا:مجبورم بیام دیگه
برو اون ماشین سواری
هانیه:رفتیم تو و سوار ماشین برقیه شدیم من یه ماشین ارشیا یه ماشین
جانا:میشه سرمو بزارم رو پات؟
حامیم:راحت باش
جانا:مرسی
سرمو گذاشتم رو پای حامیم
حامیم:چرا حال نداری؟
جانا:چطور؟
حامیم:بچه بودی شهربازیو خیلی دوست داشتی..
جانا:خسته ی سفرم
با استراحت خوب میشم
حامیم:راستشو بگو
جانا:راستشو میگم
حامیم:از دروغ بدم میاد
جانا:میدونم
حامیم:منم که گول نمیخورم
ارشیا:تایم ماشین برقی تموم شد
رفتم سمت حامیم و جانا
داشتن حرف میزدن
به به خلوت خواهر برادری
حامیم:دیگه😁
جانا:هانیه کو؟
ارشیا:رفت یه دوتا بازی دیگه بره و بیاد بریم
جانا:اها
ارشیا:من برم گم نشه
حامیم:بچه که نیست
ارشیا:حواس پرته
حامیم:باشه
جانا:باور کنم داداشمی؟
حامیم:آره
جانا:باشه
حامیم:جانا یا میگی چیشده یا ...
جانا:نذاشتم حرفشو تموم کنه
چیز خاصی نیست
حامیم:از حالت میتونم بفهمم چیز خاصی نیست😒
جانا:اوفف
حامیم:منتظرم
جانا:دلم گرفته ، نمیتونم باور کنم داداشمی
از یه کتابخونه شروع شد
بعد یهو داداشم شدی
نمیفهمم این روزای دنیا رو
حامیم:موهای جانا رو ناز میکردم و گفتم
خواستی گریه کنی گریه کن
خودتو ......
جانا:😭
حامیم:داشتمحرف میزدم
جانا:ببخشید😭
حامیم:اشکال نداره
جانا:اینقدر گریه کردم که چشمام قرمز قرمز شده بود
سرم درد میکرد
حامیم:تموم شد؟
جانا:اوهوم
حامیم:گفتم گریه کن نه اینقدر که چشمای نازتو خراب کنی
جانا:ببخشید
حامیم:برو صورتتو آب بزن
جانا:باشه
رفتم دستشویی و صورتم رو آب زدم
اومدم بیرون
هانیه:گریه کردی؟
حامیم:نه بابا خواب بود
هانیه:منم باور کردم😑
ارشیا:حرف هانیه
جانا:باشه حالا مثلا گریه کردم
بریم
حامیم:بریم
ارشیا:خرید ندارید؟
جانا:من که قبل از اینکه بیایم قشم خرید کردم
هانیه:منمهمینطور
حامیم:....
به نام حامـے حامیمـ★
In the name of the Lord of Hamim✨
☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆
Chanel: @MAAMIM_1399
♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡☆♡
اصکی نرو عزیزم برخورد میکنم
فور بده