نگو آدم بده منم یا تو
تقدیرمون بود
نهنبود تقصیر من یا تو!
تصمیم این رفتن نبود تصمیم من یا تو
نبود تصمیم من یا توو
قلبیخزده
Part:³⁴
کارخونه برای چند روزی بسته میشه
خسته نباشید
باباحمید:رفتم خونه
توی راه هم زنگ زدم به حامیم
حامیم:سلام بابا
باباحمید:سلام پسرم خوبی
حامیم:آره صدات چرا گرفته؟
باباحمید:میشه یه وا برام پیدا کنی؟
حامیم:آره چیشده؟
باباحمید:کارخونه رو بستن
حامیم:آره میتونم کار پیدا کنم
باباحمید:مرسی
خدافظ
حامیم:خدافظ
جانا:کی بود؟
حامیم:بابا
میخواست براش کار پیدا کنم
جانا:عاها
فرید:حامیم میای یه کافه بزنیم؟
حامیم:آره
یه نگاهی به دخترا کردم
جانا:چته چرا اونطوری میکنی؟
حامیم:روم رو کردم به فرید
دختره اداره اش کنن
جانا:نههههههههههه
نگار:آرههههههههههه
فرید:😐😂
حامیم:فرید حالت خوبه؟
فرید:آرههه😂
جانا:داداش بریم خونه
حامیم:بریم
بلند شدیم خدافظی گردیم و رفتیم خونه
{بعد از کافه زدن}
حامیم رفت جلوی کافه وایساد و به اسم کافه نگاه کرد [اوور تایم]
حامیم:اینم از کافه
⁰⁰:⁰⁰+¹
هَرشَبهَمینموقعکِهمیشه دِلِمنپیشتوعه
ایندِلِدیوونهرو هَرشَبمیکشیپیشخودت
[ 🎧 ⇦ تـایم فـدایِ حـامـیـم 🩶 ]