𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 22 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆
Creator: Yasna
• 𝔓𝔞𝔯𝔱 23 •
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
حامی داشت با عجله وارد میشد خم شد کفششو در بیاره که
پناه: در نیار بفرما(لیوانوگرفتسمتش)
حامی: فکر نمیکردم بیاری(تعجب آروم)
پناه: الان که اوردم
حامی:مرسی
پناه: نوش
حامی: لیوانو میبری یا ببرم
پناه: بده میبرم
لیوانو ازش گرفتم رفتم تو باز استرس داشتم یه نفس عمیق کشیدم رفتم تو اتاق نمیدونم کی حامی و آریا رفتن نیکا هم با اونا رفت
پناه: نیلا گلو گرفتین
نیلا: اره آنقدر ناز شده
پناه: جدی کجاست
نیلا: اتاق بغلی کنار وسیله ها
پناه رفتم تو اون اتاق وای چه خوشگل شده بود عمو آمد تو اتاق
آیهان: قشنگ شده؟
پناه: عالیه آقا داماد چه زیبا شدی
ایهان: به زیبایی شما نمیرسم
پناه: لطف داری
عمه مینا: اصن فکر میکردی عموت بعد این همه سال ازدواج کنه
پناه: نه اصن ( تو فکر)
آیهان: هعی
مینا: حالا فاز غم نگیرید بیایید بیرون فیلمبردار آمده
پناه: باشه
آیهان: تو برو منم میام
پناه:....
فیلمبردار: کی قراره سینی ها رو برداره؟
پناه،رعنا،اراد~> من
فیلمبردار: خب آیهان جان باکس گلو بگیر دستت جلو برو آقا آراد شما سینی بزرگه رو بردار و پشت سر آیهان برو رعنا جان شما سینی متوسط و پشت آراد جان برو پناه جون شما هم سینی کوچیکه پشت رعنا جان برو و....
همینجوری توضیح میداد که چیکار کنیم و
فیلمبردار: الان فهمیدید چیکار کنید؟
آیهان/آراد/رعنا/پناه~> بله
رعنا: خانم....(مکس کرد)
فیلمبردار: احمدی هستم
رعنا: خانم احمدی ما کفشمون پاشنه داره طول میکشه پوشیدنش چیکار کنیم؟
فیلمبردار: فیلمو کات میکنم
رعنا: اوکی
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
...༻ بـقـیـه در پـارت بـعـد ༻...
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 23 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆
Creator: Yasna
• 𝔓𝔞𝔯𝔱 24 •
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
بعد از فیلم برداری>
بابا: بیایید سینی هارو بزارید تو صندوق
پناه: سینی بزرگه تاجش بلنده نمیشه
بابا: کجش میکنم
رعنا: عمو قند هارو از توش بردار بزار تو نایلون که کثیف نشه سینیشو دراز کن
پناه: اره اینجوری هم میشه
بابا: اوکی
تو راه>
پناه: بابا ظبط و زیاد کن!
بابا: باش
پاییز: مامان محضر عقد میکنن و تموم؟
مامان: نه الان میریم خونه عروس میخوان برقصن بعد فامیلای درجه یک با آیهان و آیسان(زن عمو جدیده) میرن محضر بعد از محضر هم هنوز میرقصن بعد ببینیم تا ساعت چند اونجان
پاییز: عوو اوکی
بابا: ساعت چنده؟
مامان: 16:15
بابا: اهوم
سکوت سنگینی بود بعد نیم ساعت بابا زد کنار
پناه: چرا نگه داشتی
بابا: آراد و عموات نگه داشتن
پناه: من میرم پیش نیلا
بابا: برو
پیاده شدم همه نگه داشته بودن
پناه: نیلا چرا نگه داشتین
نیلا: مثل اینکه میخوان برقصن
پناه: اینجا؟؟؟(تعجب)
نیلا: اره (خنده)
پناه: نیکا اینا رسیدن؟ کی باهاشون رفت
نیلا: نیکا؟ اره حامی ، آریا و رامین باهاشون رفتن
پناه: مگه جا میشدن خودش دوتا بچه داره( پوکر)
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
...༻ بـقـیـه در پـارت بـعـد ༻...
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 24 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆
Creator: Yasna
• 𝔓𝔞𝔯𝔱 25 •
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
نیلا: رایان کوچیکه جلو میشینه گریه کرد رفت بغل نیما رادین هم روی پای نیکا بچه ها هم پشت جا میشدن فقط حامی یکم هیکلی بود که خب (خنده)
پناه: همشون له میشن(خنده)
نیلا: اره
بابا: پناهه... بیا بریم( داد)
پناه: باشه( داد)
پناه: بای
نیلا: بای بای
راه خیلی طولانی بود سه ساعت تو راه بودیم ساعت هفتو ربع رسیدیم نیکا اینا هم رسیده بودن دلم درد میکرد و داشتم میترکیدم رفتم سمت عمو آیهان
پناه: عمو میدونی سرویس کجاست دارم میترکم
عمو: اره برو تو کنار در (خنده)
پناه: مرسی (رفت)
زمین سنگی بود و کفشم پاشنه داشت نمیتونستم راه برم لنگ میزدم که یکی دستمو گرفت برگشتم حامی بود
حامی: گفتم نمیتونی راه بری شاید کمک بخوای
دلم میخواست پس بزنم اما نمیتونستم
پناه: اره کفشم پاشنه داره نمیتونستم دستت درد نکنه
حامی: جای خواستی بری نتونستی صدام کن کوچولو
پناه: بهم نگو کوچولو
حامی: باشه کوچولو (لج باز)
از زبان حامی: جلو در سرویس دستشو ول کردم و خودم رفتم پیش آریا
حامی: هوف که این دختر چقدر قشنگه
آریا:کی ( خنده شیطانی)
حامی: پناه
آریا: یه بار گفتی باور نکردم جدی جدی عاشقش شدی؟( تعجب)
حامی: یه بار گفتم باور نکردی جدی جدی عاشقش شدم
آریا: حامی بنظرت دوست داره؟
حامی: نمیدونم شمارشو داری؟
آریا: اره چطور؟
حامی: میخوام پیام بدم بهش بگم
آریا: الان؟
حامی: وقتی واسه عقد رفتن محضر
آریا: زن دایی نبینه که پناه و تورو باهم ج.ر میده
حامی: حواسم هست
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
...༻ بـقـیـه در پـارت بـعـد ༻...
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 25 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆
Creator: Yasna
• 𝔓𝔞𝔯𝔱 26 •
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
آریا: بزن شمارشو ..........09
حامی: مرسی جبران میکنم
آریا: (چشمک)
از زبان پناه:
از سرویس آمدم بیرون حامی رفته بود هرچی دور و برم نگاه کردم ندیدمش از خونه آمدم بیرون رفتم سمت بابا اینا
پناه: سینی هارو برداریم؟
بابا: آره بگو آراد بیاد
سری تکون دادم سریع رفتم سمت آراد
پناه: آراد بیا سینی هارو میخوایم برداریم
آراد: الان میام
با اراد رفتیم سینی ها رو برداشتیم
همینطور که به سمت در میرفتیم رامین به رعنا گفت
رامین: گوشیتو گذاشتی پشت جیبت میوفته ( و برداشتشش)
رعنا: دستت باشه میگیرم
حس کردم حامی میخواد چیزی بگه اما هیچی نگفت داشت به من نگاه میکرد.
محضر~>
عاقد درحال خوندم صیغه عقد بود که پیامک گوشیم توجهمو جلب کرد باز به پسر مزاحم بود خواستم بلاک کنم که اسمش زده بود
h .a .m .i .m.
رفتم تو پیامش پیامشو باز کرده بودم
مکالمه پناه و h .a .m .i .m.>
نوشته بود:
سلام خوبی؟
کارت دارم بلاک نکن اشنام
پناه: سلام مرسی حامی تویی؟
گوشیو خاموش کردم و نفس عمیق کشیدم که پیام داد
حامی: اره خودمم
پناه: بلی چیکار داشتی؟
حامی: ببینمت میگم
پناه: اتفاقی افتاده( شک)
حامی نه ببینم میگم
پناه: اوکی فعلا
حامی: فعلا
به فکر فرو رفتم یعنی چیکارم داشت رفتم تلگرام تو گروه دوستام پیام گذاشتم همه چیزو گفتم که نازنین گفت....
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
...༻ بـقـیـه در پـارت بـعـد ༻...
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 26 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═
پارت 23 و 24 و 25 و 26 تقدیم نگاهتون🤍✨
•~~~~~~~~~~~~~~~~~•
پ.ن: گیگیلی گیگیلی مبارکه
سلااااامممم چه خبراااا
سوالی؟ شاتی؟ درخواستی؟ حرفی؟
جونم بگو میشنوم فقط کویر نشه 🥲
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1eu8c4x&btn=جانم؟
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
سلااااامممم چه خبراااا سوالی؟ شاتی؟ درخواستی؟ حرفی؟ جونم بگو میشنوم فقط کویر نشه 🥲 https://eitaa.
@.....
عزیزپیام میدی ایدیتو ندارم. ابن ایدیمه
...
اوک
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
سلااااامممم چه خبراااا سوالی؟ شاتی؟ درخواستی؟ حرفی؟ جونم بگو میشنوم فقط کویر نشه 🥲 https://eitaa.
سلام متاسفانه امتحان هدیه دارم و از سه درس اخر هیچی نمی فهمم
...
سلام اصن عالی😂
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
سلااااامممم چه خبراااا سوالی؟ شاتی؟ درخواستی؟ حرفی؟ جونم بگو میشنوم فقط کویر نشه 🥲 https://eitaa.
سلام میشه لطفا لینک چنل تلگرام یکتا رو بزاری
...
تلگرامم بالا نمیاد
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
سلااااامممم چه خبراااا سوالی؟ شاتی؟ درخواستی؟ حرفی؟ جونم بگو میشنوم فقط کویر نشه 🥲 https://eitaa.
ایدی دادم پیام بده دیگه
...
🗿
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
سلااااامممم چه خبراااا سوالی؟ شاتی؟ درخواستی؟ حرفی؟ جونم بگو میشنوم فقط کویر نشه 🥲 https://eitaa.
ایدل فور ریپ یعنی چی
۵تا شات از پیوی رفیق ها
عکس از خودت
دو
...
ایدل کسی که دوسش میداری ریپ هم یعنی نمیتونی به کسی جز مخاطبینت پیام بدی عکس از خودم نه
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
سلااااامممم چه خبراااا سوالی؟ شاتی؟ درخواستی؟ حرفی؟ جونم بگو میشنوم فقط کویر نشه 🥲 https://eitaa.
عکس بفرست
د. وست پ. سر داری
عاشقتم ❤❤😘(پسرم)
به سن. ب. ل. و. غ. رسیدی.
...
نه،نه،مبارکه،اره