𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
سلام بچه ها خوبید کویر نکنیدا https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1eu8c4x&btn=جانم؟
همین الان یدونه لفتتت😭🚮
...
بنظرت پایان بزنم؟😈
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
سلام بچه ها خوبید کویر نکنیدا https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1eu8c4x&btn=جانم؟
https://eitaa.com/HAMIM0z/63220با ناشناس فعالیتا پر نمیشه که!
...
اون که اره ولی خب
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 27 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆
Creator: Yasna
• 𝔓𝔞𝔯𝔱 28 •
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
ساعت 03:00 شب تو راه برگشت ~>
خسته بودم سرمو گذاشتم رو شیشه ماشین و به بیرون خیره شدم هوا بارونی بود و سرد به حرف های حامی فکر میکردم ارپادمو رو از تو کیفم برداشتم وصل کردم به گوشیم اهنگو پلی کردم :
یادت باشه هنوزم آرزو هات آرزومه
نبینم اشکتو عشقم که چشمات ابرومه
تموم دل خوشیم اینکه بر میگردی پیشم
اینو از من نگیری که دیگه دیونه میشم
دیونه میشم دیونه میشم
هر شب منو دلتنگیام از تو خیابونا
ولگردیام اصن از تنهایی ولگردیام کاش بشه
از میان هم در بیان همشون خنجر زدن
روی قلبم چسب زخم زدم ....
خوابم برده بود با صدای بوق ماشین آراد از خواب پریدم گندت بزنن دلقكککك بزور خوابم رفته بودم چشامو باز کردم دورو برمو یه نگاه انداختم نزدیک خونه بودیم ماشینی که حامی توش بود ماشین جلوییمون بود باز به فکر رفتم که بابا..
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
...༻ بـقـیـه در پـارت بـعـد ༻...
Rubika: @MrMusics 🥸♬Fobia 2.mp3
زمان:
حجم:
16.5M
خسته بودم سرمو گذاشتم رو شیشه ماشین و به بیرون خیره شدم هوا بارونی بود و سرد به حرف های حامی فکر میکردم هندزفری رو از تو کیفم برداشتم وصل کردم به گوشیم اهنگو پلی کردم :
یادت باشه هنوزم آرزو هات آرزومه
نبینم اشکتو عشقم که چشمات ابرومه
تموم دل خوشیم اینکه بر میگردی پیشم
اینو از من نگیری که دیگه دیونه میشم
دیونه میشم دیونه میشم
هر شب منو دلتنگیام از تو خیابونا
ولگردیام اصن از تنهایی ولگردیام کاش بشه
از میان هم در بیان همشون خنجر زدن
روی قلبم چسب زخم زدم ....
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 28 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆
Creator: Yasna
• 𝔓𝔞𝔯𝔱 29 •
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
چشامو باز کردم دورو برمو یه نگاه انداختم نزدیک خونه بودیم ماشینی که حامی توش بود ماشین جلوییمون بود باز به فکر رفتم که بابا..
بابا: پریا میری خونه یا میایی خونه مینا اینا؟
مامان: میرم خونه خیلی خوابم میاد
بابا: خیلی خب پاییز تو چی؟
پاییز: منم با مامان میرم
بابا: پناه تو میایی؟
میدونستم فردا حامی میاد خونه عمه بخاطر همین گفتم
پناه: اره(ذوق)
بابا: باشه (نیش خند)
مامان و پاییز گذاشتیم خونه و رفتیم خونه عمه تا ساعت ۵ صبح باهاشون بیدار بودم از اونجا به بعد نتونستم رفتم تو اتاق پیام های خودمو حامی رو پاک کردم که یه وقت بابا نبینه و خوابیدم .
فردا~>
ساعت ۹ بود از خواب بیدار شدم هرکس یه طرف خوابیده بود خندم گرفت رامین کنار آراد، آراد کنار نیلا عمه سارا کنار من بود و امین کنار رادین بابام هم وسط اتاق تنها خواب بود با چشمای خواب آلود گوشیمو روشن کردم رفتم دنبال آیدی حامی بهش پیام دادم
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
...༻ بـقـیـه در پـارت بـعـد ༻...
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 29 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆
Creator: Yasna
• 𝔓𝔞𝔯𝔱 30 •
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
مکالمه حامی و پناه~>
پناه: سلام خوبی دیشب گفتی کارم داری چیکار داشتی
از اونجایی که آنلاین بود سریع جواب داد
حامی: سلام مرسی به خوبیت کارت داشتم بعد بهت میگم
پناه: بگو دیگه کنجکاو شدم
حامی: بهت میگم مراسم فردا هستی؟
پناه: اوک نه دعوت نیستیم
از زبان حامی:
یعنی بهش بگم؟
حامی: ازت خوشم آمده
از زبان پناه:
پیام داد (ازت خوشم آمده) هنگ کردم خشک شدم نمیتونستم کاری کنم یعنی مغزم اجازه نمیداد استرس گرفتم و شروع کردم به عرق کردن سردم شد و یهو سر درد شدید گرفتم بعدش برگشتم به حالت اول اما با سر درد
پناه: من سنم کم تر از این حرفاست، شاید تو سن های بالا تر نظرم عوض شد راجبت!!
حامی: خوبه برات صبر میکنم هر چقدر که بخوای
پناه: کاری نداری؟ خدافظ
حامی: نه مراقب باش فعلا
پناه: همچنین فعلا
حامی: .....
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
...༻ بـقـیـه در پـارت بـعـد ༻...
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆
Creator: Yasna
تیزر پارت ³⁰
مکالمه حامی و پناه~>
پناه: سلام خوبی دیشب گفتی کارم داری چیکار داشتی
از اونجایی که آنلاین بود سریع جواب داد
حامی: سلام مرسی به خوبیت کارت داشتم بعد بهت میگم
پناه: بگو دیگه کنجکاو شدم
حامی: بهت میگم مراسم فردا هستی؟
پناه: اوک نه دعوت نیستیم
از زبان حامی:
یعنی بهش بگم؟
حامی: ازت خوشم آمده
───── ✣ ─────
پارت 28 و 29 و 30 تقدیم نگاهتون🤍✨
•~~~~~~~~~~~~~~~~~•
پ.ن: هووووووو بالاخره حامی به پناه گفتت