𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 33 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆
Creator: Yasna
تیزر پارت ³³
که حامی وارد خونه شد خونه ساکت بود، فقط ما دو نفر، تو چشمام برقِ یه جرأتِ تازه دیدم وقتش بود، دقیقاً همین وقت، که تمامِ این حسِ پنهان رو بریزم بیرون اما… یه ترسِ قدیمی، یه «نمیدونم چرا»یِ گُنگ، دستم رو گرفت.
دستمو خشک کردم و برگشتم سمتش
───── ✣ ─────
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 33 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆
Creator: Yasna
• 𝔓𝔞𝔯𝔱 34 •
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
حامی: خواهش (چشمک)
داشت از اتاق میرفت بیرون ولی برگشت سمتم
حامی: راستی سرت خوب شد؟
با سر درد لب زدم
پناه: اره بهترم
حامی: خوبه
چشمکی زدم که رفت بیرون:)
دوساعت بعد~>
بابا: پناه پاشو بریم خونه
پناه: بابا من میخوام بمونم
بابا: نه دیگه پاشو
پناه: نمیام (لج)
بابا: بدو بدو جلو در منتظرم
پناه پاشو شب میاییم
پناه: شب میاییم؟ (ذوق)
حامی خندشو بزور نگه داشت که با ذوق من ترکید
حامی: (قهقهه)
پناه: کوفت
حامی: خب چیکار کنم یهو عین بچه ها ذوق کردی خندم گرفت لجباز ( خنده)
پناه: همین که هست
بابا: بریم؟
پناه: اگه شب میاریم اره
بابا: اره میآییم بیا بریم
با همه خدافظی کردم یه نگاه پر حسرت به حامی انداختم و سریع نگاهمو ازش گرفتم رفتیم
خونه~>
مامان: چه عجب نمیومدین
پناه: ماشین خراب شد آریا داشت درست میکرد
بابا: بعدشم من لج کردم نمیومدم (ادایپناهودراورد)
پناه: باباااا (داد و خنده)
بابا: جانمم (خنده)
─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─
...༻ بـقـیـه در پـارت بـعـد ༻...
𐙚حامیملندֶָ֢⃝. ֶָ֢.
☆ 𝕷𝖔𝖛𝖊 𝕬𝖒𝖎𝖉𝖘𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 ☆ Creator: Yasna • 𝔓𝔞𝔯𝔱 33 • ─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═─═
پارت 33 و 34 تقدیم نگاهتون🤍✨
•~~~~~~~~~~~~~~~~~•
پ.ن: اوخی چه ناناص🦦💙