eitaa logo
هیچ²
1.6هزار دنبال‌کننده
379 عکس
24 ویدیو
0 فایل
-سوداگرِ خیالم‌ و سرمایه‌دارِ هیچ‌ خودمونی تره: @hhhhhan
مشاهده در ایتا
دانلود
_
و من نمی‌دانم آیا مادرش هم او را به اندازه‌ی من دوست داشت!؟ آیا کسی می‌توانست بفهمد که دوست داشتن او چه لذتی دارد و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می‌کند!؟ آدم پر می‌شود. جوری که نخواهد به چیزی دیگر فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد و هیچگاه دچار تردید نشود. -سمفونی مردگان/عباس معروفی
‏زندگی چقدرشبیه ماسوله است سقف خیال یکی کف روزمرگی دیگریست
آدمیزاد وقتی مدام به آرزوهاش نمی‌رسه دیگه چندان تمایلی به آرزو‌های جدید نداره
زندگی هیچ نمی‌گوید نشانت‌ می‌دهد
دلت را بتکان، اشتباهاتت وقتی افتاد روی زمین، بگذار همانجا بماند فقط از لابه لای اشتباه‌هايت، يک تجربه را بيرون بکش قاب کن و بزن به ديوار دلت. اشتباه کردּن اشتباه نيست در اشتباه ماندن اشتباه است.
جمعه‌ها انگار از تقویمِ آدم‌ها جداست ساکت و آرام و راکد فارغ از آزردگی جمعه می‌آید که جانی تازه گردد در دل این روزگار بی‌مروت در دل این زندگی جمعه می‌آید که از خاطر نباید برد این‌ها را هنوز آغوش هست هنوز آدم به شوق بوسه‌ای حرفی نوازش‌های محبوبی هنوز از یاد لبخندی سراپا شور می‌گردد. چرا غم؟ آدمی، با بی‌خیالی در مصاف زندگی در اوج باران‌های غم پر شور می‌گردد چرا غم؟ ماهِ بی‌تابم نمی‌بینی؟ هنوز آغوش هست؛
من آمده بودم تا برای تو بنویسم قرآن خواندم حُکم داشتنت را دریابم آمدم صدایت شوم ، فریادت کنم تمام پیامبران با معجزاتشان در خانه ما خواب بودند آمدم دعایت کنم قدِ دین به دعای آزادی دنیا نمی رسید آمدم آرزویت کنم حرام بود دلم می خواست برای تو بمیرم نَفْس بود ، اَماره بود دلم آواره بود، گناه بود لا اکراه فی الدین و دنیا مال شما من برای یار می میرم تو شهادت بده که عشق و آزادی در زمانه ما نام دو شهید بود ولله سمیعٌ علیم ، ای شنوای دانا بشنو بشنو بشنو اگر می شنوی برای هر دویمان بریز غریبی نکن سال هاست در پیک هایمان غُصه و قصه واهی می ریزیم و غم تو را بالا می رویم که چقدر تنهایی چقدر دوری چقدر صدایت می کنیم و صدا به صدا نمی رسد میان این خیل فریاد باز هم فریاد میکنم که کاش تو هم معشوقه ای داشتی خدا آنوقت شاید جهان جای کم حزن تر و مهربان تری با ما بود -گچپژ یاداشت های پاره،پاییز هزارو چهارصدو اندوه و دلتنگی/رو به روی ماه.
کاش اینجا بودی همین کنار خودم و من یادم میرفت که خسته‌ام خوابم خرابم
شدیم شبیه همون معتاده ‌ که می‌خواد یه شبه ترک کنه بی دوا، بی درمون یکسره، ناگهانی و باالجبار یهو می‌بینی یه هفته غیب می‌شیم خماری ندیدن چشاتو می‌کشیم تا بشه یادمون بره اون کهکشان راهِ شیری رو اما چه فایده زور درد خماری بیشتر از این حرفاست اون‌ قدر زیاد که ما رو بکشونه سمتت بگیم این آخرین باره می‌زاریم که دل، تنگش شه تفریحی می‌زنیم غماشو پاییز بلنده و وقت زیاد برای فراموش کردنش چیزی نمی‌شه حالا ولی می‌شه دیر می‌شه تا چرتمون ببره شب شده معتاد می‌شیم باز -گچپژ
نظریه ی نامحبوب: آدما چرت و پرتاشونو در قالب نظریه‌ ی نامحبوب یا فکت نامحبوب به خوردتون میدن تا مجبور شید تاییدش کنید.