از درختا شنیدم که پرتقال خیلی حسوده
چطور بگم؟
وقتی میبینه معشوقش پاییز؛
گیس نارنجیش رو به دست باد امانت میسپره
و تن نارنجی رنگش رو گاهی سرد و گاهی گرم میکنه
تا توجه دیگران رو جلب کنه و از زیباییهاش تعریف کنن
ترش میکنه و تلخ میشه
واسه همینه که اوایل پاییز
با یه مَن عسل هم نمیشه خوردش
اما رفته ، رفته
وقتی دلبر پر ناز و اداش
پیر و خونه نشین از سرمای زمستون میشه
تنها کسی که عصای دست حنا گرفتشه
همون پرتقال تلخیه که لحنش شیرین و خواستنی شده
خواستم بگم که پرتقال باشید
وقتی که آدم سرپاست
و به قول معروف سری تو سرا داره و سرش شلوغه
که همه دوسش دارن.
عاشق اونه که تو روزای پرمشقت و تنهایی همدم آدم باشه
وگرنه همه بلدن
واسه روزای دلگیر و بارونی فصل خزون
همقدم پیدا کنن
-گچپژ
#مناسب_پادکست
به قول آقای چاووشی:
هی سر به راه تر، هی سر به زیر تر
هی گوشه گیر تر، هر لحظه خسته تر
هر لحظه تلخ تر، هر لحظه پیر تر ...
یه دردایی هستن به اسم نمیدونم
این دکترای احمق فکر میکنن مشکلت افسردگیه
یا سادیسم شدید و اسکیزوفرنی یا حتی مازوخیسم
ولی تو مشکلت فقط نمیدونمه
نمیدونما عجیب مزهی زهرماری دارن
یه چیزی تو مایههای خوردن بستنی وانیلی یخ زده
با دهن پر خون و سردرد میگرنی
اونم وقتی که
قشنگ حس میکنی یکی با مته برقی
رو مخت سمفونی خلق میکنه
دقیقا همینقدر زجر دهنده
دقیقا همینقدر نمیدونم.
-گچپژ
#مناسب_پادکست