اگر زنده ماندم
و روزی باهم در یک خانه چای خوردیم
برایت تعریف میکنم که این روزها
چقدر سخت و دیر و دور گذشت
شبی که دیدمت
عقربه ها دونده های المپیک بودند
حالا که نیستی
مثل بازنشسته های وسط پارک
متفکرانه
دوز بازی می کنند
هر ایرانی باید این چند کتاب
رو بخونه:
• بامداد خمار
• سمفونی مردگان
• راهنمای مردن با گیاهان دارویی
• سال بلوا
• پائیز فصل آخر سال است
• کلیدر
• جای خالی سلوچ
• سووشون
• دایی جان ناپلئون
• تکههایی از یک کل منسجم
در روزنامه میخواندم پنج نفر
در جنگلی گم شده اند...
قصه ی انگشت های من
و موهای شماست...
من فقط دلم می خواست توی تاریکی در بغلش بخوابم و به صدای بارون گوش بدم. الان هردومون داریم بارون به این خوبی رو تلف میکنیم.
📚خداحافظ گاری کوپر
#تیکه_کتاب
دنبال کسی نگرد
که دارد غرق می شود
مرا که اینقدر آرام روی صندلی نشسته ام
و دارم چای می نوشم
نجات بده.
این دنیای کوچک و هفت میلیارد آدم
یعنی تو باور میکنی؟
شمردهای؟ کی شمرده است؟
جز سیاست مدارها دیدی کسی آدم بشمرد؟ باور نکن نارنجی
باور نکن سبز آبی کبود من
باور کن همهی دنیا فقط تویی
و برخی دوستان
بقیه تکراریاند
-سمفونی مردگان
#تیکه_کتاب