eitaa logo
هیچ²
1.6هزار دنبال‌کننده
379 عکس
24 ویدیو
0 فایل
-سوداگرِ خیالم‌ و سرمایه‌دارِ هیچ‌ خودمونی تره: @hhhhhan
مشاهده در ایتا
دانلود
‏دیگه غم تویِ صورتش نبود، «بلکه عضوی از صورتش بود»، چشم، ابرو، بینی، دهان و غم.
این نیز بگذرد هایی که گفتیم عمرمان بود؛ "@HHEECH"
ما مسکن های موقت بودیم مرهم‌های چندروزه که بعد از شنیدنِ درد و دلامون از کنارِ زخم‌های هم گذشتیم و فراموش کردیم که یک شب‌هایی همدیگه رو با غم‌هامون بغل کرده بودیم تا قوی بمونیم و نشکنیم و خشک نشیم. ما باهم به دردهامون خندیده بودیم و آخرِ خنده‌هامون سکوت کرده بودیم دیوونگی لابد همین بوده که ندونیم بینِ دست‌هامون چقدر فاصله ست اما دل‌هامون چفتِ هم باشه و ریتمِ خنده هامون مثل هم زود فراموش شدیم ولی رفیق اونقدر که حالا وقتی حال همو می‌پرسیم واسمون مهم نیست کِی جواب میدیم دیگه مهم نیست پشتِ خط می مونیم یا رد می کنیم تماسِ همو دیگه مهم نیست یه روزی آرزومون از تهِ دل خندیدن توی شهر بود و زیرِ گوش هم آروم حرف زدن دیگه هیچی مهم نیست جز اینکه فقط یک شبایی دلتنگِ درد و دل کردن‌هامون میشیم دلتنگِ صدای هم که آرام بخش روحمون بود حالا که زخم‌هامون خوب شده بیشتر تنهاییم اونقدر که حاضریم باز غصه دار بشیم تا همدمِ لحظه های ملال انگیزِ هم بشیم اونقدر که دردِ زخم‌هارو به جون می‌خریم تا اونی که زخم‌همونو می‌بنده تو باشی بلکه ببینیم همو به بهانه غصه هامون اما واقعیت این نیست من به دلم میگم توام بگو :" ما تنها امتدادِ غم های بی‌رویه هم بودیم که هیچوقت دست هایمان به هم نرسید"
حواسم را پرت میکنم در سطل زباله گوشه اتاق؛
وضعیت الانم اینجوریه که انگار برف اومده اما مدرسه تعطیل نشده، انگار بستنیم افتاده رو زمین، انگار آهنگام پاک شده، انگار ظرف آش ریخته روی فرش، انگار از کنکور جا موندم، انگار اسکرین شاتام پاک شدن، انگار بادوم آجیلم تموم شده، انگار قاشقم توی سوپ غرق شده..
هیچ²
MOOD⇲
MOOD⇲
+چرا همیشه حالت بده؟ -هروقت واسه حالِ بدم دلیل پیدا کردم حتما همتونو در جریان میزارم.
باید هممون یه وثیقه بزاریم فکرمونو آزاد کنیم.
هدایت شده از - stupid heart -
بچها جونی بیاین خلسه https://eitaa.com/khlseh_1
دنیا هیچ تعهدی واسه تکرارِ هیچ لحظه‌ای به هیچکسی نداده، خوش بگذرون
‌‏در نیم‌ ساعت فرو ریختم یک ماه است که آوار جمع می‌کنم و هیچ فایده نمی‌کند. مرز های کمک‌رسانی بسته است. اندرونم هیچ‌کس نیست. صبح به صبح رو به آوار می‌ایستم و بشمار سه حمله‌ور می‌شوم. شب که می‌شود انگار هیچ نکرده‌ام. نه من تمام شدنی‌ام و نه این آوار.