هدایت شده از - stupid heart -
یه سری "کاش" ها تو زندگی هستن که هیچوقت جای خالیشون پر نمیشه، فقط هربار که یادشون میوفتی تا مغز استخونت از حسرت تیر میکشه.
به سرم زد یک شب ناشناس امتحانش کنم
بازی خطرناکی بود اما به ریسکش میارزید
نوشتم : سلام
پاسخ داد : سلام ؛ شما ؟
گفتم : غریبه
خدا خدا میکردم که دیگر پیامی نگیرم
آخر قرارمان این بود که ناشناسی واردِ حریممان نشود
گفت : میشه خودتونو معرفی کنید ؟
نوشتم و نوشت
ساعت ها برایم گفت
از تنهاییاش
از گذشتهاش که پاک بود از آدمها
نالید از عشقهای امروزی
گفت منتظر است یک دانه تابَش سرِ راهش قرار گیرد
با شمارهی خودم پیغام دادم
جواب نداد
برای غریبه اما حاضر بود جانش را بدهد
عجیب بود که دیگر خبری از شلوغیِ کارش نبود
عجیب بود دیگر دستش هم بند نبود
عجیب بود
همه چیز عجیب بود
بعد از سالها
مرا با غریبهای عوض کرد که خودم بودم.
گاهی در زندگی غریبه شوید
آدمها گاهی غریبه ها را به عشقشان ترجیح میدهند؛!
جنبه محبت نداریم.
ظرفیتمون که تکمیل شه،
غرورمون سرریز میشه،
و سِیل بی تفاوتیمون
آدمای مهربونو غرق میکنه.
آروم که گرفتیم،
هاج و واج دنبال محبت میگردیم.
کلا آدمای عجیبی هستیم؛!
جمعهها انگار از تقویمِ آدمها جداست
ساکت و آرام و راکد
فارغ از آزردگی
جمعه میآید که جانی تازه گردد
در دل این روزگار بیمروت
در دل این زندگی...
جمعه میآید که از خاطر نباید برد اینها را:
هنوز آغوش هست
هنوز آدم به شوق بوسهای
حرفی
نوازشهای محبوبی
هنوز از یاد لبخندی
سراپا شور میگردد.
چرا غم؟
آدمی با بیخیالی در مصاف زندگی
در اوج بارانهای غم
پر شور میگردد
چرا غم؟
ماهِ بیتابم!
نمیبینی؟
هنوز آغوش هست؛
نباید چت های قدیمیتون با آدمایی که دیگه تو زندگیتون نیستن رو بخونید و روح و روانتونو پریشان کنید.
من نه به قدر فریادهای افکار درون سرم پرهیاهو و نه به قدر سکوتم در جمعها خاموشم، من فقط نمیتوانم بین ایندو وضع، تعادل برقرار کنم؛
یه اصطلاحی وجود داره به اسم «انتقام از زمان با طفره رفتن از خواب». برای فردیه که با وجود خستگی زیاد شب بیدار میمونه و مثلا توی شبکههای اجتماعی میگرده. چون فکر میکنه کنترل زیادی روی زندگی روزمرهش نداره، پس میخواد حس کنه زمان بیشتری به خودش اختصاص داده و از فردا هم فرار کنه.