دیدین یه خواب خیلی ناراحت کننده میبینی و وقتی بیدار میشی و میفهمی همهش خواب بوده چقدر خوشحال میشی؟
از لحاظ روحی نیاز دارم بیدار شم و ببینم همهش خواب بوده.
هیچ²
یه افسانه هست که میگه: اگه میخواین متوجه بشین قدرت ماورایی دارید یا نه کافیه برید پیش یه درخت و سعی
یه افسانه هست که میگه: قبل از اینکه بیایم روی زمین فرشته ها همه حقایق رو بهمون گفتن ولی بعدش انگشتشون رو روی لبامون گذاشتن تا فاش نکنیم، برای همین بالای لبهامون خط داره؛!
موندگار ترین زخما از همون کسایی بود که وقتی میخواستیم بگیم ناراحت شدیم ازشون تو دلمون گفتیم اشکال نداره دوسش دارم؛
مامان
با یه ظرف بیسکوییت و ماگ قهوم اومد تو اتاقم
و نشست رو تخت ..
بعد از یکم نگاه کردن به در و دیوار و سقف
خیلی بیمقدمه پرسید
'چند درصد احتمال داره دیوونه بازیات بخاطر عاشق شدنت باشه؟'
به پهنای صورت لبخند زدم و پرسیدم
حالا چرا فکر میکنی عاشق شدم ؟
گفت '' ساکتی
میای پیشمون
غذا میخوری
فیلم میبینی
حرف میزنی
ولی حرفات مثل یه صدای از پیش ضبط شدست
مخالفت نمیکنی
دیگه با خواهرت جر و بحث نمیکنی
هوا سرد شده
و ازم نخواستی لباسای پاییزی رو از کمد دربیارم؛
صبح به صبح زودتر از همه از خونه میزنی بیرون
و جلوی در منتظر رفیقات نمیمونی
داداشت میگه امروز قهوه ریختی برای خودت
چند دقیقه به بخارش خیره شدی
و بعد چاییو خالی کردی تو سینک ..
نمیای بریم قدم بزنیم؟
کی هست حالا ؟
باهاش در ارتباطی الان ؟ ''
ادا دروردم و خندیدم و یه بیسکوییت برداشتم
و به زور مجبورش کردم ازم بگیره و گفتم :
خیلی وقته که عشق دغدغهام نیست
اینکه چطوری حین زنده بودن
زندگی کنم ؛ دغدغمه مامان.
از خودت زیاد عکس بگیر
میرسه روزی که تنها چیزی که ازت باقی میمونه
همین چندتا عکسه
که در نهایت تو یه فولدرِ دور افتاده
تو لپتاپِ دوستات ذخیرهست!
که هر از چندگاهی بر حسب اتفاق
دستش میخوره بهش و بازش میکنه و یه یادی ازت میکنه!