eitaa logo
هیچ²
1.6هزار دنبال‌کننده
455 عکس
33 ویدیو
1 فایل
-سوداگرِ خیالم‌ و سرمایه‌دارِ هیچ‌ خودمونی تره: @hhhhhan
مشاهده در ایتا
دانلود
هیچ²
یه افسانه هست که میگه: اگه رنگ چشمات روشنه یعنی تو گذشته زندگی راحت و بی‌دردسر داشتی و اگه رنگ چشمات
یه افسانه هست که میگه: اگه تو این زندگی آرزوی برآورده نشده و رویای واقعی نشده‌ای داریم، حتما تو زندگی قبلی بهش رسیدیم و دیدیم خوش نمیگذره؛!
مردی در ناحیه جنوبی بیروت در میانه حمله جنگنده‌های یهود تنها کاری که از دستش بر می‌آمد این بود که استغاثه از مولایمان را از بلندگوهای مسجد قائم پخش کند صدایش را ببرد تا ته تا نه‌ تنها به تک‌تک خانه‌های بیروت بلکه تا تپه صهیون هم برسد. تا خرابه‌های خان‌یونس هم برسد. تا بلندای قلعه الشقیف هم برسد. تا برج‌ها و شهرک‌های سازمانی تهران هم برسد. که به فراموش‌کاران یادآوری شود که ما ملول نیستیم. جوان رعنایی، زاده سامرا، پسر ابرمردی زاده کعبه، در کربلا، در صحن فاطمه زهرا در نجف در گوشه‌ای تاریک در بقیع در کنار دیوار کعبه در گوشه‌ مسجد گوهرشاد در میانه مسجد جمکران در کنار قبر شهید گمنامی در روستایی دورافتاده، نشسته است گریه می‌کند و محاسنش از اشک چشمانش خیس شده است و دعا می‌کند. دعا به اکْفِیانِی فَإِنَّکُما کافِیان می‌رسد بمب دیگری خانه‌ای را ویران می‌کند. اما عزیز من،تو برای ما کافی هستی. تو از آمریکا و اسراییل بزرگ‌تری از جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌ها و ناوها از سردارها و ژنرال‌ها تو از شورای امنیت ملی بزرگتری تو از تمام جمهوری‌های اسلامی و غیراسلامی بزرگتری تو از تمام ملک‌ها و پادشاهی‌ها بزرگتری. الغوث، الغوث الغوث ادرکنی، ادرکنی، ادرکنی الساعه، الساعه، الساعه العجل، العجل، العجل. -گچپژ
درمانده‌ام ، خسته؟ نمیدانم کیلو کیلو غم را در سینه‌ام احساس میکنم میخواهم دهان باز کنم و عربده بزنم اما تا این صدای لاکردار به بالای گلویم میرسد یکجا فرو میریزد یکهو لال میشوم ، لال. دست هایت را برای نوازش نمی‌خواهم نوازش هایت دردی را از من دوا نمیکند دست هایت بیاور ، این سینه‌ی وامانده‌ام را بشکاف و تمام این غم های بی پدر و مادری که جان میگیرد را از سینه‌ام بیرون بکش تا گوش هایت از صدای خسته‌ی آخيشم پر شود. آخیشی که همراه با آغوش و اندکی از صدای گیرایت که میگوید " تمام شد نفس بکش " باشد.
ـ
حق بدهیم یک وقت هایی آدم ها حوصله ی خودشان را هم ندارند . . . نباید توقعی داشت وگرنه دیوارِ حرمت ها فرو می ریزد کاری به کارِ بی حوصلگیِ آدم ها نداشته باشیم بابتِ حالِ بدشان توضیح نخواهیم هر آدمی حق دارد گاهی از قوی بودن انصراف دهد خلوتی بی واسطه بخواهد جایی که خبری از هیاهویِ هیچ بشری نباشد جایی که در سکوت و تنهایی بنشیند و خودش را پیدا کند صبرِ آدم ها که لبریز شد نسبت به همه چیز ، بی حس می شوند دنبالِ غارِ ساکتِ تنهاییِشان می گردند آدم است دیگر یک وقت هایی کم می آورد کم آوردنِ آدم ها را جدی بگیریم درک کنیم دورتر بایستیم گاهی همین به حالِ خود رها کردن همین سکوت و حق دادن بهترین حالتِ دوست داشتن است
هوا انقد گرمه که با قیافه برد پیت میری بیرون با قیافه اسی قلک بر میگردی