دارم کارمو میکنم، کتابمو میخونم، فیلممو میبینم، یهو چی میشه؟ نیروی زندگی ازم خارج میشه. یهو دیگه دلم نمیخواد کاری کنم. میخوام هیچ کاری نکنم. من میخوام یه کاکتوس تنها باشم بشینم یه جا کاری نکنم و کسی هم بهم دست نزنه.
تو مدرسه با بچه ها داشتیم از دست یه چیزی فرار میکردیم بعد وسط کتابخونه مدرسه یه درخت آلبالو بدون برگ بود_فقط میوه داشت_و یه نور پرنسس دیزنی طوری هم بهش میتابید و دو تا از بچه ها که دوقلو بودن زیرش آبنبات میخوردن😐
_-_-_-_-_-_-_
شب قبلش دیزنی دیدی؟😂
چقد رویایی🤣
اولش پو داشت برای پنج آتشین کتاب داستان میخوند بعد شدم شخصیت دختر بچه تو کتاب که باید از دست هیولا در میرفت بعد دختره با بابای نیمه هیولاش رفتن مهاجرت کنن ولی کپی و پرینت ها بسته بودن و نتونستن گذرنامه بگیرن و موندن تو خیابون آخرشم هیولاها و تروریستا حمله کردن به شهرحمله کردن 😂😂💔
_-_-_-_-_-_-_
🤣🤦♀
خواب دیدم انگشتمو میمکدم ، بعدش یهو کنده شد افتاد زمین 🤣 منم برش داشتم گذاشتم تو جیبم #ماحیه
_-_-_-_-_-_-_-_
ووویییینیهشععشتسنس
اولش باب اسفنجی بودم که تو یه آزمایشگاه داشتن روش آزمایش غیرقانونی میکردن و چندتا شبیه هم ازم ساخته بودن. بعدش تو پله های اضطراری مارپیچ آزمایشگاه از دست یه ایل سرباز امنیتی در میرفتم و آخرش شدم کاراکتر شیرو تو کارتون نگهبانان کهکشان که میخواست همون باب اسفنجی رو فراری بده😂💔 آخرشم به دریا رسیدم🤣🤣_خیلیییییی خلاصه گفتم خیلییی سم تر بود
_-_-_-_-_-_-_
این خوابای سم و تخیلی معمولا برای من بعد نماز صبح اتفاق میافته😔😂قبل نماز صبح خواب های جدی میبینم😂