مامانم میگه همتون همین شکلی بودین
عاشق اون عروسک کچلا
و فکر میکنم میبینم اره بچه بودم خیلی ازونا داشتم و دوسشون داشتم🙂😂
{''خونھدرختے''}
خواهر کوچیکم عاااشق عروسکای کچل و معلوله😂(ینی یک دست یا پا ندارن) بعد اون عروسکایی ک لباسای خوشگل تن
عه وا من
یدونه از این کچل زشتا داشتم جیش میکرد
{''خونھدرختے''}
عه وا من یدونه از این کچل زشتا داشتم جیش میکرد
منم داشتمممم😭
مامان بزرگم از کربلا فک کنم آوردن
لگن و شیشه شیر و شیر خشک و پوشک هم داشت با لباس
اصن خیلییی شیک بود
یک سره هم نم میزد🤣🤣🤣
{''خونھدرختے''}
منم داشتمممم😭 مامان بزرگم از کربلا فک کنم آوردن لگن و شیشه شیر و شیر خشک و پوشک هم داشت با لباس اصن
پستونک هم داشت آهن ربایی بود ب دهنش محکم میچسبید😭😂
{''خونھدرختے''}
منم داشتمممم😭 مامان بزرگم از کربلا فک کنم آوردن لگن و شیشه شیر و شیر خشک و پوشک هم داشت با لباس اصن
من دخترخالم پستونک خوشگلشو همون روز اول شکوند
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینجا اول جاده بود هنوز به قشنگیا اصلیش نرسیده بودیم، بچه رو پام بود برا همین دستم میلرزید 😭😂
ولی خیلی گشنگ بود، من اولین بارم بود میرفتم
{''خونھدرختے''}
منم داشتمممم😭 مامان بزرگم از کربلا فک کنم آوردن لگن و شیشه شیر و شیر خشک و پوشک هم داشت با لباس اصن
برا من پیشرفته تر بود شماره دو هم میکرد😎😂🤝