الان دقیقا دوست دارم کربلا باشم بعد از بازرسی پله هارو که اروم اروم میام پایین،یک گوشه پله هات بشینم به گنبدت نگاه کنم تا بغضم برطرف شه،همین:)
‹ حُـࢪِّھ¹³⁵ ›
الان دقیقا دوست دارم کربلا باشم بعد از بازرسی پله هارو که اروم اروم میام پایین،یک گوشه پله هات بشینم
یا حتی خونه پدری،سحر باشه،اون بادِ ملایمی که میاد،اونجا که داخل صحن میشینی و فقط به گنبد خیره میشی...هرچی غم داری یادت میره: )))
هدایت شده از ناحِله
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه شب هایی که کربلا بودم و گفتم حرم رو ولش کن خسته ام بذار برم استراحت کنم
چه موقع هایی که توی حرم بودم اما
به اصل زیارت نپرداختم. .
هی حواسم اینور و اون ور بود
هی دنبال این بودم که از همه جا عکس بگیرم ...
اون موقع نفهمیدم به خدا 💔😭
دیدین بعضی موقع ها ناخود اگاه میلرزید یا یک تکونی میخوردید؟این میدونین چیه؟جناب عزرائیل از کنارمون رد میشن و میگن یک روز وقتِ توهم میرسه... اماده باش... خلاصه که هروقت براتون این اتفاق افتاد به فکر اون ورتون هم باشید:)!
‹ حُـࢪِّھ¹³⁵ ›
چه شب هایی که کربلا بودم و گفتم حرم رو ولش کن خسته ام بذار برم استراحت کنم چه موقع هایی که توی حرم
ما بنده توایم فراموشمان نکن: )💔