35.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماجرا از اونجایی شروع شد که گفتیم نیمه شعبان یک کار ِقشنگ رو استارت بزنیم .
دور هم جمع شدیم و کلی فکر کردیم و برنامه ریختیم،هرکی یک جای کار رو دست گرفت...
خیلی جاها کم اوردیم اصلا گفتیم ولش کن،یا کارها درست نمیشد؛ولی هممون یک امیدی ته دلمون داشتیم و متوسل شدیم به خودِ صاحب الامر:)♥️
برنامه ریختیم و امروز صبح رفتیم حرم،با گل های نرگس و نامه کوتاهی از زبان خود امام زمان به مردم که رزقِ اون روزشون بود شروع کردیم،بالاخره تونستیم یک لبخندِ کوچیکی به لب مردم بیاریم و عیدو بهشون تبریک بگیم...
رفقایی داشتیم که نذر داشتن و نذرشون رو توی این برنامه ادا کردن!🌿
امروز خیلی روزِ خوبی بود،با تموم سختی ها و تلخی های اخرش،بهمون خیلی چسبید!
[سال هاست منتظرِ سیصدو اندی نفر است،انقدر مرد نبودیم که یارش باشیم:)]
..
+الهم عجل لولیک الفرج!🌾
وتشکراز کسانی کهدر اینکار ِ
خیر سهیم بودند ..
‹ حُـࢪِّھ¹³⁵ ›
ماجرا از اونجایی شروع شد که گفتیم نیمه شعبان یک کار ِقشنگ رو استارت بزنیم . دور هم جمع شدیم و کلی فک
اگر خواستید کلیپ رو نشر بدید لطفا[باذکر منبع و فقط فور کنید]باتشکر!🌿
‹ حُـࢪِّھ¹³⁵ ›
-همه بر سر زبانند و گویی تو در میان جانی... سلام آقای عزیز💚: )
حقا که دنیا بدونِ شما،نمی ارزد!🌿
‹ حُـࢪِّھ¹³⁵ ›
حقا که دنیا بدونِ شما،نمی ارزد!🌿
همتا هم نداری که ...
وقت نبودنت به دلم وعده بدهم
شاید [مثلش]را پیدا کنم !
آقای بی همتای من بیا...🍃