‹ حُـࢪِّھ¹³⁵ ›
:)🤍
نوشته بود:
مع انَّهُ انا كربلائية
ومدينتي الأُم "كَربَلاء"
واحبها مُنتهىٰ الحُب
و اشكر الله على هذهِ النعمة ليلاً ونَهارا..
لَكنَّ "مَشهدُ الرِضا"
تَسكُنُني وتَسكُنُ خَلاياي ولن تَنفك عن قَلبي مَدى الدَهرُ مادُمتُ حَيَّة…
"حتى في بعض احيان الجنون اتمنى لو كُنتُ نسختين نُسخةً في كربلاء ونُسخةً في مَشهد ..💔"
—
با اينكه من اهل «کربلا» هستم و زادگاهم کربلاست
و با تمام وجودم کربلای منو دوست دارم
و شب و روز خدا رو به خاطر این نعمت شکر میکنم...
اما «مشهد الرضا» در درون من و در سلولهای من ساکن است
و تا زندهام، هرگز از قلبم بیرون نخواهد رفت...
"حتی در لحظه های دیونگيم هم آرزو می کنم که کاش دو نسخه از خودم بودم، یکی در کربلا و یکی در مشهد."..💔
..
پ.ن:منم عزیزم منم: )💔
هدایت شده از بسپاریم به خدا | ساجدی فر
گفت راه حلی پیدا کردی ؟
گفتم آره ..
گفت چی ؟
گفتم سپردم به خدا !
@sajedifr
‹ حُـࢪِّھ¹³⁵ ›
ولیمن هرجازندگی بهم سخت گرفت کنار ِسجادهخوابیدم ..(: #تكدونه
ولیمن هرجازندگی بهم سخت گرفت
سر ِسجدهگریه کردم ..(:
#تكدونه