- حامیم -
__
گاهی انسان دچار میشود دچارِ یک شئ یا یک حیوان و یا دچارِ یک بنیآدمی به نام ِهمدم، رفیق، همسر، خانواده، از عالم ِفیزیک میشود فرار کرد اما از عالم ِخیال و خاطرات نمیشود .
انسانها میآیند و میروند به همانجا که آمده بودند بازگشت به عدم، احساس میکنم همهی ما آدمها با آنچه دچارشان بودیم، هنوز در جنگ و صلحیم، اتفاقات زندگی را اگر بشماریم هر آنچه به خاطرات وابسته است باقی میماند در ذهن، جعبهی ذهن ِما ظرفیت ندارد، هیچ وقت پر نمیشود این است بدبختی ِما در این دنیا، خاک بر سر این انسانی که نمیتواند از پس ِنیم وجب دل و نیم وجب مغز بر بیاید؛ [ #حامیمنویس ]
__
آقا جان سلام، راستش از اون قدیم ندیمآ که کوچکتر بودیم و سن و سالمون انقدر نبود که بهمون جوون و نوجوون بگن، چهل روز که مونده بود تا محرم مادرمون میرفت روضه و از اون روز شروع میکرد زیارت عاشورا خوندن، بعدها که بزرگ شدیم و خودمون تونستیم قرآن و دعا بخونیم فهمیدیم بهش میگن چله، حالا میخوایم از امشب تا محرم ِشما چله بگیریم، آقای امام حسین شما مؤلف دلهای شکستهای، عاشقان پاپتی و . . . ما رو به محرمت برسون(: [ #حامیمنویس ]
__
وسط همهی مشغلهها، وابستگیها، افکار ِبیبرو برگشت، تعلقات و طمع به رهایی تنها چیزی که میتونست قلب و ذهنمو آروم کنه، خوندن کتابی بود که مدتها برنامه داشتم برای خوندنش و قسمت نمیشد و امروز شروعش کردم و به نظرم تازه بعد از این کتاب معنای زندگی رو با تمام جزئیات میفهمم .
__
قدسنا؛ ودمُ السماءِ توقدَ يتلوكِ، انتِ الفدا ولكِ الفدا خاب الذين على المدى خلوكِ، یا فلسطین یا بلادي💔(: