__
وسط همهی مشغلهها، وابستگیها، افکار ِبیبرو برگشت، تعلقات و طمع به رهایی تنها چیزی که میتونست قلب و ذهنمو آروم کنه، خوندن کتابی بود که مدتها برنامه داشتم برای خوندنش و قسمت نمیشد و امروز شروعش کردم و به نظرم تازه بعد از این کتاب معنای زندگی رو با تمام جزئیات میفهمم .
__
قدسنا؛ ودمُ السماءِ توقدَ يتلوكِ، انتِ الفدا ولكِ الفدا خاب الذين على المدى خلوكِ، یا فلسطین یا بلادي💔(:
__
ماهیها همیشه در اسارتاند مدتی بلند در اسارت دریایی وسیع و مدتی کوتاه در اسارت ِ تور ِ نامرئی، اگر در دام این تور نامرئی بیفتد تا زمانی که اکسیژن و آب از او سلب نشود، نمیداند اسیر است، فکر میکند آزاد است، مثل من، مثل تو چرا که حاکم ِاو، حقیقت را از او پنهان میکند .
تا زمانی که جسم از او گرفته نشود نمیداند این اسارت پایانی نزدیک دارد، ما در این دنیا اسیریم، اسیر ِیک تور نامرئی در ذیل ِ اسارتی مقدس،در ذیل اسارتی وسیع تر به نام ِعبودیت، تا زمانی
که این جسم نفس میکشد حقیقت پشت ابرها میماند؛ اما این اسارت، پایانی نزدیک دارد؛ [ #حامیمنویس ]
- حامیم -
- عاقبت بخیرها . . .
؛
ز ِاعماق ِقرون از بین جمعیت تو را دیدم
توهم ای ناز ِمطلق از همان بالا ببین ما را؛ [ #لاادری ]