__
ماهیها همیشه در اسارتاند مدتی بلند در اسارت دریایی وسیع و مدتی کوتاه در اسارت ِ تور ِ نامرئی، اگر در دام این تور نامرئی بیفتد تا زمانی که اکسیژن و آب از او سلب نشود، نمیداند اسیر است، فکر میکند آزاد است، مثل من، مثل تو چرا که حاکم ِاو، حقیقت را از او پنهان میکند .
تا زمانی که جسم از او گرفته نشود نمیداند این اسارت پایانی نزدیک دارد، ما در این دنیا اسیریم، اسیر ِیک تور نامرئی در ذیل ِ اسارتی مقدس،در ذیل اسارتی وسیع تر به نام ِعبودیت، تا زمانی
که این جسم نفس میکشد حقیقت پشت ابرها میماند؛ اما این اسارت، پایانی نزدیک دارد؛ [ #حامیمنویس ]
- حامیم -
- عاقبت بخیرها . . .
؛
ز ِاعماق ِقرون از بین جمعیت تو را دیدم
توهم ای ناز ِمطلق از همان بالا ببین ما را؛ [ #لاادری ]
__
گلها رو دیدین چقدر حساسن؟! جاشون اگر عوض بشه، بهم میریزن بعضیا نمیتونن خودشون رو وفق بدن کمکم خشک میشن، حتی اگر خوب بهشون رسیدگی کنیم آب کافی، نور کافی، خاک مناسب باز هم فرقی نمیکنه؛ کار از کار گذشته چون جاش عوض شده !
وضعیت ما آدمها هم همینه از بغل خدا بلند شدیم اومدیم یه جایی که جامون نیست، یه وضعیت غریب، حالا هرچقدر ما میدوئیم که وضعیت درست بشه اما متاسفانه فقط ظاهره پول، شرایط خانوادگی، قدرت، تحصیل، مقام، هنر، هدفهای کوچیک و بزرگ، یکی نیست بگه بابا خودتو تموم نکن !
تو جات عوض شده بخوای نخوای باید این دنیا رو از سر بگذرونی برای همینه که یه غم بزرگی ته دلمون تهنشین شده؛ [ #حامیمنویس ]