★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:40
Fasl:1
اوین:سلام صبح همگی بخیر
اریانا:صبح توهم بخیر
فرشته:سلام مادر
اوین:بابا کجاست؟
فرشته:رفت سر کار
اوین:اهان
اوین هم نشست سر میز صبحانه
بعد از خوردن صبحانه رفت داخل اتاق و به گندم زنگ زد
مکالمه
گندم:الو جونم
اوین:سلام توت فرنگی
گندم:سلام آلوچه من
اوین:خب به حامی گفتم برای امشب دوتا بلیت کنسرت برای خودمو خودت بگیره
گندم:واقعا
اوین:آره و من ساعت 17 میرم تو 20 و اینا باید بیای
گندم:حله قشنگ فعلا
پایان مکالمه
اوین لباس هاشو پوشید و رفت سر کار
[کافه]
اوین:بفرمایید اینم سفارش تون
و رفت توی اشپزخونه
اریانا و دوستش اومدند و شیک سفارش دادن
اوین هم واسشون برد
[خونه ارمان و ارزو]
ارزو:گندم
گندم:جونم
ارزو:فردا میخوایم بریم خونه خاله
گندم:باشه مامان من شب میخوام برم کنسرت
ارزو:بسلامت مادر
گندم:مرسی
𝐍𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲❤️
𝐉𝐨𝐢𝐧 : @Haamim137613 ✨
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:41
Fasl:1
اوین از سر کار برگشت خونه
ناهارشو خورد و رفت تو اتاق خوابید
بعد از 1 ساعت بیدار شد و رفت سمت کمد لباس هاش و لباسشو پوشید
حامی اومد دنبالش
حامی:سلام خوشگل خانم
اوین:سلام عشقم
حامی:بریم
اوین:بریم
بعد از چند دقیقه رسیدند به استودیو حامی وارد شد و بعد اوین
حامی داشت تمرین میکرد
حامی: برای من هنوز شکل روز اولتی هنوز تازگیتو داری واسم و.....
ساعت 18:30
مردم داشتند بلیت هاشونو چک میکردن
و سالن کم کم پرشد
حامی لباسشو پوشید
اعضای بند روی استیج وایساده بودن و پرده هنوز باز نشده بود
گندم:عه اوین سلام
اوین:سلام خوشگل خانم
گندم:خوبی
اوین:مرسی فداتشم
شماره معکوس و پرده باز شد
حامی با اهنگ آی ستاره وارد شد
همه شروع به خواندن کردن
و بعد از اهنگ
حامی:سلام به کنسرت خودتون خوش اومدین
طرفدار:حامیم
حامی:جونم
طرفدار:مرور رو بخون
حامی:همه رو میخونم
طرفدار:حامیممم
حامی:جونم
طرفدار:امروز تولدمه
حامی:مبارکه
طرفدار:مرسیی
𝐍𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲❤️
𝐉𝐨𝐢𝐧 : @Haamim137613 ✨
★Roman nime I AZ ghalbam★
Part:42
Fasl:1
خلاصه زمانی
کنسرت تموم شد
گندم خودش ماشین داشت و رفت اوین هم نشست تو ماشین حامی
حامی رفته بود بک استیچ
__
3 روز بعد
بلاخره این روز فرا رسید
اوین صبح ساعت 5 بلند شد
حامی اومده بود دنبالش و برده بودش آرایشگاه و خودش هم آرایشگاه بود
گندم هم اومده بود کنار اوین
گندم:به عروس خانم
ارایشگر:اوین جون شما چه نوع میکاپی میخوای
اوین:من میکاپ لایت میخوام
آرایشگر:حله چشاته
اوین:مرسی
ساعت 18:00 باید باغ باشند
تازه ساعت 10 صبح بود
فرشته به اوین زنگ زد
اوین:الو جونم
فرشته:سلام مادر کجایی
اوین:آرایشگاه
فرشته:اریانا داره میاد کنارت
اوین:گندم بود
فرشته:دیگه اومده
اوین:باشه مامان کاری نداری
فرشته:نه خداحافظ
همون موقع اریانا وارد شد
اریانا:سلام به همه
اوین:سلام
اریانا:به دورت بگردم
گندم:سلام
اریانا:سلام گندم جون
ارایشگر:خب بانو اوین شما برید شینیون بکنید موهاتون بعد بیاین تا من واستون رژ و بقیه رو بزنم
اوین:چشم
1ساعت و نیم بعد
اوین شینیون ش تموم شد
نشست روی صندلی تا ادامه میکاپش را کند
ساعت 13 بود
اریانا زنگ زده بود ناهار سفارش داده بود
___
عصر شد
حامی اومد دنبالش
اوین اومد پایین
حامی محو زیبایش شده بود
اوین:چطورم
حامی: عالی شدی پرنسس خانم
𝐍𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲❤️
𝐉𝐨𝐢𝐧 : @Haamim137613 ✨