eitaa logo
{نیمـہ اے از قلبم🩵}
52 دنبال‌کننده
21 عکس
2 ویدیو
0 فایل
« بـہ نام حامے حامیم » رمانے پر از حس פּ خاطره🩵 | •رمان نیمـہ اے از قلبم• | رمانے خاص פּ بـہ یاـב مانـבنی✨ ـ؋ـصل اول بـہ قلم ؟ مهلا 👩🏻‍🦱 چنلمون ؟ @Haamim137613
مشاهده در ایتا
دانلود
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:41 Fasl:1 اوین از سر کار برگشت خونه ناهارشو خورد و رفت تو اتاق خوابید بعد از 1 ساعت بیدار شد و رفت سمت کمد لباس هاش و لباسشو پوشید حامی اومد دنبالش حامی:سلام خوشگل خانم اوین:سلام عشقم حامی:بریم اوین:بریم بعد از چند دقیقه رسیدند به استودیو حامی وارد شد و بعد اوین حامی داشت تمرین میکرد حامی: برای من هنوز شکل روز اولتی هنوز تازگیتو داری واسم و..... ساعت 18:30 مردم داشتند بلیت هاشونو چک میکردن و سالن کم کم پرشد حامی لباسشو پوشید اعضای بند روی استیج وایساده بودن و پرده هنوز باز نشده بود گندم:عه اوین سلام اوین:سلام خوشگل خانم گندم:خوبی اوین:مرسی فداتشم شماره معکوس و پرده باز شد حامی با اهنگ آی ستاره وارد شد همه شروع به خواندن کردن و بعد از اهنگ حامی:سلام به کنسرت خودتون خوش اومدین طرفدار:حامیم حامی:جونم طرفدار:مرور رو بخون حامی:همه رو میخونم طرفدار:حامیممم حامی:جونم طرفدار:امروز تولدمه حامی:مبارکه طرفدار:مرسیی 𝐍𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲❤️ 𝐉𝐨𝐢𝐧 : @Haamim137613 ✨
پیام ناشناس✨ ... به به ❤️✨ آوین:🤍🫐 مهلا:
پیام ناشناس✨ ... عالیه 😭 ❤️✨ آوین:قلب منی 🫀 مهلا:
سلام 🍓
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:42 Fasl:1 خلاصه زمانی کنسرت تموم شد گندم خودش ماشین داشت و رفت اوین هم نشست تو ماشین حامی حامی رفته بود بک استیچ __ 3 روز بعد بلاخره این روز فرا رسید اوین صبح ساعت 5 بلند شد حامی اومده بود دنبالش و برده بودش آرایشگاه و خودش هم آرایشگاه بود گندم هم اومده بود کنار اوین گندم:به عروس خانم ارایشگر:اوین جون شما چه نوع میکاپی میخوای اوین:من میکاپ لایت میخوام آرایشگر:حله چشاته اوین:مرسی ساعت 18:00 باید باغ باشند تازه ساعت 10 صبح بود فرشته به اوین زنگ زد اوین:الو جونم فرشته:سلام مادر کجایی اوین:آرایشگاه فرشته:اریانا داره میاد کنارت اوین:گندم بود فرشته:دیگه اومده اوین:باشه مامان کاری نداری فرشته:نه خداحافظ همون موقع اریانا وارد شد اریانا:سلام به همه اوین:سلام اریانا:به دورت بگردم گندم:سلام اریانا:سلام گندم جون ارایشگر:خب بانو اوین شما برید شینیون بکنید موهاتون بعد بیاین تا من واستون رژ و بقیه رو بزنم اوین:چشم 1ساعت و نیم بعد اوین شینیون ش تموم شد نشست روی صندلی تا ادامه میکاپش را کند ساعت 13 بود اریانا زنگ زده بود ناهار سفارش داده بود ___ عصر شد حامی اومد دنبالش اوین اومد پایین حامی محو زیبایش شده بود اوین:چطورم حامی: عالی شدی پرنسس خانم 𝐍𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲❤️ 𝐉𝐨𝐢𝐧 : @Haamim137613 ✨