eitaa logo
{نیمـہ اے از قلبم🩵}
51 دنبال‌کننده
21 عکس
2 ویدیو
0 فایل
« بـہ نام حامے حامیم » رمانے پر از حس פּ خاطره🩵 | •رمان نیمـہ اے از قلبم• | رمانے خاص פּ بـہ یاـב مانـבنی✨ ـ؋ـصل اول بـہ قلم ؟ مهلا 👩🏻‍🦱 چنلمون ؟ @Haamim137613
مشاهده در ایتا
دانلود
پیام ناشناس✨ ... عالیه 😭 ❤️✨ آوین:قلب منی 🫀 مهلا:
سلام 🍓
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:42 Fasl:1 خلاصه زمانی کنسرت تموم شد گندم خودش ماشین داشت و رفت اوین هم نشست تو ماشین حامی حامی رفته بود بک استیچ __ 3 روز بعد بلاخره این روز فرا رسید اوین صبح ساعت 5 بلند شد حامی اومده بود دنبالش و برده بودش آرایشگاه و خودش هم آرایشگاه بود گندم هم اومده بود کنار اوین گندم:به عروس خانم ارایشگر:اوین جون شما چه نوع میکاپی میخوای اوین:من میکاپ لایت میخوام آرایشگر:حله چشاته اوین:مرسی ساعت 18:00 باید باغ باشند تازه ساعت 10 صبح بود فرشته به اوین زنگ زد اوین:الو جونم فرشته:سلام مادر کجایی اوین:آرایشگاه فرشته:اریانا داره میاد کنارت اوین:گندم بود فرشته:دیگه اومده اوین:باشه مامان کاری نداری فرشته:نه خداحافظ همون موقع اریانا وارد شد اریانا:سلام به همه اوین:سلام اریانا:به دورت بگردم گندم:سلام اریانا:سلام گندم جون ارایشگر:خب بانو اوین شما برید شینیون بکنید موهاتون بعد بیاین تا من واستون رژ و بقیه رو بزنم اوین:چشم 1ساعت و نیم بعد اوین شینیون ش تموم شد نشست روی صندلی تا ادامه میکاپش را کند ساعت 13 بود اریانا زنگ زده بود ناهار سفارش داده بود ___ عصر شد حامی اومد دنبالش اوین اومد پایین حامی محو زیبایش شده بود اوین:چطورم حامی: عالی شدی پرنسس خانم 𝐍𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲❤️ 𝐉𝐨𝐢𝐧 : @Haamim137613 ✨
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:43 Fasl:1 اوین:اوه چه اقا شدی حامی اوین رو بغل کرد این تازه عقدشان بود و انقدر عشق چه برسه به عروسیشان بعد از بغل حامی در ماشین رو برای اوین باز کرد اوین با لبخند ملیح قشنگش وارد شد حامی هم نشست به سمت باغ راه افتادند توی مسیر اهنگ هنوزم پخش شد برای من هنوز شکل روز اولتی..... رسیدند باغ گندم و اریانا زودتر رفته بودن حامی در رو برای اوین باز کرد و دستش رو گرفت و وارد شد عاقد هم اومده بود اوین و حامی روی صندلی نشستند عاقد تمام خطبه را خواند و رسید به مرحله حساس عاقد:دوشیزه مکرمه اوین نصیری فرزند رضا نصیری آیا شما وکالت می‌دهید شما را به عقد دائمی جناب آقای حامی صالحی فرزند حمید صالحی در بیاورم جانا:عروس رفته گل بچینه عاقد:برای بار دوم میفرمایم دوشیزه مکرمه اوین نصیری آیا شما وکالت می‌دهید شما را به عقد دائمی اقای حامی صالحی در بیاورم جانا:عروس رفته گلاب بیاره عاقد:برای بار سوم عرض میکنم دوشیزه مکرمه اوین نصیری آیا شما وکالت می‌دهید شما را به عقد دائمی اقای حامی صالحی در بیاورم اریانا:عروس زیر لفظی میخواد حامی ست انگشتر و گردنبند رو به اوین داد اوین:با اجازه پدر و مادرم و بزرگای جمع بله گندم:مبارکهه 𝐍𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲❤️ 𝐉𝐨𝐢𝐧 : @Haamim137613 ✨
سلام ❤️
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:44 Fasl:1 آن شب حس امن به اوین دست می‌داد حسی که در شب عقد بود قرار بود بهترش در عروسی اتفاق افتد! آن شب همه خسته شده بودن از خوشحالی زیاد😊 اوین‌درگوش حامی گفت:خیلی خوشحالم حامی:من بیشتر شروع رقص تانگو اوین و حامی خیلی شیک مثل پروانه های رنگی میرقصیدن🦋 کسی انتظار نداشت اصلا با کسی هماهنگی نشده بود یهو اهنگ مثلا،هنوزم و سیاسفید پخش شد حامی شوکه شد و لبخندی زد اهنگ:قدر تموم زمین و اسمون ترو دوستت دارم اصلا کم نشو....... میتوان این آهنگ(سیا‌سفید)رو تشبیه کنیم به رنگ لباس اوین و حامی🤍🖤 ساعت00:00 اوین:ساعت چنده حامی:00:00 اوین:اوه چقدر قشنگ حامی:تایم به فدات اوین:🙃 بعد از نیم ساعت مجلس به پایان رسید 𝐍𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲❤️ 𝐉𝐨𝐢𝐧 : @Haamim137613 ✨