📝فضیلت اشک
🔹در قرآن کریم در وصف مومنان ذکر شده: «وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِ؛ و هنگامی که مومنان آیات نازل شده بر پیامبر را میشنوند، چشمهای آنها را به خاطر شناختی که از حق پیدا کرده اند، گریان می بینی.» (سوره مائده، آیه 83)
🔸در روایات اهل بیت علیهم السلام نیز خشکی چشم، علامت «شقاوت» یا «نفاق» بیان شده است. در کتاب کافی از حضرت صادق علیه السلام به نقل از پیامبر چنین روایت کرده است: «از علائم شقاوت و بدبختی شخص، «خشکی چشم از اشک»، «قساوت قلب»، «شدت حرص در طلب دنیا» و «اصرار برگناه» است؛ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ عَلَامَاتِ الشَّقَاءِ جُمُودُ الْعَيْنِ وَ قَسْوَةُ الْقَلْبِ وَ شِدَّةُ الْحِرْصِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا وَ الْإِصْرَارُ عَلَى الذَّنْبِ.» (کافی ج2 ص290) این چهار امر در کتاب اختصاص با اندکی تفاوت به عنوان علائم نفاق ذکر شده است. (نک: الاختصاص، ص228)
🔹اما آیا اشک ریختن به صورت مطلق فضیلت است؟ از برخی از روایات ظاهر میشود که هر اشکی فضیلت نیست. از پیامبر نقل شده که فرمودند: «کسی که برای بهشت اشک بریزد، داخل بهشت میشود و کسی که برای مطامع دنیا اشک بریزد، داخل جهنم میشود؛ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ بَكَى عَلَى الْجَنَّةِ دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ مَنْ بَكَى عَلَى الدُّنْيَا دَخَلَ النَّارَ.» (نوادر راوندی، ص10) و از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که به علی بن عبد العزیز فرمودند: گریه آنها (ظالمان) تو را فریب ندهد؛ چرا که جایگاه تقوا، قلب است؛ أبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا عَلِيَّ بْنَ عَبْدِ الْعَزِيزِ لَا يَغُرَّنَّكَ بُكَاؤُهُمْ فَإِنَّ التَّقْوَى فِي الْقَلْبِ. (صفات الشیعة، ص27) و همچنین از پیامبر نقل شده که فرمودند: هرگاه نفاق شخصی کامل شود، مالک اشک چشمش میشود و هر وقت بخواهد با آنها اشک میریزد؛ إذا تمّ فجور العبد ملك عينيه فبكى بهما متى شاء. (نهج الفصاحة ص191)
@Hadith1398
📝داستان زنی که در هنگام قحطی، صدقه داده بود
🔹از حضرت رضا علیه السلام نقل شده که فرمودند: چندین سال در ميان بنى اسرائيل قحطى ایجاد شد. زنى لقمه نانى داشت، آن را به دهان برد تا بخورد، فقيرى گفت: اى كنيز خدا! گرسنهام! زن با خود گفت: در اين دوران قحطى، صدقه مىدهم. و آن لقمه را از دهان بيرون آورد و به فقير داد.
🔹اين زن كودكى خردسال داشت كه براى جمع آورى هيزم به صحرا رفته بود. گرگى آمد و او را ربود. زن شیون کشید و به دنبال گرگ رفت. خداوند جبرئيل را فرستاد و جبرئيل آن كودك را از دهان گرگ بيرون كشيد و به مادرش باز داد و به او گفت: آيا به لقمهای در ازاء لقمه دیگر راضی شدی؟
🔸حدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ مُوسَى بْنِ أَبِي الْحَسَنِ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: ظَهَرَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ قَحْطٌ شَدِيدٌ سِنِينَ مُتَوَاتِرَةً وَ كَانَ عِنْدَ امْرَأَةٍ لُقْمَةٌ مِنْ خُبْزٍ فَوَضَعَتْهَا فِي فِيهَا لِتَأْكُلَ فَنَادَى السَّائِلُ يَا أَمَةَ اللَّهِ الْجُوعُ فَقَالَتِ الْمَرْأَةُ أَتَصَدَّقُ فِي مِثْلِ هَذَا الزَّمَانِ فَأَخْرَجَتْهَا مِنْ فِيهَا فَدَفَعَتْهَا إِلَى السَّائِلِ وَ كَانَ لَهَا وَلَدٌ صَغِيرٌ يَحْطِبُ فِي الصَّحْرَاءِ فَجَاءَ الذِّئْبُ فَاحْتَمَلَهُ فَوَقَعَتِ الصَّيْحَةُ فَعَدَتِ الْأُمُّ فِي أَثَرِ الذِّئْبِ فَبَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَبْرَئِيلَ ع فَأَخْرَجَ الْغُلَامَ مِنْ فَمِ الذِّئْبِ فَدَفَعَهُ إِلَى أُمِّهِ فَقَالَ لَهَا جَبْرَئِيلُ ع يَا أَمَةَ اللَّهِ أَ رَضِيتِ لُقْمَةً بِلُقْمَةٍ.
🔗ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص140
@Hadith1398
تاملی بر دعای معروف ماه رجب.pdf
حجم:
832.3K
📝تاملی بر دعای معروف ماه رجب
🖌#محسن_سلیمانی طلبه مقطع خارج فقه و اصول
🔹طبق نقل معروف، این دعا مختص به ماه رجب است ولی مختص به اوقات بعد از نماز نیست و در هر ساعتی از صبح و شب این ماه شریف میتوان آن را خواند و طبق نقل دیگر، این دعاء از ادعیه غیر موقت است و خواندن آن در هر زمانی وارد شده است. آنچه در حال حاضر متداول شده به این صورت است که افراد در حال خواندن فقره پایانی، با دست چپ محاسن خود را گرفته و انگشت سبابه دست راست را برخی با سرعت زیاد و برخی با سرعت کم به چپ و راست تکان میدهند.
🔸به نظر میرسد که آنچه حضرت در این دعا انجام دادند، صرفاً یک عمل تعبدی نبوده بلکه ایشان حالتی را ایجاد نمودند که واقعاً مبین حالت تضرع، انکسار و التجاء به درگاه الهی بوده است؛ بنابراین باید التجاء به وسیله انگشت سبابه به نحوی باشد که وجداناً این حالت تضرع ادراک شود و تناسب داشته باشد. براساس تجربیات شخصی و آنچه از عامه مؤمنین دیده شده، چنین تناسبی احساس نمیشود و اتفاقاً فلسفه این نحوه حرکت انگشت سبابه از جانب بسیاری از افراد، محل سؤال و اشکال است. در برخی نوشتهها دیده میشود که به جهت تقریب به ذهن این حالت را تشبیه به حالتی نمودهاند که سگی در مقابل صاحب خود دم تکان میدهد و چنین استفاده کردهاند که فردی که مشغول به دعای ماه رجب است با این تشبیه ذهنی، حالت خضوع و خشوع را به دست میآورد ولی این تشبیه و این استفاده، هیچ وجه قابل قبولی ندارد و پذیرفتنی نیست و همواره در لسان ادعیه و روایات، از حالات خضوع و انکسار عبد در مقابل مولی سخن به میان آمده نه حیوان در مقابل صاحب خود!
@Hadith1398
📝تجویز فرار از بیماریهای مسری
🔹از محمد بن مسلم نقل شده که از امام صادق علیه السلام پرسید: چون وبا در سرزمینی افتد، آیا از آن کنارهگیری کنیم؟ پس فرمود: چه اشکالی خواهد داشت که از وبا بگریزی؟؛ محمد بن مسلم قال: قلت له وباء اذا وقع فى الارض ا نعتزل قال و ما باس ان تعتزل الوباء؟ (الأصول الستة عشر، شبستري، ص150) پاسخ امام به گونهای است که این گونه فرار یک واکنش بدیهی عقلی فرض شده.
🔸اما اهل سنت روایاتی از پیامبر (ص) نقل کردهاند که فرار از طاعون یا وباء، مانند فرار از جنگ و مردن با وبا را شهادت توصیف کرده اند. اما ظاهراً این احادیث بر امامان عرضه شده و ائمه آن را مخصوص فرار از طاعون در مرز مقابله و نبرد با دشمن دانستهاند:
💬از حلبى نقل شده که از امام صادق عليه السّلام پرسيدم: در ناحیهای از شهرى وبا آمده و کسی از اين قسمت به جای ديگر شهر منتقل گردد، يا در شهرى است و از آنجا بشهر ديگر منتقل شود (چگونه است)؟ فرمود عيبى ندارد، و اينكه پيغمبر (ص) از اين كار نهى فرمود تنها در آنجائى بود كه ديدهبانانى در برابر دشمن بودند و وباء در آنها پيدا شد، رسول خدا (ص) فرمود: هر كه از آنجا بگريزد همانند كسى است كه از جنگ با دشمن گريخته، و اين سخن را فرمود، بخاطر آنكه نميخواست آنها مراكز خود را خالى كنند (و راه را براى ورود دشمن باز كنند)؛ علي عن أبيه عن ابن أبي عمير عن حماد بن عثمان عن الحلبي عن أبي عبد الله ع قال: سألت أبا عبد الله ع عن الوباء يكون في ناحية المصر فيتحول الرجل إلى ناحية أخرى أو يكون في مصر فيخرج منه إلى غيره فقال لا بأس إنما نهى رسول الله ص عن ذلك لمكان ربيئة كانت بحيال العدو فوقع فيهم الوباء فهربوا منه فقال رسول الله ص الفار منه كالفار من الزحف كراهية أن يخلو مراكزهم. (الكافي، ج8، ص108 و نک: معاني الأخبار، ص254 و علل الشرائع، ج2، ص520)
🔹با این حال در روایت دیگری قید دیگری نیز برای تجویز فرار از وبا ذکر شده که آن عدم وقوع وبا در مسجدی است که شخص در آن نماز میخواند؛ و سألته عن الوباء يقع في الأرض هل يصلح للرجل أن يهرب منه قال يهرب منه ما لم يقع في مسجده الذي يصلي فيه فإذا وقع في أهل مسجده الذي يصلي فيه فلا يصلح له الهرب منه. (مسائل علي بن جعفر و مستدركاتها، ص117 و نک: معاني الأخبار، ص254)
🔸اما ظاهراً فقهاء شیعه آن را حمل بر کراهت کردهاند. به عنوان نمونه صاحب عروه مینویسد: «و يجوز الفرار من الوباء و الطاعون و ما في بعض الأخبار من أن الفرار من الطاعون كالفرار من الجهاد مختص بمن كان في ثغر من الثغور لحفظه نعم لو كان في المسجد و وقع الطاعون في أهله يكره الفرار منه.» (العروة الوثقى، ج1، ص: 376)
@Hadith1398
📝کرامتی از امام جواد ع
🔹شخصی به نام قاسم بن محسن نقل می کند در مسیری که از مدینه به مکه می امدم شخص بادیه نشینی که وضعیت جسمی ضعیفی داشت نزد من آمد و از من در خواست کمک کرد ، دلم برای او به رحم آمد و به او نانی دادم
در ادامه ی مسیر باد شدیدی وزید و عمامه ی من را از سرم برداشت و به جایی پرتاب کرد که هرچه گشتم دیگر عمامه را پیدا نکردم .
به مدینه رسیدم و نزد امام جواد ع شرف حضور پیدا کردم امام جواد ع فرمودند قاسم ! عمامه ات در مسیر گم شد؟ گفتم: آری
حضرت از غلامشان خواستند که عمامه ام را برایم بیاورد. غلام رفت و عمامه ام را برایم آورد با تعجب پرسیدم: عمامه ی من چطور نزد شما آمده ؟ حضرت فرمودند: به ان عرب صدقه دادی خدا به عنوان تشکر از تو عمامه ات را به تو برگرداند. و خداوند اجر احسان کنندگان را ضایع نمی کند.
🔸مَا رُوِيَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْمُحَسِّنِ قَالَ: كُنْتُ فِيمَا بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ فَمَرَّ بِي أَعْرَابِيٌّ ضَعِيفُ الْحَالِ فَسَأَلَنِي شَيْئاً فَرَحِمْتُهُ فَأَخْرَجْتُ لَهُ رَغِيفاً فَنَاوَلْتُهُ إِيَّاهُ فَلَمَّا مَضَى عَنِّي هَبَّتْ رِيحٌ زَوْبَعَةٌ فَذَهَبَتْ بِعِمَامَتِي مِنْ رَأْسِي فَلَمْ أَرَهَا كَيْفَ ذَهَبَتْ وَ لَا أَيْنَ مَرَّتْ فَلَمَّا دَخَلْتُ الْمَدِينَةَ صِرْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرِ بْنِ الرِّضَا ع فَقَالَ لِي يَا قَاسِمُ ذَهَبَتْ عِمَامَتُكَ فِي الطَّرِيقِ قُلْتُ نَعَمْ فَقَالَ يَا غُلَامُ أَخْرِجْ إِلَيْهِ عِمَامَتَهُ فَأَخْرَجَ إِلَيَّ عِمَامَتِي بِعَيْنِهَا قُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ كَيْفَ صَارَتْ إِلَيْكَ قَالَ تَصَدَّقْتَ عَلَى الْأَعْرَابِيِّ فَشَكَرَهُ اللَّهُ لَكَ وَ رَدَّ إِلَيْكَ عِمَامَتَكَ وَ إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
🔗كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)، ج2، ص: 368
@Hadith1398
📝تاثیر شکرگزاری در دفع بلاء
🔹از حضرت باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند: هرگاه شخص گرفتاری را دیدی، بدون آنکه او بشنود سه بار بگو: «سپاس خدایی را که به من از آنچه تو به آن گرفتاری، عافیت بخشید که اگر می خواست، من نیز گرفتار میشدم.» هرکس این را بگوید، به آن بلاء هیچ گاه گرفتار نخواهد شد.
🔸علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: تَقُولُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ إِذَا نَظَرْتَ إِلَى الْمُبْتَلَى مِنْ غَيْرِ أَنْ تُسْمِعَهُ- الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَافَانِي مِمَّا ابْتَلَاكَ بِهِ وَ لَوْ شَاءَ فَعَلَ قَالَ مَنْ قَالَ ذَلِكَ لَمْ يُصِبْهُ ذَلِكَ الْبَلَاءُ أَبَداً.
🔗کافی، ج2، ص97
@Hadith1398
📝بشارت میلاد امیر المؤمنین علیه السلام
🔹مرحوم کلینی به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمودند: «فاطمه بنت اسد نزد ابوطالب رفت تا بشارت تولد پیامبر صلوات الله علیه را به او بدهد؛ جناب ابوطالب گفت: قدری صبر کن، من تو را به کودکی همانند این بشارت خواهم داد، تنها با این تفاوت که آن کودک پیامبر نیست»... .
🔸الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْفَارِسِيِّ، عَنْ أَبِي حَنِيفَةَ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيى، عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ أَبَانٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ:
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام: «إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ أَسَدٍ جَاءَتْ إِلى أَبِي طَالِبٍ لِتُبَشِّرَهُ بِمَوْلِدِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، فَقَالَ أَبُو طَالِبٍ: اصْبِرِي سَبْتاً، أُبَشِّرْكِ بِمِثْلِهِ إِلَّا النُّبُوَّةَ»... .
🔗الكافي (ط - دارالحديث)، ج2، ص: 474
@Hadith1398
همراهان گرامی؛
مجموعه خطاطی بسیار زیبا با موضوعاتی راجع به حضرت امیر علیه السلام را از پیوند زیر به صورت رایگان دریافت کنید👇👇👇.
http://moallaa.ir/?cat=193
📝داستان خواب متوکل درباره ورود امام علی به آتش!
ملا اسماعیل خواجویی در حاشیهاش بر کتاب مفتاح الفلاح شیخ بهایی، نقل کرده که متوکل خلیفه ظالم عباسی، در خواب دید که امام علی علیه السلام وارد آتش شد و از آن خارج نشد!
متوکل از خواب بیدار شد و بابت خوابش بسیار خوشحال شد! احمد بن حنبل نزد او آمد، و متوکل خوابش را به عنوان بشارت برای او نقل کرد و از او خواست تا مُعبّر زبردستی را آماده کند تا این خواب را تعبیر کند. احمد بن حنبل گفت شخص نابینایی هست که خواب تعبیر میکند. وی را حاضر کردند و متوکل بدون اینکه نامی از امام علی ببرد، گفت: من خواب مردی از مسلمانان را دیدم که وارد آتش شد و از آن خارج نشد! تعبیر این خواب چیست؟ آن شخص نابینا گفت: تا ده هزار درهم برای من نیاورید، آن را تعبیر نمیکنم!
پول را برای او فراهم کردند و آن مُعبّر گفت بار دیگر خوابتان را برای من تعریف کنید. متوکل بار دیگر خوابش را گفت. آن معبر گفت این خواب باید درباره پیامبر یا وصی پیامبری باشد! چهره متوکل سیاه شد و گفت به چه دلیل این را میگویی؟! آن شخص گفت: به دلیل این آیه: «فَلَمَّا جَاءَهَا نُودِيَ أَنْ بُورِكَ مَنْ فِي النَّارِ وَ مَنْ حَوْلَهَا»
متوکل عصبانی شد و گفت این را درباره علی بن ابی طالب دیدم! شخص نابینا، ده هزار درهم را برداشت و بلند شد و گفت: مثل اینکه نشنیدهاید که بر بالای منبر کوفه گفت: «انا قسیم الجنة و النار!»
🔗مفتاح الفلاح با تعلیقات ملا اسماعیل خواجویی ص493
@Hadith1398
هدایت شده از کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝گزارشی از حلم امیرالمومنین علیه السلام
🔹امیرالمومنین از کنار خرمافروشان رد می شدند که کنیزی گریه میکرد. حضرت علت گریه او را جویا شدند.
کنیز گفت: مولای من با درهمی من را برای خرید خرما فرستاد. من نیز از این مرد خرما خریدم و آن را برای ایشان بردم ولی آنها خرما را نپسندیدند. این مرد نیز خرما را پس نمیگیرد.
حضرت به خرمافروش فرمودند: این خادم است و خودش اختیار ندارد. خرما را بگیر و درهم او را بازگردان.
مرد خرمافروش به پا خاست و با مشت به سینه حضرت زد. مردم به او گفتند که او امیرالمومنین است.
نفس مرد به شماره افتاد و رنگش زرد شد. خرما را گرفت و درهم را به کنیز بازگرداند.
خرمافروش به حضرت عرض کرد: یا امیرالمونین از من راضی باشید.
حضرت فرمودند: آنچه من را راضی میکند این است که کار خود را اصلاح کنی.
🔸أنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع مَرَّ بِأَصْحَابِ التَّمْرِ فَإِذَا هُوَ بِجَارِيَةٍ تَبْكِي فَقَالَ يَا جَارِيَةُ مَا يُبْكِيكِ فَقَالَتْ بَعَثَنِي مَوْلَايَ بِدِرْهَمٍ فَابْتَعْتُ مِنْ هَذَا تَمْراً فَأَتَيْتُهُمْ بِهِ فَلَمْ يَرْضَوْهُ فَلَمَّا أَتَيْتُهُ بِهِ أَبَى أَنْ يَقْبَلَهُ قَالَ يَا عَبْدَ اللَّهِ إِنَّهَا خَادِمٌ وَ لَيْسَ لَهَا أَمْرٌ فَارْدُدْ إِلَيْهَا دِرْهَمَهَا وَ خُذِ التَّمْرَ فَقَامَ إِلَيْهِ الرَّجُلُ فَلَكَزَهُ فَقَالَ النَّاسُ هَذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فَرَبَا الرَّجُلُ وَ اصْفَرَّ وَ أَخَذَ التَّمْرَ وَ رَدَّ إِلَيْهَا دِرْهَمَهَا ثُمَّ قَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ارْضَ عَنِّي فَقَالَ مَا أَرْضَانِي عَنْكَ إِنْ أَصْلَحْتَ أَمْرَكَ.
🔗مناقب ابن شهرآشوب، ج2، ص 112
@Hadith1398
📝سخن امام علی در هنگام بدرقه ابوذر؛ این قوم به دلیل ترس از دست دادن دنیایشان از تو مىترسند و تو از ایشان به خاطر دینت مىترسى!
♦️ زمانى كه ابوذر را از مدینه تبعيد كردند، نقل شده که اميرالمؤمنين عليهالسلام در هنگام بدرقه وی فرمود:
🔹 اى ابوذر، همانا تو براى خداوند [و در راه کسب رضایت او] مورد خشم قرار گرفتهاى، پس به او امید داشته باش. بدرستى که این قوم از ترس دنیایشان از تو مىترسند و تو از ایشان به خاطر دینت مىترسى! ...اگر بر بندهای بلایی نازل شود که آسمانها و زمین بهم بچسبد و او در میان آنها بماند و با این حال پرهیزگارى نماید، خداوند براى او راه فرار و چاره فراهم نماید. پس جز حق با تو انس نگیرد و چیزی جز باطل تو را به وحشت نیندازد.
🔸يَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّكَ إِنَّمَا غَضِبْتَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَارْجُ مَنْ غَضِبْتَ لَهُ إِنَّ الْقَوْمَ خَافُوكَ عَلَى دُنْيَاهُمْ وَ خِفْتَهُمْ عَلَى دِينِكَ .... وَ اللَّهِ لَوْ كَانَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ عَلَى عَبْدٍ رَتْقاً ثُمَّ اتَّقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لَهُ مِنْهَا مَخْرَجاً فَلَا يُؤْنِسْكَ إِلَّا الْحَقُّ وَ لَا يُوحِشْكَ إِلَّا الْبَاطِلُ»
🔗کافی، ج8، ص206
@Hadith1398
📝درمان بیماری با اسباب غیر عادی (بخش اول)
🖌حجت الاسلام امینی
🔹آنچه از اسلام مسلم است و روایات متعددی به ان پرداخته این است که اسلام به رعایت مسائل بهداشتی اعم از مسواک کردن (وسائل الشیعه، ج2، ص5؛ ابواب سواک باب 1 و 2 و 3 و4و 5 و 6 و 7) ، رعایت نظافت اعضای بدن و استحمام کردن (همان، ج 2، ابواب اداب الحمام باب 2)، ناخن گرفتن (همان، ج 2، ابواب اداب الحمام باب 80- 81- 82- 83)، نظافت سر و بدن (همان، ابواب آداب الحمام باب 60 و 63)، رعایت مسائل بهداشتی در خورد و خوراک، تهیه ی ظرف مناسب برای غذا، آداب بهداشتی موقع غذا خوردن (همان، ج 24، ص431، باب جمله من آداب المائده؛ جالب است بدانیم در مورد آداب غذا خوردن 112 باب ذکر شده است)، استحباب استحمام هر دو روز یک بار (همان، ابواب آداب الحمام باب 2) ، پرهیز از آب های آلوده (وسائل الشیعه، ج1، ص219، باب 11 من ابواب ماء المضاف) و... به طور قابل توجهی پرداخته است.
🔸نگاه اسلام به مقوله ی بهداشت شخصی و بهداشت عمومی جامعه اعم از خانه، مسجد، کوچه و خیابان، آب های عمومی و راکد، یک نگاه بسیار دقیق و منضبط است که خود نیازمند مقاله ای مجزا است و ما برای ارجاع مخاطبِ این مقاله مراجعه به کتاب شریف وسائل الشیعه ابتدای جلد 2 را توصیه میکنیم. نگاه اجمالی به تیتر ابواب کتاب وسائل الشیعه در این مجلد هر منصفی را اقناع میکند که اسلام در زمینه ی بهداشت شخصی و اجتماعی اهتمام فوق العادهای داشته است که ممکن است کسی آن را افراط در مسالهی بهداشت بداند.
🔹اما نکتهای که مرکز این مقاله است این است که توجه اسلام به معنویت و رفع بیماری ها و گرفتاریها با دعا و خضوع و خشوع و تضرع به سوی خدای متعال به عنوان یگانه سبب مستقل در عالم و توسل به بزرگان دینی اعم از پیامبران گذشته ص و پیامبر اکرم ص و خاندان مطهرشان نیز از مسلمات شیعیان و بلکه مضمون روایاتی از جوامع صحیح اهل سنت است.
🔸آنچه باعث تعجب جدی نویسندهی این مقاله است این است که برخی مغرضانه و یا به جهالت و عدم آشنایی با شیوهی اسلام پژوهی ادعا می کنند که پیامبر اکرم ص و ائمه ع محل مراجعهی به جهت استشفاء و درمان بیماری ها از راه های معنوی و ادعیه و...نبودهاند و در دین اسلام چنین توصیهای توسط متولیان دینی نشده است.
@Hadith1398