هدایت شده از کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝#معنای_استغفار
🔹نقل شده که شخصى در حضور #امام_علی عليه السّلام گفت: استغفر اللَّه! امام به او فرمود: مادرت بر تو بگريد! مى دانى معناى #استغفار چيست؟! استغفار درجه والا مقامان است، و داراى شش معنا است؛ اوّل: پشيمانى از آنچه گذشت، دوّم: تصميم به عدم بازگشت، سوم: پرداختن حقوق مردم چنانكه خدا را پاك ديدار كنى كه چيزى بر عهده تو نباشد، چهارم: تمام واجب هاى ضايع ساخته را به جا آورى، پنجم گوشتى كه از حرام بر اندامت روييده، با اندوه فراوان آب كنى، چنانكه پوست به استخوان چسبيده گوشت تازه برويد ششم: رنج طاعت را به تن بچشانى چنانكه شيرينى گناه را به او چشانده بودى، پس آنگاه میتوانی بگویی استغفر اللَّه!
🔗نهج البلاغه، حکمت417
@Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝#معنای_استغفار 🔹نقل شده که شخصى در حضور #امام_علی عليه السّلام گفت: استغفر اللَّه! امام به او فرمو
🔻متن عربی حدیث:
و قَالَ ع لِقَائِلٍ قَالَ بِحَضْرَتِهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ أَ تَدْرِي مَا الِاسْتِغْفَارُ الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّيِّينَ وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعَانٍ أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى وَ الثَّانِي الْعَزْمُ عَلَى تَرْكِ الْعَوْدِ إِلَيْهِ أَبَداً وَ الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّيَ إِلَى الْمَخْلُوقِينَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ [عَزَّ وَ جَلَ] أَمْلَسَ لَيْسَ عَلَيْكَ تَبِعَةٌ وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى كُلِّ فَرِيضَةٍ عَلَيْكَ ضَيَّعْتَهَا فَتُؤَدِّيَ حَقَّهَا وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ الَّذِي نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِيبَهُ بِالْأَحْزَانِ حَتَّى تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ يَنْشَأَ بَيْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِيدٌ وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِيقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ كَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَةَ الْمَعْصِيَةِ فَعِنْدَ ذَلِكَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّه!
@Hadith1398
هدایت شده از کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝بررسی ادله شهادت پیامبر (بخش اول)
🖌مهدی سیمایی
🔹برای اثبات شهادت پیامبر به سه دسته روایات استناد میشود. دستهی اول روایاتی که ائمه علیه السلام گفتهاند: "ما منّا الّا مقتولٌ او مسمومٌ؛ هیچ یک از ما نیست الا اینکه یا به قتل میرسد یا به سم میمیرد." (صدوق، عیون اخبار الرضا، ج2 ص203 و 287 و 256. مشابه آن صدوق، امالی، ص120؛ خزاز قمی رازی، کفایة الاثر، ص227 و 162؛ صفار، بصائر، ج1، ص503) برخی از روایات این دسته تفاوت اندکی در تعبیر دارد، مثل آنکه میگوید: "ما منّا الا مقتولٌ." یا در خبر بصائر آمده است: "ما من نبیٍّ و لا وصیٍ الّا شهیدٌ."
🔹دسته دوم روایاتی است به موجب آن پیامبر بعد از جنگ خیبر با گوشتی که زنی یهودی طبخ کرده بود، مسموم شدند. (صدوق، امالی، ص224؛ طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص224؛ تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، ص 177-180؛ مجلسی، بحار الانوار، ج17، ص406)
🔹دسته سوم روایاتی است که میگوید عایشه و حفصه پیامبر را مسموم کردند. (عیاشی، تفسیر عیاشی، ج1، ص200؛ تکرار در: مجلسی، بحار الانوار، ج28، ص21)
🔷بررسی سندی روایات "ما منا الا مسموم او مقتول"
🔸روایات دسته اول، با دو سند جداگانه در عیون اخبار الرضا، با دو سند و متن دیگر در کفایة الاثر و با چهارمین سند در بصائر الدرجات نقل شده است.
سند نخستی که شیخ صدوق در عیون آورده است در غایت ضعف است. در این سند، تمیم بن عبدالله بن تمیم القرشی از روایان ضعیف شمرده شده است. (ابن غضائری، رجال، ص45؛ ابن داود، رجال، ج2، ص435) تمیم این روایت را از پدرش نقل میکند که نامی از وی در کتب رجالی نیست. احمد بن علی الانصاری، راوی بعدی این سند، نیز مجهول است.
🔸سند دومی که شیخ صدوق برای روایتی به نقل از امام رضا علیه السلام آورده، معتبر و خالی از ضعفهای سندی است. کفایة الاثر دو سند اختصاصی برای روایت نقل میکند. هر دو سند وی مجددا در نهایت ضعف است. در سند نخست وی، چهار راوی ناشناخته و مجهول وجود دارد (خزاز قمی رازی، کفایة الاثر، ص162) و در سند دوم نیز پنج راوی ناشناخته و مجهول وجود دارند؛ و فقط دو راوی شناخته شده، محمد بن وهبان و جنادة بن ابی امیة، در میانه سند واقع شدهاند.
🔸حدیثی که در بصائر الدرجات آمده است برای دسته دوم نیز قابل استناد است. خلاصه روایت آنکه، پیامبر هنگام وفات فرمودند: "این اثر تکهگوشتهای مسموم خیبر است و همه پیامبران و اوصیا شهید میشوند." (صفار، بصائر، ج1، ص503) سند حدیث بصائر نیز به دلیل وقوع راویان واقفی به ویژه علی بن ابی حمزة بطائنی که اهل جعل حدیث بوده، پذیرفتنی نیست.
🔷بررسی محتوایی روایات "ما منا الا مسموم او مقتول"
🔸نقد دیگری که به تمامی روایات "ما منا الا مسموم او مقتول" وارد است، نقد دلالی است. توضیح آنکه بر فرض اعتبار و قبول روایت فوق، مشخص نیست مراد از "منّا" در کلام معصوم چه کسانی هستند. آیا مراد از "منّا" اهل بیت علیهم السلام هستند؟ یعنی پیامبر، حضرت زهرا، امام علی و حسنین علیهم السلام. آیا مراد از منا تمامی ائمه هستند؟ یا آنکه مراد تمامی بنی هاشم عصر حضور است؟
🔸نتیجه آنکه، خبر واحد "ما منا الا مسموم او مقتول" از جهت دلالت مجمل است و دیگر ادله تاریخی و حدیثی نیز معنای آن را تایید نمیکند. همچنین، خبر واحدی در این درجه از اعتبار نمیتواند چنین امر مهمی را در تاریخ ثابت کند.
🔗با تلخیص از کتاب مشهورات بی اعتبار ص212
@Hadith1398
هدایت شده از کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝بررسی ادله شهادت پیامبر (بخش دوم)
🖌مهدی سیمایی
🔷مسمومیت پیامبر به دست زن یهودی
🔹خلاصه اخبار مزبور آن است که وقتی پیامبر، بعد از فتح خیبر، از آنجا برمیگشت، یکی از زنان یهودی گوشتی مسموم به زهری قوی را به حضرت رسول هدیه کرد. پیامبر به اصحاب تعارف کرد و شروع به خوردن کردند که گوشت به صدا درآمد و گفت: "ای پیامبر! مرا نخور، که من مسمومم؛ و پیامبر به اصحاب اعلام کرد که از گوشت نخورند." (از متن روایت چنین برمیآید که اصحاب صدای گوشت را نشنیدهاند و پیامبر به آنها اطلاع داده است.) اما بشر بن براء بن معرور، که زودتر شروع به خوردن کرده بود، همان جا به احتضار افتاد و از دنیا رفت. (در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، براء بن معرور آمده است، و در برخی منابع مانند امالی کسی از گوشت نخورده است.) پس پیامبر زن یهودی را خواست. زن یهودی گفت: "با خودم گفتم من این گوشت مسموم را به محمد میدهم. اگر محمد پادشاهی باشد که امتی را از دست او راحت کردهام و اگر پیامبر باشد به او وحی شده و نخواهد خورد."
🔶بررسی سندی و متنی روایات مسمومیت پیامبر به دست زن یهودی
1️⃣در روایات و نقلهای تاریخی این واقعه چند اضطراب و تعارض نهفته است. در برخی از نقلها آمده است پیامبر از گوشت مسموم نخورد.(طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص224؛ مجلسی، بحار الانوار، ج17، ص295) فقط در نقل منفرد بصائر الدرجات آمده است که پیامبر از آن تناول کرد و در پایان عمر نیز به اثر آن گوشت مسموم اشاره کرد. (صفار، بصائر الدرجات، ج1، ص503)
2️⃣تعارض دوم آن است که در برخی روایات آمده است فردی قبل از پیامبر از آن گوشت مسموم تناول کرد. (تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، ص177-188؛ در بسیاری از منابع تاریخی عامه آمده است که بشر بن براء بن معرور از گوشت مسموم در خیبر خورد و همان زمان یا یک سال بعد از دنیا رفت؛ باید پرسید که این چگونه سم قویای بود که بعد از یک سال براء و بعد از سه سال و نیم پیامبر را میکُشد؟ نک.: ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، ج4، ص210؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج1، ص549؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج1، ص167) اما در غالب روایات فوق چنین چیزی نقل نشده و در همان ابتدا گوشت به صدا در آمده است. (صدوق، امالی، ص224؛ طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص224)
3️⃣روایت منقول در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، علاوه بر فقدان سند و ضعف منبع، اشکالات محتوایی دارد. در روایت فوق، بر خلاف دیگر روایات، آمده است که فردی قبل از پیامبر از گوشت تناول کرد. نام این شخص، براء بن معرور انصاری است. در حالی که براء، که از اعضای بیعت عقبه اول است، (ابن اثیر، اسد الغابة، ج4، ص238) یک ماه پیش از هجرت پیامبر به مدینه از دنیا رفت (ابن حجر عسقلانی، الاصابة، ج1، ص415؛ ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، ج3، ص167) و هنگامی که پیامبر وارد مدینه شد بر سر قبر او رفت و برایش دعا کرد. اما ماجرای فوق مربوط به سال هفتم هجرت است! البته در برخی از منابع تاریخی عامه آمده است که در خیبر، بشر، پسر براء بن معرور، از گوشت مسموم خورد و از دنیا رفت. اما در روایت فوق، احتمال تصحیف و سقط بشر را نمیتوان داد. زیرا در متن طولانی روایت، مطالب فراوانی درباره براء بن معرور آمده است که معلوم است مراد خود براء بوده و ناقل یا جاعل اصلا از ابتدا متوجه بشر بن براء نبوده است.
4️⃣به صورت کلی رخ دادن معجزه اعلام مسمومیت گوشت به پیامبر با خوردن از آن تنافی دارد. اگر پیامبر از آن گوشت میخورد، دیگر محلی برای سخن زن یهودی نبود که: "با خودم گفتم من این گوشت مسموم را به محمد میدهم. اگر محمد پادشاهی باشد که امتی را از دست او راحت کردهام و اگر پیامبر باشد به او وحی شده و نخواهد خورد." به ویژه آنکه، مطابق برخی روایات، پیامبر دعایی به گوشت خواند و سپس خود و اصحاب از آن تناول کردند و این رخداد سبب ایمان آوردن آن زن یهودی شد. (صدوق، امالی، ص224)
5️⃣روایت ماجرای زن یهودی و هدیه دادن گوشت سمی به پیامبر بدون اینکه پیامبر از آن گوشت تناول کنند، فقط در یک منبع متقدم و معتبر، یعنی خصال صدوق، و البته با سندی ضعیف آمده است. اما روایت مبنی بر مسمومیت پیامبر به وسیله آن گوشت، فقط در بصائر الدرجات آمده که علاوه بر مشکلات سندی، محتوای آن نیز با دیگر روایات و اخبار تاریخی معارض است.
🔗با تلخیص از کتاب مشهورات بی اعتبار ص214
@Hadith1398
هدایت شده از کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝بررسی ادله شهادت پیامبر (بخش سوم)
🖌مهدی سیمایی
🔷مسمومیت پیامبر به دست عایشه و حفصه
🔹برای اثبات شهادت پیامبر به وسیله سمی که دو تن از همسرانشان، عایشه و حفصه، به ایشان خوراندند، فقط به دو روایت استناد میشود. روایت نخست، خبری است که به صورت مرسل در تفسیر عیاشی آمده است (عیاشی، تفسیر عیاشی، ج1، ص200؛ تکرار در: مجلسی، بحار الانوار، ج28، ص21) و به دلیل ضعف سند و انفراد در نقل اعتباری ندارد. روایت دوم، خبری در منابع عامه است که به حدیث "لدود" معروف شده است.
💬خلاصه این داستان آن است که: در روزهای آخر عمر پیامبر که دوران شدت بیماری و حالت اغمای ایشان بوده است، همسران و اطرافیان تصمیم میگیرند داروی تلخی به نام لدود که به مریضان سینه پهلو داده میشد، به دهان ایشان ریخته شود. (طبق برخی نقلها) پیامبر بعد از آنکه به هوش آمد و احساس کرد دارو به دهانش ریخته شده است، عصبانی شد و قسم خورد که باید به دهان تمام کسانی که در آنجا نشستهاند، جلوی چشم ایشان از این دارو ریخته شود، به جز عباس عمویشان. پس به دهان همگی از لدود ریخته شد و با اینکه میمونه از همسران پیامبر اصرار کرد که من روزه هستم، اما به دهان او نیز ریختند.
🔸روایات فوق، اولاً به دلیل اضطراب و تعارض این روایات با همدیگر، ثانیاً نقل نشدن این روایات در منابع شیعی، ثالثاً، سند غیر صحیح در منابع عامه، رابعاً، مخالفت با شان معصوم، یقینا ساختگی و از اعتبار ساقط است. ضمن آنکه این روایات، بر فرض پذیرش، هیچ گونه دلالتی بر مسمومیت پیامبر ندارند. زیرا به موجب دستور اکید ایشان، همه اهل خانه در جلوی چشمان ایشان از همان دارو خوردند. آیا همگی مسموم شدند؟! بر فرض آنکه پیامبر را مسموم کرده باشند، اصلاً به چه دلیل عایشه با چنین خبری را نقل کند که ممکن است عدهای اصل آن را متوجه شوند؟
🔶نتیجه: هیچ روایت معتبری مبنی بر شهادت پیامبر وجود ندارد. بر خواننده آگاه پوشیده نیست که نفی شهادت از پیامبر خلاف ضرورت دین و مذهب نیست و به کفر و سب النبی نمیانجامد. عالم بزرگ شیعه، شیخ مفید، در کتاب خویش درباره اینکه کدام یک از ائمه علیهم السلام به شهادت رسیدهاند، مینویسد:
💬و اما سخن شیخ صدوق مبنی بر آنکه پیامبر و ائمه مسموم یا مقتول از دنیا رفتهاند، بخشی از ثابت شده و بخشی از آن ثابت شده نیست. قدر یقینی آنست که امام علی، امام حسن و امام حسین علیهم السلام به قتل رسیده و امام کاظم علیه السلام مسموم از دنیا رفته است. درباره امام رضا علیه السلام نیز گرچه مشکوک است اما احتمال قوی مسمومیت ایشان است. اما درباره دیگر ائمه، راهی برای علم و یقین به اینکه به شهادت رسیدهاند وجود ندارد. (مفید، تصحیح الاعتقاد، ص131-132)
👈🏻البته راقم این سطور با عموم سخن شیخ مفید درباره دیگر ائمه موافق نیست و فقط در مقام بیان این نکته خطیر است که نفی استدلالیِ موضوعاتی مانند شهادت پیامبر، کفر و الحاد، و توهین به مقام شامخ آن حضرات نیست. بلکه بزرگانی مانند شیخ مفید و بسیاری دیگر درباره دیگر امامان نیز چنین سخنانی میگویند. مهم آن است که هیچ فردی جز ائمه اطهار علیهم السلام عصمت ندارد. همان گونه که شیخ مفید سخن شیخ صدوق را درباره شهادت همگی ائمه رد کرده اس، دیگرانی نیز میتوانند سخن یکی از آن دو بزرگ شیعه را بپذیرند یا نقد کنند.
🔗با تلخیص از کتاب مشهورات بی اعتبار ص216-221
@Hadith1398
🔻آخرین کلام #پیامبر بر بالای منبر: نگذارید اقویاء، ضعفاء را ببلعند!
🔹از #امام_صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: خبر نزديكى وفات پيامبر به او داده شد، در صورتى كه صحيح و سالم بود و هيچ دردى نداشت. و اين خبر را جبرئيل به او ابلاغ كرد. پس نداى «نماز جماعت» داد، و به مهاجران و انصار فرمود كه همه سلاح بردارند؛ و چون مردم جمع شدند، پيامبر بر منبر بالا رفت و خبر مرگ خود را به ايشان داد.
🔹سپس فرمود: «خدا را به ياد آن كسی مىآورم كه پس از من، در ميان امت والى و #حاكم گردد. مبادا با مسلمانان نامهربانى كند، بلكه بايد بزرگانشان را محترم شمارد، و بر #ناتوانان رحم آورد، و #عالم ايشان را بزرگ دارد، و به آنان زيان نرساند تا خوار شوند، و مسلمین را به فقر گرفتارشان نكند تا كافر گردند، و در خانه خود را به روى آنان نبندد تا توانایان و اقویاء، ضعفاء و ناتوانان را ببلعند؛ و به هنگام لشكر كشى سختى بر آنان روا ندارد، تا نسل امت قطع گردد». و فرمود: «ابلاغ كردم و خير شما را گفتم، خود گواه باشيد!» امام صادق فرمود: «اين آخرين سخنى بود كه پيامبر بر روى منبر خود فرمودند».
🔗الكافی، ج1 ص 406
@Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
🔻آخرین کلام #پیامبر بر بالای منبر: نگذارید اقویاء، ضعفاء را ببلعند! 🔹از #امام_صادق علیه السلام نقل
متن عربی حدیث:
عدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ حَمَّادٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ الصَّيْرَفِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ نُعِيَتْ إِلَى النَّبِيِّ ص نَفْسُهُ وَ هُوَ صَحِيحٌ لَيْسَ بِهِ وَجَعٌ قَالَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ- قَالَ فَنَادَى ص الصَّلَاةَ جَامِعَةً وَ أَمَرَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارَ بِالسِّلَاحِ وَ اجْتَمَعَ النَّاسُ فَصَعِدَ النَّبِيُّ ص الْمِنْبَرَ فَنَعَى إِلَيْهِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ قَالَ أُذَكِّرُ اللَّهَ الْوَالِيَ مِنْ بَعْدِي عَلَى أُمَّتِي أَلَّا يَرْحَمُ عَلَى جَمَاعَةِ الْمُسْلِمِينَ فَأَجَلَّ كَبِيرَهُمْ وَ رَحِمَ ضَعِيفَهُمْ وَ وَقَّرَ عَالِمَهُمْ وَ لَمْ يُضِرَّ بِهِمْ فَيُذِلَّهُمْ وَ لَمْ يُفْقِرْهُمْ فَيُكْفِرَهُمْ وَ لَمْ يُغْلِقْ بَابَهُ دُونَهُمْ فَيَأْكُلَ قَوِيُّهُمْ ضَعِيفَهُمْ وَ لَمْ يَخْبِزْهُمْ فِي بُعُوثِهِمْ فَيَقْطَعَ نَسْلَ أُمَّتِي ثُمَّ قَالَ قَدْ بَلَّغْتُ وَ نَصَحْتُ فَاشْهَدُوا وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع هَذَا آخِرُ كَلَامٍ تَكَلَّمَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى مِنْبَرِهِ.
@Hadith1398
📝روایاتی از #امام_رضا علیه السلام
🔻#اطاعت از مخلوق در معصیت خالق جائز نیست
دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا و پیشوایانشان واجب است. نیکویی کردن با #پدر و #مادر لازم است حتی اگر آن دو مشرک باشند، [ولی] در معصیت خداوند نباید آنها را اطاعت کرد؛ چون هیچ حق اطاعتی از مخلوق برای #معصیت کردن خالق وجود ندارد. (عیون اخبار الرضا، ج2، ص124)
🔻فتنهای شدیدتر از #فتنه_دجال!
«از کسانی که اظهار محبت به ما اهل بیت میکنند، کسانی هستند که #فتنه آنها از #دجال شدیدتر است. راوی میگوید پرسیدم به چه دلیل؟ امام فرمود: به دلیل دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستان ما! وقتی چنین باشد، حق و باطل با یکدیگر مخلوط شوند و شناخت حقیقت مشکل شود و #مومن از #منافق تشخیص داده نمیشود.» (وسائل الشیعة، ج16، ص179 و بحار الانوار، ج72، ص391)
🔻اهمیت #لذتهای_حلال
بكوشيد كه زمانتان را به چهار بخش تقسيم كنيد: زمانى براى مناجات با خدا، زمانى براى تأمين زندگی، زمانی برای معاشرت با برادران و معتمدان تان (کسانی که عيب هايتان را به شما مى شناسانند و باطنشان برای شما خالص است) و زمانی براى كسب لذّت هاى حلال!
با بخش چهارم توانايى انجام دادن سه بخش ديگر را به دست مى آوريد. (تحف العقول، ص409)
🔻داستان زنی که در هنگام قحطی، #صدقه داده بود
چندین سال در ميان #بنى_اسرائيل قحطى ایجاد شد. زنى لقمه نانى داشت، آن را به دهان برد تا بخورد، فقيرى گفت: اى كنيز خدا! گرسنهام! زن با خود گفت: در اين دوران قحطى، صدقه مىدهم. و آن لقمه را از دهان بيرون آورد و به فقير داد. اين زن كودكى خردسال داشت كه براى جمع آورى هيزم به صحرا رفته بود. گرگى آمد و او را ربود. زن شیون کشید و به دنبال گرگ رفت. خداوند جبرئيل را فرستاد و جبرئيل آن كودك را از دهان گرگ بيرون كشيد و به مادرش باز داد و به او گفت: آيا به لقمهای در ازاء لقمه دیگر راضی شدی؟!
🔻اعتراض به حکمرانی #مامون
مامون خبر فتح بخشهایی از سرزمین كابل را برای حضرت رضا خواند، حضرت به او فرمود: آيا فتح قريهاى از قريههاى اهل شرك تو را خشنود مىكند؟ مأمون گفت: آيا در اين فتح، سرور و خوشحالى نيست؟ امام فرمود: سرزمينهایى را كه بر آنها حكومت دارى، ضايع گذاشتهاى و به امورشان رسيدگى نميكنى و آن را به عهده ديگران محول كردهاى، و آنان به خلاف آنچه خدا فرموده، بر اين امت حكومت مىكنند و به كلى از مدينه دار الهجرة غافل شدهاى و روزگارى بر #مردم مظلوم آنجا ميگذرد كه كاملا در مشقت و بدبختى زندگی میکنند و كسى را پیدا نمیکنند كه از حالشان نزد او شكايت كنند...آيا نميدانى كه والى و سرپرست مسلمين حكمش حكم عمود خيمه است که هر كس بخواهد میتواند آن را بگيرد؟! (عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص 160)
@Hadith1398
🔹بد بودن خواب بین اذان صبح تا طلوع خورشید
👈🏻آسان شدن به دست آوردن روزی در اثر بیدار ماندن آن ساعت
🔻از پیامبر نقل شده که فرمودند: «زمین آن طور که از سه چیز در محضر خدا ناله و شکایت کرده از چیز دیگری شکایت نکرده؛ خونی که به نا حق بر روی آن ریخته شده، غسلی که بعد از زنا صورت گرفته و خواب قبل از طلوع آفتاب!» (خصال، ج1، ص141 و کتاب من لا یحضره الفقیه، ج4، ص20)
🔻از حضرت صادق علیه السلام نقل شده: «خواب صبح شوم است و مانع روزی است و رنگ چهره را زرد می کند. من و سلوی (دو غذایی که از آسمان برای بنی اسرائیل نازل میشد) بین اذان صبح تا طلوع افتاب بر بنی اسرائیل نازل می شد، و کسی که در آن ساعت خواب بود به رزق خودش نمی رسید و وقتی بیدار می شد، سهمش را پیدا نمیکرد و باید از دیگران رزقش را درخواست میکرد.» (همان، ج1، ص503)
🔻همچنین از حضرت باقر یا حضرت صادق (علیهما السلام) روایت شده: «روزی در این ساعت (بین اذان تا طلوع آفتاب) گسترش پیدا میکند، برای همین من مطلوب نمیدانم که کسی آن ساعت را بخوابد.» (همان، ج1، ص501 و تهذیب، ج2، ص138)
@Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
🔹بد بودن خواب بین اذان صبح تا طلوع خورشید 👈🏻آسان شدن به دست آوردن روزی در اثر بیدار ماندن آن ساعت 🔻
🔹متن عربی روایات:
🔻حدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبِي الْحَسَنِ الْفَارِسِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ حَفْصٍ الْبَصْرِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا عَجَّتِ الْأَرْضُ إِلَى رَبِّهَا عَزَّ وَ جَلَّ كَعَجِيجِهَا مِنْ ثَلَاثَةٍ مِنْ دَمٍ حَرَامٍ يُسْفَكُ عَلَيْهَا أَوِ اغْتِسَالٍ مِنْ زِنًا أَوِ النَّوْمِ عَلَيْهَا قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ. (خصال، ج1، ص141 و الفقیه، ج4، ص20)
🔻و قَالَ ع نَوْمُ الْغَدَاةِ شُؤْمٌ يَحْرِمُ الرِّزْقَ وَ يُصَفِّرُ اللَّوْنَ وَ كَانَ الْمَنُّ وَ السَّلْوَى يَنْزِلُ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ مَا بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ فَمَنْ نَامَ تِلْكَ السَّاعَةَ لَمْ يَنْزِلْ نَصِيبُهُ فَكَانَ إِذَا انْتَبَهَ فَلَا يَرَى نَصِيبَهُ احْتَاجَ إِلَى السُّؤَالِ وَ الطَّلَب. (همان، ج1، ص503)
🔻روَى الْعَلَاءُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ النَّوْمِ بَعْدَ الْغَدَاةِ فَقَالَ إِنَّ الرِّزْقَ يُبْسَطُ تِلْكَ السَّاعَةَ فَأَنَا أَكْرَهُ أَنْ يَنَامَ الرَّجُلُ تِلْكَ السَّاعَةَ. (همان، ج1، ص501 و تهذیب، ج2، ص138)
🔻وفاداری #ابودجانه در جنگ اُحُد
🔹از #امام_صادق علیه السلام نقل شده: وقتی در #جنگ_احد سپاه #پیامبر متفرق شدند، فقط #امام_علی علیه السلام و ابودجانه باقی ماندند. پیامبر به ابودجانه گفت: «تو هم برو، من بیعتم را از تو برداشتم.» اما ابودجانه نزد پیامبر نشست و گریه کرد و گفت: «به خدا قسم نمیروم!»
🔸سپس سرش را بلند کرد و گفت: «نه! به خدا قسم بیعت با شما را کنار نمیگذارم. ای پیامبر خدا! به سوی چه کسی بروم؟! به سمت همسری که نهایتاً از دنیا میرود؟! به سوی فرزندی که روزی خواهد مُرد؟! به خانهای بروم که خراب خواهد شد؟! یا نزد ثروتی بروم که فانی است؟! یا به سوی مرگی بروم که نزدیک است؟!»
🔹ابودجانة به قدری مبارزه کرد که نهایتاً زخمهایش اجازه #جنگ را از او گرفت. امام علی علیه السلام وی را حمل کرد و به نزد پیامبر آورد. ابودجانه گفت: «یا رسول الله آیا به بیعتم وفا کردم؟» پیامبر تایید کردند و برای او دعا کردند.
🔗کافی، ج8، ص318
@Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
🔻وفاداری #ابودجانه در جنگ اُحُد 🔹از #امام_صادق علیه السلام نقل شده: وقتی در #جنگ_احد سپاه #پیامبر
متن عربی حدیث:
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ أَبِي الْعَلَاءِ الْخَفَّافِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا انْهَزَمَ النَّاسُ يَوْمَ أُحُدٍ عَنِ النَّبِيِّ ص انْصَرَفَ إِلَيْهِمْ بِوَجْهِهِ وَ هُوَ يَقُولُ أَنَا مُحَمَّدٌ أَنَا رَسُولُ اللَّهِ لَمْ أُقْتَلْ وَ لَمْ أَمُتْ فَالْتَفَتَ إِلَيْهِ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ فَقَالا الْآنَ يَسْخَرُ بِنَا أَيْضاً وَ قَدْ هُزِمْنَا وَ بَقِيَ مَعَهُ عَلِيٌّ ع وَ سِمَاكُ بْنُ خَرَشَةَ أَبُو دُجَانَةَ رَحِمَهُ اللَّهُ فَدَعَاهُ النَّبِيُّ ص فَقَالَ يَا أَبَا دُجَانَةَ انْصَرِفْ وَ أَنْتَ فِي حِلٍّ مِن بَيْعَتِكَ فَأَمَّا عَلِيٌّ فَأَنَا هُوَ وَ هُوَ أَنَا فَتَحَوَّلَ وَ جَلَسَ بَيْنَ يَدَيِ النَّبِيِّ ص وَ بَكَى وَ قَالَ لَا وَ اللَّهِ وَ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ لَا وَ اللَّهِ لَا جَعَلْتُ نَفْسِي فِي حِلٍّ مِنْ بَيْعَتِي إِنِّي بَايَعْتُكَ فَإِلَى مَنْ أَنْصَرِفُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِلَى زَوْجَةٍ تَمُوتُ أَوْ وَلَدٍ يَمُوتُ أَوْ دَارٍ تَخْرَبُ وَ مَالٍ يَفْنَى وَ أَجَلٍ قَدِ اقْتَرَبَ فَرَقَّ لَهُ النَّبِيُّ ص فَلَمْ يَزَلْ يُقَاتِلُ حَتَّى أَثْخَنَتْهُ الْجِرَاحَةُ وَ هُوَ فِي وَجْهٍ وَ عَلِيٌّ ع فِي وَجْهٍ فَلَمَّا أُسْقِطَ احْتَمَلَهُ عَلِيٌّ ع فَجَاءَ بِهِ إِلَى النَّبِيِّ ص فَوَضَعَهُ عِنْدَهُ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ وَفَيْتُ بِبَيْعَتِي قَالَ نَعَمْ وَ قَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص خَيْر.