eitaa logo
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
361 دنبال‌کننده
205 عکس
76 ویدیو
1 فایل
رمآن حکمـ مرگ🩸 به قلمـ الی🔗 آغآز رمآن : ۱۴۰۵.۲.۳۰ رمآنی از جنس عشق و مآفیآ♟️ مالک: @Faty_021_12 کد نویسندگیمون : 103
مشاهده در ایتا
دانلود
آخه من قربونت میرم🫂😂
عاممم حرف بی ادبانه ای زدم؟!😔😂
جاللبهه🙄
خب ۲۱۰ تاییمون مبارک🥲 بریم واس پارت اول رمان حکم مرگ🩸
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸 . . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹ . . . ﴿ماشین حامی﴾ حامی:از اون محموله بندر چخبر؟همه چی طبق نق.شه پیش رفته؟. آرمین:آره بارارو جا..ساز کردیم توی کانتینرای شرکت صوری فعلا کسی از ماجرا بویی نبرده. حامی:آرمین بزن بغل. آرمین:چرا. حامی:اونا رو ببین اون دختررو گرفتن میخوان بزننش. آرمین:به ما چه!ولشون کن بابا یهو پلیس از آب در میان. حامی:آرمین بیا پایین اینا دلشون کت..ک میخاد. حامی درو باز میکنه و پیاده میشه،با قدم های خونسردش میره طرف اونا. حامی:ولش کنین. غریبه:شما کی باشی؟!برو پی کارت بچه. غریبه²:فک کردی چون اینطوری لباس پوشیدی ازت میترسیم؟😂گ.م شو برو پی کارت بابا. آرمین:عو...ضیا ولش کنین. پسره خواست بره سمت حامی که حامی با یه مشت کوبید تو صورتش. پسر دوم خواست حامیو بزنه که آرمین از بغل گرفتتش و با آرنجش کوبید تو شکمش. حامی:بهتون گفته بودم ولش کنین. پسر اول بلند شد تا حامیو با مشت بزنه که حامی جا خالی داد و با یه ضربه محکم زد تو فکش. آرمین هم همون لحظه یکی دیگرو کشید جلو و زد به دیوار. غریبه²:غل..ط کردیم...ولمون کنین.. حامی خم شد و یقشو گرفت و کشیدش بالا. حامی:الان یادت افتاده غل...ط کردی؟ بعد با مشت کوبید تو شکمش. حامی برگشت سمت دختره و آروم زانو زد کنارش،به صورتش خیره شد،دختره بیهوش شده بود. حامی:دختر خانوم صدامو میشنوی؟. دختر هیچ واکنشی نشون نداد،حامی خیلی آروم بغلش کرد و بردش سمت ماشین. آرمین:زود باش دیگه حامی فک کردی با این سر و صدایی که راه انداختی پلیس پیداش نمیشه؟. حامی دختررو گذاشت تو ماشین. حامی:بریم بیمارستان. آرمین:میخوای خودتو درگیر این دختره بکنی که چی؟ حامی:زود باش ادآمه دآرد.
پایان ناشناس