eitaa logo
ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
349 دنبال‌کننده
217 عکس
88 ویدیو
1 فایل
رمآن حکمـ مرگ🩸 به قلمـ الی🔗 آغآز رمآن : ۱۴۰۵.۲.۳۰ رمآنی از جنس عشق و مآفیآ♟️ مالک: @Faty_021_12 کد نویسندگیمون : 103
مشاهده در ایتا
دانلود
بعضی از رفیقای مجازی از صدتا فامیل بهتره🤍 ..... Yasi
220.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام قشنگااااا🫂 اومدم با ناشناسی دیگررررر✨ بیاین با خاله الی حرف بزنین https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_r5aoc7q&btn=Hokm.marg خاله الی منتظر حرفای خوشگلتونه‌ 💝 راستی سوال شخصی ام داشتی بپرس 😜
سلام خاله الی 🍓 تفلدت موبارکککک💝 خاله الی مایل به آشنایی هستی ؟ 🖤🩸 الی : سلام مرسی ممنون ✨ اگه دختری: بله✨ اگه پسری : نچچچ😑
الی کتاب زبان منم تولدتو تبریک گف😂
خاله الی منم کیک میخوامممم🥺 🖤🩸 الی : بفرما 🍰✨
خاله الی پارت نمیدی؟ 🖤🩸 الی : چراا دارم تایپش میکنم واستون ❤️
پایان ناشناس امشببب ✨
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸 . . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁴ . . . « آشپزخونه کافه » بهار : چیشد؟ آهو : هیچی ، گفتن منتظر یه نفریم وقتی اومد سفارش میدیم ... + آهااا ــــ بهار ، ولی این پسره یچیزیش میشه + چطور مگه ؟ ــــ هیچی بابااا رفتم سفارش بگیرم اون پسر دومیه یجورییی زل زده بود به من که نگو ، اههه😒 + اووو آهو مگه اولین باره که مشتری ه‍*ول داریم ، همیشه از این آدما میان اینجا . - آره خب ، ولی اونا حداقل یه تیکه مینداختن یچیزی میگفتن ، منم جوابشونو میدادم ، ولی این یکی فرق داره ، این ته چشماش یجوریه ، میدونی انگار چشماش با آدم حرف میزنه... + برو بابااا خیالاتی شدی ... . . . (( متین میاد داخل کافه و چشمش که به حامی و آرمین میخوره می‌ره سمت میز )) متین : سلام واسه چی اینجا قرار گذاشتین؟ حامی : واسه امنیت بیشتر اینجوری بهتره. + آها اوکیه. خب سفارشم آماده اس . - آره آماده اس ، توی کیفه خواستی بری میدمش دستت . (( نویسنده: یعنی چی توشه ؟😂)) + اوکی ، شماره کارت بده ... - 6037... ((آهو که میبینه متین اومده دوباره میاد واسه سفارش )) آهو : سلامی دوباره خیلی خوش اومدین بفرمائین چی میل دارین ؟ حامی : من یه قهوه میخورم + فقط یه قهوه ؟ - پیشنهادی دارین واسه کنارش؟ + اومم میتونم کیک بزارم کیک قهوه مون خیلی خوبه - اوکیه آرمین : منم یه شیک شکلات میخورم + بعله متین : منم یه آمریکانو با یه کیک شکلاتی کنارش + خیله خب چیز دیگه ای نیاز ندارین ؟ همگی : خیر (( آهو می‌ره ، چند دقیقه بعد سفارششون رو براشون میاره )) متین : زود بخورین بریم ، من کار دارم . حامی : خیله خب (( کیفو میده دستش )) اینم سفارشت. + ممنون ، خدافظ - خدافظ آرمین : بیا ما هم بریم - باشه (( میرن حساب میکنن و میان بیرون )) حامی : آرمین به نظرت این دختر گارسونه ، یکم شبیه نازنین نیست؟ آرمین : وایی حامی بیخیال تو روح نازنین ، از وقتی اون دختر مرده تو همه رو شبیهش میبینی (( سوار ماشین میشن )) حامی (( داخل فکرش )): ولی من بیخیال نمیشم ادآمه دآرد.
اینم پارت امششببب