ℍ𝕠𝕜𝕞 𝕞𝕒𝕣𝕘 🩸🖤
🚨 یه گروه خفن جدید 👀🔥 sunflower🌻 اینجا فقط میای بخندی 😂 حرف زدن آزاد، دیوونهبازی مجاز 😎🔥 ❌ ساکته
قشنگا ریپ شدم چیزی خواستین بگین یا ناشناس یا توی گپ بگین
🖤....*......<𝐇𝐨𝐤𝐦 𝐌𝐚𝐫𝐠𝐞>....*.....🩸
. . . 𝑷𝒂𝒓𝒕 ²⁶ . . .
«ساعت ۰۰:۰۰ شب ، کافه »
)(آهو میاد که میز هارو تمیز کنه و کافه رو تعطیل کنن ، اول میره سمت میز حامی .
درحال تمیز کردن میزه که یه کاغذ رو میز توجهشو جلب میکنه .))
آهو : این چیه دیگه ؟
(( بازش میکنه، داخل یه یادداشته))
نوشته روی کاغذ
---------------------------------------
تو کیستی ؟
که من اینگونه در رویاهای خویش ، با تو درنگ میکنم ...◡⃝A
---------------------------------------
((آهو با دیدن نوشته روی کاغذ تعجب میکنه ))
آهو : اینو کی گذاشته اونجا ؟
((غرق در فکر بود که یهو بهار پشت سرش ظاهر میشه ))
بهار : آهو پس چرا خشکت زده زود کارتو بکن بریم
(( چشمش میوفته به کاغذی که توی دست آهو بود ))
+ این چیه دیگه ؟
((کاغذو میقاپه و نوشته رو میخونه ))
+ اوووو اینو کی نوشته ؟
- نمیدونم اومدم میزو پاک کنم این روش بود
+ اول اسم تورو نوشته آخرش
- کووو؟
+ اینا ها (( به A آخر نوشته اشاره میکنه ))
- شاید اول اسم کسیه که نوشته تو از کجا میدونی برا منه 😒
(( بهار به صندلی یه نگاهی میندازه ))
+ وایسا ببینم ، این همون صندلیه نیس که اون پسره روش نشسته بود؟ نکنه اون یادداشتو گذاشته ؟ آهو من نگفتم این پسره از تو خوشش میاد 😁
- برو باباااا توام از کجا میدونی واسه منع شاید از جیبش افتاده شاید اصن برای من نیس بعدشم اون اول اسم خودش A هست اونی ام که آخر یادداشت گذاشته اول اسم خودشه
+ باشه آهو خانم ، اصن یه سوال این یادداشته صاففف از جیبش افتاده جایی که دم دست تو باشه و تو ببینیش؟
بعدشم ، این پسره از همون روز اول پاشو گذاشت تو کافه پیدا بود از تو خوشش اومده ، از نگاهاش حرفاش طرز رفتارش با تو همه چی پیدا بود
-بیخیال بابا ، حالا طرف شاید یه یادداشت اشتباهی گذاشته تو انقد واسه اش داستان میبافی و واسه خودت داستان میبافی
+ باشه حالا من هی هرچی میگم تو حرف خودتو میزنی 😒
((بهار میره و آهو دوباره به دست خط حامی خیره میشه ، اون حرفای روی کاغذ جوری به قلبش نفوذ کرده بود که هربار که از اول میخوند تپش قلبش بالا میرفت ))
آهو : بهار راست میگه ، این پسر از همون اول که اومد پیدا بود یه حسی نسبت به من داره ، کاراش، لبخنداش ، رفتاراش ، اینکه با دیدن هرکسی که مزاحم من میشه خشن میشه ولی با لطیف ترین لحن ممکن با خودم حرف میزنه عجیبه ...
(( یه بار دیگه یادداشتو میخونه ))
+ خیلی دوست دارم حرفای بهارو درباره اینکه منو دوست داره باور کنم ، ولی فک نمیکنم پسری مثل اون عاشق یه دختری مثل من بشه
(( نویسنده: کجاشو دیدی آهو خانم 😌))
ادآمه دآرد.
هدایت شده از ♡ܩܝ၄ܝ ܟ۬ߺߊࡈߊߺܝߊܝߺ̈ߺߺ♡
درود بر ایتاییون محترمممم🌀🦦
چنل مرور خاطرات یه چالش خفن داره😎🥶
حالا اون چیه؟ اگر از آمار هایی ک مشخص شده شات بدید جوایز دارید😮💨☠
شات از 410=دوتا زبان ایتا_دوتا تم ایتا💫
شات از 420= 5 زبان ایتا_فایل 150 ممبر فعال💫
شات از 430=تبلیغ چنلت_تم ایتا💫
شات از 440=یه عکس خیلی قدیمی از حامیم_زبان ایتا_تم ایتا💫
شات از 450=تبلیغ چنلت_ والیپر کیوت_تم ایتا💫
شات از 460= فتیل ده کا ممبر فعال_تم و زبان ایتا💫
مالک جهت شات:@Maanii_89
چنل:https://eitaa.com/Mororkhatere
زود جوین شو اگر جوین نباشی شات بدی حساب نی🥲
هدایت شده از {Hamim|music🤙🏻🪽}
رد نکن یه لحظه!
فن عآقای صالحی هستی؟
پس بخون😌🤌🏻↓
حق داره بهش بگن 3 چنل حامیم در ایتا👀❤️🩹
از همین اول کار چنلش جذابه💁🏻♀❤️https://eitaa.com/ihaamim_3
:::بفرما تو دم در بده🐈⬛️•§