6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🩶𝐌𝐲 𝐦𝐨𝐧🩶
★𝐍𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲★
★𝐣𝐚𝐬𝐭 𝐟𝐨𝐫★
𝐣𝐨𝐢𝐧🎤: @hamim17
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🩶𝐌𝐲 𝐦𝐨𝐧🩶
★𝐍𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲★
★𝐣𝐚𝐬𝐭 𝐟𝐨𝐫★
𝐣𝐨𝐢𝐧🎤: @hamim17
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🩶𝐌𝐲 𝐦𝐨𝐧🩶
★𝐍𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲★
★𝐣𝐚𝐬𝐭 𝐟𝐨𝐫★
𝐣𝐨𝐢𝐧🎤: @hamim17
16.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🩶𝐌𝐲 𝐦𝐨𝐧🩶
★𝐍𝐨 𝐜𝐨𝐩𝐲★
★𝐣𝐚𝐬𝐭 𝐟𝐨𝐫★
𝐣𝐨𝐢𝐧🎤: @hamim17
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗗𝗲 𝗠𝗲𝗟𝗶𝗞𝗮🍷🕊
من نقرهام…
دختری که سال ۱۳۰۰ دنیا اومد،
تو یه روستای دورافتاده به دور از همه ادما ...
۹ سالم که شد، هنوز دستهام بوی خاکبازی میداد.اما یه روز فهمیدم قراره «عروس» بشم.نه جشن، نه لباس سفید… فقط یه روسری که سه سایز از سرم بزرگتر بود
من نه بدنم بزرگ شده بود،نه عقلم.چند ماه گذشت و مادرشوهرم چشم غرههاش بیشتر شد.هی فشار میآورد، هی میگفت
«چرا شکمت بالا نمیاد؟! دخترای مردم تو این سن مادر میشن!»
من فقط ساکت میموندم.چطور باید میفهمید که یه بچهٔ ۹ ساله چه جوری باید بچه دار شه ؟ تو اون سالها کسی نمیفهمید.هیچکس. آخرش مادرشوهرم طاقت نیاورد.یه روز که داشتم از درد کارهای خانه گریه میکردم، اومد بالا سرم و گفت«پاشو آماده شو. پسرم میخواد زن دوم بگیره… تو نمیتونی براش بچه بیاری.» و من باید خودم میرفتم برا شوهرم خواستگاری اما من باید ازشون انتقام میگرفتم باهاشون کاری کردم که ....
https://eitaa.com/joinchat/3635283478C603c6c1610