هدایت شده از اسپویلام
از در . د به خودم پیـ..//ـچیدم
بغض کرده لب زدم..
- توروخدا نه.. من.. من از اتاق عمـ..//ـل میترسم
بچه.. بچه نمیخـ.../ـوام!!
خانوم دکتر لطفا آمپـ..//ـولو نزن!!
قدم بلندی برداشت و اخماش توهم گره خورد
حامی:مگه دست خودته نخـ..///وای؟!
باید برام بچـ..//ـه بیــااری بچه..
پرستار ببرش!!📛🥵🚷
با دیدن اتاق عمـ..ـل فشارم افتاد و..
https://eitaa.com/joinchat/128583279Ceb290f1f14