♦️اهدای اعضای بدن کودک خردسال مرگ مغزی شده جان ۵ بیمار را نجات داد.
کلیههای #رها_فتوحی به دو دختر ۱۱ و ۱۸ ساله اهدا شد. کبد به شیراز و قرنیهها هم به بانک چشم دانشگاه علوم پزشکی مشهد رفت.
#اهدا_عضو_اهدا_زندگی
#همراه_شهدا
همراه شهدا🇮🇷
💠 میدونی ثمره محبت امیرالمومنین علی (ع)، چیه؟ ✔️حلقه وصل #غدیر باشیم و اهمیت آن را نشر بدیم #منغد
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💠 صحبتهای مهم استاد رائفی پور در خصوص جشن بزرگ #عید_غدیر و لزوم برگزاری جشنهای میدانی محلی و ایستگاههای صلواتی
✔️حلقه وصل #غدیر باشیم و اهمیت آن را نشر بدیم
#منغدیریام
#کلیپهایغدیر۸
#همراه_شهدا
@Hamrahe_Shohada
💠 طرح آشنایی با کتاب و نرم افزارهای غدیری
📗کتاب : قهرمان غدیر
(#ویژه_نوجوانان)
کودکان با خواندن این کتاب می توانند در قالب داستان هایی ساده و روان #سرگذشت_امیرالمومنین (علیه السلام) را یاد بگیرند.
✅مناسب برای سنین 12 - 8 سال
تعداد صفحات: 24
🔺قیمت پشت جلد
#منغدیریام
#معرفیکتابونرمافزارهایغدیر۷
#همراه_شهدا
@Hamrahe_Shohada
اطعام عید غدیر.mp3
5.13M
📝 ثواب اطعام در روز عید غدیر🌸
🎤سخنرانی استاد پناهیان
#منغدیریام
#سخنرانیهایغدیر۷
#همراه_شهدا
@Hamrahe_Shohada
همراه شهدا🇮🇷
❗️عفافِ بدون حجاب شدنی است؟ 📌اخیراً سید محمدخاتمی در اظهاراتی گفته از آیه «لا اکراه فی الدین» میتوا
8.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 پاسخ علامه جوادی آملی به پریشانگویی محمد خاتمی :
🔹 «لااکراه فیالدین» به معنی بیحجابی و بی حیایی در جامعه نیست! این تفکر اباحیگری است.
#حجاب
#همراه_شهدا
✨️⊱ #شهید_محمد_رضا_دهقان ✨️
همیشه رو دو تا چیز خیلی حساس بود؛ موهاش، موتورش...
وقتی کـه داشت اعزام میشد موهاشو تراشید. موتورش هم به رفیقش بخشید.
«چه قشنگ دل کند و رفت»
#همراه_شهدا
@Hamrahe_Shohada
🔺 حواسمان باشد؛
🔺 او در میان ماست...!😓
⇦بخاطر ظهورَش #گناه_نکنیـم!!!😥😭
〖 أللَّھُمَــ ؏َـجِّلْ لِوَلیِـڪْ ألْفَـرَج 〗
#همراه_شهدا
@Hamrahe_Shohada
همراه شهدا🇮🇷
╔═.🌺.═══◌✤═══╗ سه دقيقه در قيامت 🔰 او هم اشاره كرد و گفت: در زمان غيبت امام عصر(
╔═.🌺.═══◌✤═══╗
🔰 #سه_دقیقه_در_قیامت
خيلي ناراحت بودم. بسياري از اعمال خوب من از بين رفته بود. چيز زيادي در كتاب اعمالم نمانده بود. از طرفي به صدها نفر در موضوع حق الناس بدهکار بودم که هنوز به برزخ نيامده بودند.
براي يك لحظه نگاهم به دنيا و به منزل خودمان افتاد. همسرم كه ماه چهارم بارداري را ميگذراند، بر سر سجاده نشسته بود و با چشماني گريان، خدا را به حق حضرت زهرا(س)قسم ميداد كه من بمانم. نگاهم به سمت ديگري رفت. داخل يك خانه در محله خود ما، دو كودك يتيم، خدا را قسم ميدادند كه من برگردم. آنها به خدا ميگفتند: خدايا، ما نميخواهيم دوباره يتيم شويم. اين را بگويم كه خدا توفيق داد كه هزينه هاي اين دو كودك يتيم را ميدادم و سعي ميكردم براي آنها پدري كنم. آنها از ماجراي عمل خبر داشتند و همينطور با گريه از خدا ميخواستند كه من زنده بمانم. به جواني كه پشت ميز بود گفتم: دستم خالي است. نميشود كاري كني كه من برگردم؟ نميشود از مادرمان حضرت زهرا(س) بخواهي كه مرا شفاعت كند. شايد اجازه دهند تا من برگردم و حق الناس را جبران کنم. يا كارهاي خطاي گذشته را اصلاح كنم. جوابش منفي بود. اما باز اصرار كردم. گفتم از مادرمان حضرت زهرا(س) بخواه كه مرا شفاعت كنند. لحظاتي بعد، جوان پشت ميز نگاهي به من كرد و گفت: به خاطر
اشكهاي اين كودكان يتيم و به خاطر دعاهاي همسرت و دختري كه در راه داري و دعاي پدر و مادرت، حضرت زهرا(س) شما را شفاعت نمود تا برگرديد. به محض اينكه به من گفته شد: »برگرد« يكباره ديدم كه زير پاي من خالي شد! تلويزيونهاي سياه و سفيد قديمي وقتي خاموش ميشد، حالت خاصي داشت، چند لحظه طول ميكشيد تا تصوير محو شود. مثل همان حالت پيش آمد و من يكباره رها شدم..
✳️ بازگشت
کمتر از لحظه اي ديدم روي تخت بيمارستان خوابيده ام و تيم پزشكي مشغول زدن شوك برقي به من هستند. دستگاه شوك را چند بار به بدن من وصل كردند و به قول خودشان؛ بيمار احيا شد. روح به جسم برگشته بود، حالت خاصي داشتم. هم خوشحال بودم كه دوباره مهلت يافته ام و هم ناراحت بودم كه از آن وادي نور، دوباره به اين دنياي فاني برگشته ام.پزشكان بعد از مدتي كار خودشان را تمام كردند. در واقع غده
خارج شده بود و در مراحل پاياني عمل بود كه من سه دقيقه دچار ايست قلبي شدم. بعد هم با ايجاد شوك، مرا احيا كردند. من در تمام آن لحظات، شاهد كارهايشان بودم. پس از اتمام كار، مرا به اتاق مجاور جهت ريكاوري انتقال داده و پس از ساعتي، كم كم اثر بيهوشي رفت و درد و رنجها دوباره به بدنم برگشت.
حالم بهتر شد و توانستم چشم راستم را باز كنم، اما نميخواستم حتي براي لحظه اي از آن لحظات زيبا دور شوم. من در اين ساعات، تمام خاطراتي كه از آن سفر معنوي داشتم را با خودم مرور ميكردم. چقدر سخت بود. چه شرايط سختي را طي كردم. من بهشت برزخي را با تمام نعمتهايش ديدم. من افراد گرفتار را ديدم. من تا چند قدمي بهشت رفتم.
⏪پایان قسمت 7⃣3⃣
⬅️ادامه دارد
╚═◌✤═════.🌺.═╝
#همراه_شهدا
@Hamrahe_Shohada
💠 «کار سختتر، اجرش بیشتر»
🔹هیچ جای کردستان امنیت نبود، فقط چند ساعت در روز امکان تردد در جادهها وجود داشت، شبها هم منطقه دست ضد انقلاب بود؛
◇ پس از چند روز با سختی بسیار به دزلی و پیش حسین رسیدم، گفتم: «اینجا کجاست که انتخاب کردی و آمدهای؟»
◇ با لبخند همیشگی گفت: «مگر نخواندهای و نمیدانی که هر چه کار سختتر باشد اجر و ثوابش هم بیشتر است؟!».
👈مرام ومعرفت شهدا
#همراه_شهدا
@Hamrahe_Shohada