ولی میدونین من دلم برا چی تنگ میشه؟!
وقتایی که خسته و کوفته از مدرسه میومدم خونه و ظهر جلوی کولر بیهوش میشدم
-هَمْرآزِمَنْ-
ولی میدونین من دلم برا چی تنگ میشه؟! وقتایی که خسته و کوفته از مدرسه میومدم خونه و ظهر جلوی کولر بیه
لذت بخش ترین بخش مدارسه
که البته اینو سال آخر تجربه نکردم
و یه جورایی مونده به دلم
«بچه ها یه نصیحت دوستانه:
سعی کنین الانتون رو طوری زندگی کنین که بعدا حسرت چیزی به دلتون نمونه!!
حسرت کارای انجام نداده،
حسرت بودن در کنار عزیزانتون،
حسرت تایمی رو که صرف خودتون نکردین،
حسرت نپرداختن به علایقتون،
حسرت انتخاب های اشتباه،
حسرت تلاش نکردن برای اهدافتون،
و......
این رو به عنوان کسی میگم که بدترین حس براش حسرته!!
زندگیمون از اون چیزی که فکر می کنیم کوتاه تره و
اصلا فرصتی برای حسرت خوردن نداریم!!
همین که بخواین حسرت گذشته رو بخورین یعنی از دست دادن زمان حالتون!!
میدونم که ما آدما هر کاری هم که کنیم بازم یه پشیمونی هایی تو زندگیمون داریم...
خب بالاخره هر کسی توی زندگیش یه اشتباهاتی رو انجام میده و
این طبیعت انسانه؛
ولی بیاین سعی کنیم این اشتباهات رو کمتر کنیم.
قدر زمانمون،
لحظاتمون،
باهم بودنامون،
فرصت هامون،
تلاش هامون،
همه و همه رو بدونیم و سعی کنیم که حالمون رو با حسرت و پشیمونی برای گذاشتمون از دست ندیم.»
-هَمْرآزِمَنْ-
«بچه ها یه نصیحت دوستانه: سعی کنین الانتون رو طوری زندگی کنین که بعدا حسرت چیزی به دلتون نمونه!! ح
قصدم سخنرانی یا زدن حرفای کلیشه ای نبود؛
ولی من از روزی که دارم با این دیدگاه پیش میرم از حسرت و پشیمونی هام کم شده.
نمیگم ندارم، دارم ولی نه به اندازه گذشته!
به قول یه عزیزی که این حس الانمو مدیونشم:
«ما فقط یه بار زندگی می کنیم؛ اگر الان این کار رو نکنم کی میدونه که دوباره فرصت چنین کاری برام پیش میاد یا نه؟!»