#مخاطب
شوهرم و دوستش و پسرم تو اتاق بودن
پسرم در رو قفل کرده بود و کلیدش رو قایم کرده بود. بعد من به شوهرم گفتم : خب شما بیاید بیرون من بیام پیداش کنم.
شوهرم که شوکه شد هیچی نگفت.
دوستش هم فهمید به روی خودش نیاورد.
ولی زنِ دوستش بعد چند ثانیه که فهمید
نامرد یه جوری زد زیر خنده که مردا هم
نتونستن تحمل کنن. ولو شدن کف اتاق.
تا کلی وقت صدای خندهشون میومد 🤣😂
@Hamsadde
همسادِه :| 🇮🇷
وقتی بدجا سوتی میدی 😂🤪 @Hamsadde
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی داور فوتبالی و روزی که مسابقه داری
تولد خانومته :/
و خانومت میگه : اگه واقعا دوسم داری تو مسابقه برف شادی بزن! 😂🤣
@Hamsadde
#مخاطب
بچه که بودیم عید نوروز مامان اجازه نمیداد آجیل و شیرینیها رو بخوریم :/
میگفت روز ۱۳ بدر اگه چیزی مونده بود
همه رو بخورین.
ما هم با حسرت هر روز به اونا نگاه میکردیم.
عصر روز ۱۲ فروردین خانواده خالهام اومدن عید دیدنی و رفتن. رفتند ما ۴ تایی ریختیم وسط سالن و به آجیل و شیرینیها حمله کردیم :)
ناگهان خالهام برگشت تو سالن!
و در حالیکه از تعجب دهانش باز مانده بود گفت : کیفمو جا گذاشتم. ما ۴ تا با دهان پُر خشک شدیم 😅🤣
@Hamsadde
همسادِه :| 🇮🇷
#مخاطب بچه که بودیم عید نوروز مامان اجازه نمیداد آجیل و شیرینیها رو بخوریم :/ میگفت روز ۱۳ بدر اگه
یادِ یه خاطره مشابه افتادم 😅
#ادمین
برا دخترخالهام خواستگار اومده بود
منم رفته بودم خونشون :)
خواستگارهاشون خیلی باکلاس بودند
و خالمم میوه موز و ... خریده بود
وقتی خواستگارا رفتن بیرون
من و دخترخالم حمله کردیم به موزها و جیغ
و داد و فریاد که این موز مال منه و اینا ... 😅
یه دفعه خالم عصبانی اومد تو خونه
و بهمون چندتا حرف زد و گفت :
هنوز نرفتن! پایین تو راهپله وایستاده بودیم که یه دفعه صدای جیغ و فریادتون اومده :|
خلاصه رفتن و پشت سرشونم نگاه نکردن 🤣
@Hamsadde