eitaa logo
همسادِه :| 🇮🇷
13.5هزار دنبال‌کننده
310 عکس
469 ویدیو
0 فایل
بهم میگن همسادِه :) از سَرِ پیاز تا تَهِ پیاز اینجا پیدا میشه 🧅 متن طنز داری برام بفرست ! @Admin_hamsadeh زیر مجموعه‌های همسادِه 👇 @Aslihamsade . انتشار فقط با ذکر منبع .
مشاهده در ایتا
دانلود
شوهرم و دوستش و پسرم تو اتاق بودن پسرم در رو قفل کرده بود و کلیدش رو قایم کرده بود. بعد من به شوهرم گفتم : خب شما بیاید بیرون من بیام پیداش کنم. شوهرم که شوکه شد هیچی نگفت. دوستش هم فهمید به روی خودش نیاورد. ولی زنِ دوستش بعد چند ثانیه که فهمید نامرد یه جوری زد زیر خنده که مردا هم نتونستن تحمل کنن‌. ولو شدن کف اتاق. تا کلی وقت صدای خنده‌شون میومد 🤣😂 @Hamsadde
روز دختر بود. رفتم توی یه سوپر مارکتی خرید کردم. بیرون اومدنی مرده بهم گفت : " روزتون مبارک " من هم حواسم نبود گفتم‌ : همچنین :| 😭🤣 @Hamsadde
محرم بود رفتم لباس مشکی بخرم یه پسر جوونی شاگرد مغازه بود وقتی لباسو بهم داد گفت : ایشالا تو شادیا بپوشید :| 😂 @Hamsadde
یه بار رفتم مغازه گفتم : از این شکلاتا نیم کیلو بدین. گفت : اینا کیلویی نیستن ، دونه‌ای هستن. گفتم : خب پس بی‌زحمت نیم کیلو بدین! منظورم این بود که اندازه نیم کیلو وزن کنین بعد بشمرین برام. فقط جمله‌ی خوبی برای بیان منظورم انتخاب نکردم 😅😁 @Hamsadde
همسادِه :| 🇮🇷
وقتی بدجا سوتی میدی 😂🤪 @Hamsadde
اون دکتره واقعا برا دختر داییم پیش اومد! پسرشو برد به دکتره گفت : حالا یه چی بده یکم تبش بیاد پایین تا فردا پیش یه دکتر خوب ببرمش 😂 + بعد توقع دارین یه چیز خوبم بده ؟! 😐 @Hamsadde
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی داور فوتبالی و روزی که مسابقه داری تولد خانومته :/ و خانومت میگه : اگه واقعا دوسم داری تو مسابقه برف شادی بزن! 😂🤣 @Hamsadde
بچه که بودیم عید نوروز مامان اجازه نمیداد آجیل و شیرینی‌ها رو بخوریم :/ می‌گفت روز ۱۳ بدر اگه چیزی مونده بود همه رو بخورین. ما هم با حسرت هر روز به اونا نگاه می‌کردیم. عصر روز ۱۲ فروردین خانواده خاله‌ام اومدن عید دیدنی و رفتن. رفتند ما ۴ تایی ریختیم وسط سالن و به آجیل و شیرینی‌ها حمله کردیم :) ناگهان خاله‌ام برگشت تو سالن! و در حالیکه از تعجب دهانش باز مانده بود گفت : کیفمو جا گذاشتم. ما ۴ تا با دهان پُر خشک شدیم 😅🤣 @Hamsadde
برا دخترخاله‌ام خواستگار اومده بود منم رفته بودم خونشون :) خواستگارهاشون خیلی باکلاس بودند و خالمم میوه موز و ... خریده بود وقتی خواستگارا رفتن بیرون من و دخترخالم حمله کردیم به موزها و جیغ و داد و فریاد که این موز مال منه و اینا ... 😅 یه دفعه خالم عصبانی اومد تو خونه و بهمون چندتا حرف زد و گفت : هنوز نرفتن! پایین تو راه‌پله وایستاده بودیم که یه دفعه صدای جیغ و فریادتون اومده :| خلاصه رفتن و پشت سرشونم نگاه نکردن 🤣 @Hamsadde
اون عمویِ عروس که نذاشته عروس و دوماد یه عکس دو نفره بگیرن :| 😐🤣 @Hamsadde