2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا ابد حسرت تو ، میمانم..🥺
#شهرزاد
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon]
918.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منبمیرم،توبمانی....🤍🕊
#شغال
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon]
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انتخابتدرسته...♥️👍🏻
#ازیادرفته
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon]
"مــحزونِ شــاعر "فورنده ممنونم
#شب_های_قدیمی #PART_327 نگاهم کرد ؛ -امثال بیاتی آدم های خطرناکی هستن تو نمیترسی؟! فقط یک کلمه گف
#شب_های_قدیمی
#PART_328
قند توی دلم آب شد
ولی به روی خودم نیاوردم و یک قلوپ دیگه آب خوردم
_دارم باهات رمانیتک حرف میزنم...
بی احساس آب میخوری؟!
خنده ی کردم و گفتم؛
+تشنمههه خب...
بعد نگاهش کردم
+خب ...داشتی میگفتی!
فرشته و اینا بودم ، نه؟!
آروم روی سرم کوبید
-آب تو بخور عزیزم ، بعدش حرف میزنیم..
با ذوق گفتم ؛
+حالا شد...
مثل اینکه حرف زدن با بیاتی کاری کرده بود که من تشنه بشم
بعدش با ضرب لیوان و گذاشتم روی میز
کیف مو برداشتم
شب شده بود حوالی ساعت 7و8 شب بودش
+الکس من خودم میرم به کار هات برس
باید برم شام درست کنم.
ابرو بالا داد؛
-شام واسه چی ؟!
امشب بیرون غذا میخوریم..
یکم فکر کردم بعد گفتم
+راستش آبان هم زنگ زد گفت بریم شام بیرون..!
نگفتم خراب کاری کرده وگرنه آبروش میرفت..
-خب اینکه عالی شد منو تو باهم میریم رستوران،به اهورا میگم بره دنبال آبان.
خواستم اعتراض کنم سریع تر گفت
-تعارف نداریم بدو بریم...
*
سوار ماشین شدیم بعد چند دقیقه گفتم؛
میخواستم باهاش حرف بزنم.
-تو هتل از اینکه من دوست دخترتم... برای یه لحظه نا امید شدی ،نه؟!
لبخند زد
-نه اصلا..
دوست دختر خوب دوست دختریه که بتونه یه تنه همه رو حریف باشه..
قوی باشه
جسور با اعتماد به نفس...
مگه نه؟!
با خنده سری تکون دادم که گفت؛
-کاترینا..
+جان؟!
-منظورت از اینکه ، دونفری ، تنهایی باشیم ، نمیام چی بود؟!
تو واقعا فکر میکنی ، من ممکنه ....
تند لب زدم؛
+الان کجام!؟
کنارتو..
الان وقتی بدون اجازه دستمم نمیگیری ....
چرا باید بترسم ازت؟!
-ای قربون آدم چیز فهم...
لبخندی زدم و گفتم؛
+منظورم این بود که میشه آبان هم بیاد؟!
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon]
"مــحزونِ شــاعر "فورنده ممنونم
#شب_های_قدیمی #PART_328 قند توی دلم آب شد ولی به روی خودم نیاوردم و یک قلوپ دیگه آب خوردم _دارم
#شب_های_قدیمی
#PART_329
-آبان چرا؟!
+حال روحیش خوب نیست ...
دوست دارم کنارمون باشه..
-مطمئنی میاد ، فک نمیکنم بیادش ؟!
+من باهاش حرف میزنم!
-خب با من راحت نیست..مشکل داره
چه ربطی به صحبت تو داره قروبنت برم ؟!
+من باهاش حرف میزنم، راضیش میکنم..
ولی بزار حالا آبان بیاد...
چون اون ببینه دارم باهات میام احساس میکنم
کم کم حسادت میکنه...
خندید
-آبان حسوده...
وقتی میبینه دوستش رو دو دستی با سینی تقدیم من کرده
نباید حسادت کنه؟!
چشمکی زد
-اونم خواهر به این خوشگلی ...
خندیدم
دوباره گفت؛
-باشه عزیزم..
باهاش صحبت کن ، اگه میاد ، من حرفی ندارم...
گوشیش زنگ خورد ، نگاهی به صفحه گوشی کرد
برگشت سمت من گفت؛
-اوه...
بیاتی داره زنک میزنه نگفتم این شکاکی میشه زنگ میزنه.
هول شده گفتم
+و..ولش کن جواب شو نده الکس.
لبخندی زد
-نترس بچه..
اجازه نمیدم حرف اضافه ای بزنه ...
تا وقتی منو داری از هیچکس نترس بیاتی که باشه..!
ته دلم آروم شد ، تماس و وصل کرد
-به آقای بیا....
هنوز حرفش تموم نشده بود با داد گفت؛
+پسره ی احمق اون هتل و سپردی به یه الف بچه تووو
فک میکنی از اون هتل سر در میاره که همه چی رو سپردی به اون و جایگزین خودت کردی
هاااااا!؟؟؟
الکس گوشی رو از گوشش دور گرفته بود
آروم باش مرد حنجره ات پاره شد
به فکر خودت باش...
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon]
"مــحزونِ شــاعر "فورنده ممنونم
#شب_های_قدیمی #PART_329 -آبان چرا؟! +حال روحیش خوب نیست ... دوست دارم کنارمون باشه.. -مطمئنی می
پارت جدید عشقام:))😄💕
به دلیل اینکه پارت طول روز رو نزاشتم به دلیل ...
این دوتا پارت یکم طولانی تر بود نسبت به بقیه 🤍🙃
هوای کسانی که رمان رو دوست دارن رو دارم براتون جبران کردم🤌🥲
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو تنها دختری هستی که دوسش دارم !
#جان_سخت
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon]
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هنوز پیش مرگتم من:)
#جیران
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon]