eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فورنده ممنونم
1.9هزار دنبال‌کننده
188 عکس
701 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
"مــحزونِ شــاعر "فورنده ممنونم
#شب_های_قدیمی #PART_336 دلم طاقت نیاورد .. طاقت اینکه بخواد اینجوری التماسم و کنه.. بخواد اینجوری
چند دقیقه بعد ، طَرهان با اهورا به سمت ماشین اومدن و الکس پشت فرمون نشست و راه افتاد.. آینه ماشینش و تنظیم کرد تا بهم نگاه کنه.. خودم و پایین تر کشیدم حتی ازش خجالت میکشیدم نمیتونستم نگاهش کنم .. تمام طول راه هم به سکوت سپری شد انگار هم من ، هم الکس ، هم اهورا به این سکوت نیاز داشتیم.. وقتی ماشین و تو پارکینگ پارک کرد ، با اهورا از ماشین پیاده شدیم و به سمت رستوران رفتیم.. من در رستوران رو باز کردم حتی منتظر نمومدم اونا بیان برگشتم سمت اهورا گفتم؛ +آبان کجاست؟! – به میز ایی که گوشه رستوران بود اشاره کرد اونجا نشستن.. سرم و تکون دادم + باشه ممنونم.. اهورا پلکاش و بهم زد به سمت میز رفتم ... الکس وارد رستوران شد.. اهورا در آغوشش کشید و گفت – دمت گرم که اومدی لطف کردی زحمت کشیدی داداش اهورا لبخند زد و گفت –هرجا کم آوردی.. مهم نیست کجا باشی حتی اون سر دنیا ، میتونم بازم برادرت باشم الکس هم متقابلا لبخند زد آبان گفت ؛ – کاترینا ما یه خورده سر به هواس... یعنی یه خورده نه خیلی... حواستون بهش باشه.. بیشتر گوش تیز کردم تا جواب الکس و گوش بدم که اونم گفت – خیالت راحت .. ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon   ‌        
عالییی بود😭💙