3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توباشیحواستبهمهست: )
🎞 #ازیادرفته |
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon]
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این همه تو رو من دوست دارم....🫂🫠
_شیرین ، خیلی دوست دارم شک نکن 🥲🫀
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon]
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_96 به مبل پشت سرش اشاره کرد _بیا بشین اینجا نشستم برام یک لیوان اب اورد کن
#شب_های_قدیمی
#PART_97
با گذر زمان حالم بهتر میشد و دیگه
اون سگ رو ندیدیم و صداش ام نشنیدم
میخواستم برم خونه دوست نداشتم بیشتر از این اینجا بمونم حوصله نداشتم
+الکس ....
_جانم
+من میخوام برم خونه خودم
اخماش رفت تو هم ، انگاری ناراحت شده بود
_با این حالت بنظرت این اجازه رو میدم که بری
خونه خودت اونم تنها حتی ابان ام نیست
راست میگفت ولی من دوست داشتم برم
+نمیخوام میخوام برم ...
به سمتم اومد
_کاترینا با کی لجبازی میکنی .... باخودت!
بغض ام گرفته بود اروم گفتم
+میخوام برم ....
عصبانی شد قشنگ نگاش زیر نویس داشت
_کاترینا تو امروز اینجا میمونی بخوای بری شب خودم میبرمت خب!
دلیل این همه مالکیت روی خودم و متوجه نمیشدم، چرا باید براش مهم باشم من چیکاره ش ام؟!
یک لیوان اورد سمتم
_بیا برات دمنوش درست کزدم بخور ... حالت جا میاد.
+مچکرم....
_نوش جونت، بخور
لیوان رو از دستش گرفتم شروع کردم به خوردن دمنوش خوشمزه بود دوست داشتم تا تهش خوردم....
دستم ؛...
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon]
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_97 با گذر زمان حالم بهتر میشد و دیگه اون سگ رو ندیدیم و صداش ام نشنیدم میخ
#شب_های_قدیمی
#PART_98
+راستی الکس دستم رو کی باند پیچی کرده
سرش و بالا اورد نگاهی به دست باند پیچی شده ام انداخت
_خودم ...
دیدم دستت سوخته منم پماد زدم بعد ام باند پیچی کردم به جایی خورد ضعف نکنی
اومد سمتم دستمو گرفت
_چون یه لایه نازک از پوست دستت کنده شده
دو سه روزی طول میکشه بعد خوب میشه
باید کرم های ترمیم کننده بزنی تا رد اش نمونه
فقط نگاش میکردم ، اخه مرد تو چرا انقدر به همه جزئیات و هم چیز دقت میکنی
و الان ام مثل دکتر ها داره برام دقیق به دقیق توضیح میده
+ممنونم زحمت کشیدی
_خواهش میکنم ،انجام وظیفه بود
الان که نمیسوزه ؟!
+نه اصلااا خوبه
_تو چرا اون موقع نگفتی که دستت سوخته ، سوزش نداشت؟!
+نه .... یعنی می سوخت ولی محل نمیدادم و میگفتم 1ساعت بگذره خوب میشه و شد ام
_بازم باید میگفتی ....
هیچی نگفتم سکوت مطلق
اهورا وارد آشپزخونه شد به من و الکس گفت:
+خب اقا .... پاشین سه تایی باهم آشپزی کنیم
تصمیم گرفتم قورمه سبزی بپزیم
از پیشنهاد ایی که داد خوشم اومد دوست داشتم
_اهورا چرت و پرت نگو مگه منو تو بلدیم !
+اره .... یعنی نه ولی خب میتونی که لوبیا بشوری ، سبزی ریز کنی یا پیاز ظرف بشوری چمیدونم
بالاخره بلدی که خوبه خودت یه سره ظرف ها رو میشوری
با این حرفش ، زدم زیر خنده نکاه دوتایی شون روی خودم حس میکردم
+به چی میخندی کاترینا خانوم!
اهور اینو گفته بود ، سعی کردم خنده مو کنترل کنم .
_وای خدایا .... باورم نمیشه یعنی الکس پیش بند بندازه و ظرف بشوره
گیج بود ، براش جالب نبود
_اخه فک کن اقا ی محترمی مثل الکس با کت شلوار رسمی میره بیرون و نمیتونه کسی روی حرفش حرف بزنه
بعد میاد خونه ظرف میشوره ، هرکی اینو بفهمه گوشاش حس میکنه اشتباه شنیده
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon]
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا یِ بارون میاد ؛ دارم باهات حرف زیاد؛))
🎞 #ترکیبی |
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon]
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امیر وشیرینم🙂❤️🩹
+چون اینو میدونم که باتو بودن یه رویای محاله:)!🙃🤍
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon]
مبارک باشه ملینا خانوم خوشگلللل:)🎀
ایشالا میلیونی تو به زودی زود بتونم ببینم🦢💕😭