[ حنیفا ]
صدایت میزنم بابا, قبولم کن به فرزندی؛ کجا پیدا کنم بابای خوبی مثل حیدر را...
من از بازار از کوچه به سمت خانه برگشتم؛
خودت با دستهایت باز کن بر روی من در را...
در بین حجرههای حرم اباعبدالله، روبروی ایوان نجف، سامرا و کاظمین به یاد صاحبان و ممبرای گل
حنیفا، پلوتوییهایِ بیخانمان، اسرا، دربین شیارهای مغزم، ماهد، لیدوکائین، اذهان هادس، انتشارات لیمو، گرافات درهم ریختهی یک گیلاس مقبول، شاید نویسنده، متن سبز ، آشیانه، جایبوسه، ناگفتههایم، کافصاد، مجنون حیدر، کفترموفرفری، اخگر، مشکالیس، مسلک، مفتاح، تلخی قهوه، نویسنده نقلی، آوینینگار، رویای گمشده، بسمربالعشق، امپراطور امیرسرشار، ملیجک، خورشید گردون، کلبهی چوبی حنیفا، هبوط، در حوالی افکارم، حنیفا بگ، خونه کوچیک حنیفا، مأمنحرفها، 𝑩𝒍𝒖𝒆 𝒔𝒊𝒅𝒆، coraline، سارا و اردک، پاستیل خرسی، paradox، رادیوی کوچک زوزه، Neverland، 𝑳𝒖𝒏𝒂، سیارک ب۶۱۲، 𝐄𝐜𝐡𝐨𝐞𝐬 𝐨𝐟 𝐦𝐨𝐯𝐞𝐦𝐞𝐧𝐭، 𝘚𝘦𝘳𝘦𝘯𝘢𝘥𝘦 𝘣𝘺 𝘚𝘵𝘢𝘳𝘴
بر و بچ گپهای رسوبات قلب، نویسندگان متن سبز، جایی که کتابها صحبت میکنند و سکانس آخر
کوچک ِشما، حنیفا
[ حنیفا ]
من از بازار از کوچه به سمت خانه برگشتم؛ خودت با دستهایت باز کن بر روی من در را...
به من هم جا بده یک گوشه از ایوان طلا امشب؛
همانطوری که جا دادی کنار ِخویش قنبر را...