••
ناگھان بیسیمچی صدایی غیرمنتظرھِ شنید:
_ میدانم بروجردۍ آنجاست! میخواهم او را نصیحت کنم،
من فرمانده دِمڪرات این منطقه هستم.
بروجردۍ، گوشی را قاپـید و با اطمینانـ
گفت:
_ بروجردی هستم، بفرمایید.
- میشناسمت؛ خیلی در ڪردستان اسم در کردۍ،
اما هنوز با مَرد رودرو نشدی!
_ بھتر اَست مثل دو مرد با هم حرف بزنیم.
خندۀ فرمانده دمڪرات در گوشی
پیچید و ادامهـ داد:
_ شنیدھام خیلی از کـردها عاشق مَرامت شدهاند؛
اما فکر نمیڪردم تا این حد احـمق باشے.
_اگر مایل نیستۍ شرافتمندانهـ حرف بزنی،
بهتر است بقیه حرفهـا بماند برایِ عملیـات امشب!
فرمانده با خشم جواب داد:
_ زبان تیزی داری؛ فرماندھ قلبهای پیشمرگان . .
•• قسمتے از محمد، مسیـح ڪردستان •☁️
--
دلۍ کھ هواۍ حرم کند را نمۍتوان آرام کرد،
دلۍ کھ بھِ حرم گرھ خوردھ باشد
را فقط دیدن حرم آرام میکند، دل
ماهم بھ هواۍ حرم محتاج
شدھ و فقط بلیطِ کربلا
است کھ این دل را آرام مۍکند𑁍🌿!
_ _ _ __
. حَنیفـھ☁️ .
_
.
جمعھ شبها دلم فقط هواۍ
نشستن
زیر باران در بینالحرمین
را میکند، آرۍ
آقا . .
حرمت براۍ ما همان بھشت
است و پناھ دل هاۍ
بۍقرارمان کربلاست !
''
اگر انسان دائماً ایثار کند، یعنی منافع خودش را در نظر نگـیرد و بهـ
دنبال خیر رِساندن بہ دیگران باشد میتواند
حس خودخواهی را در خودش کمرنگ کند.
کسانۍ که خدا را نمےشناسند ولی اهل ایثار هَستند؛
زمینهـ آمادھِتری برای حرکت به سمت خداوند متعال دارند، زیرا دائماً
خودخواهی را از وجود خود دور میکنند.
بهـ همین علت اَست که کارهایۍ کهـ جنسَش ایثار
و دگـرخواهی است قیمت زیادۍ نزد خداوند متعـال دارد !
___ _ _
برگرفتهـ از کتاب زن .