eitaa logo
. حَنیفـھ☁️ .
2.4هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
753 ویدیو
5 فایل
__ _ بھ‌توکل‌نام‌اَعظمـت🌿 . رسانہ‌فرهنگی‌/هنرۍحنیفھ . وَ بڪاوید ؛ 🐋| @Haniinfo * نشـرمُحتواهمراھِ‌حفظ‌نشـان‌واره ! بیمه‌شده‌ۍ‌حضـرت‌زهـراۜ . 🤍 .
مشاهده در ایتا
دانلود
___ _ 🖤_ حُسین[؏] را همـان‌هایی ڪشتند كِ عقلـ‌شان به چشمـ‌شـان بـود . ! |
جهتِ زیباسازۍ نمایہ‌هاتون🖤
محمد حسین حدادیانenc_16593090745287926387314.mp3
زمان: حجم: 3.8M
تو همان قهرمانِ کوچکی هستی که دلت به بزرگی صحرای کربلاست، رقیه‌جانم(: 🥺 |
میگن طلافروش‌ها یه رسمی دارن، روز سوم گوشواره نمی‌فروشن..
قربونش برم دختر کوچولوی سه‌ساله بالای سر ارباب می‌گفت بابا ببین گوشام خونی شده، گوشواره‌هامو کشیدن از گوشم... می‌گفت بابا جونم اگه به خودم می‌گفتن من خودم گوشواره‌هامو به دختراشون می‌دادم((:💔
می‌گفت بابا دستامو حصار موهام کردھ بودم ولی تو بازار روسری‌م رو در آوردن، روسریم سر دختر شامی بود بابا((:
بابا نزدیك بود دخترتُ ببرن کنیزۍ . .
او که در شش ماهگی باب‌الحوائج می‌شود، گر رسد سن عمو حتما قیامت می‌کند :)) |
تیـر را این‌بار بر قلبِ پدر مۍخواستند ؛ مادرِ بی‌تاب را، بی‌تاب‌تر می‌خواستند . . 🍃 |
با خودم فکر می کنم: اصلا چرا باید رباب با آب هم قافیه باشد؟! گاه روضه خوان‌ها زیادی شلوغش می‌کنند ! حرمله آنقدرها هم که می‌گویند تیرانداز ماهری نبود. هدف‌های روشنی داشت ! چشم عباس... گلوی تو... سینه‌ی حسین... تنها تو بودی که خوب فهمیدی استخوانی که در گلوی علی بود، سه شعبه بود! شش‌ماه، علی بودن را طاقت آوردی! خون تو، جاذبه‌ی زمین را از بین برد. حالا، پدرت یک قدم سوی خیمه می رود، برمی‌گردد... می‌رود، بر می‌گردد... می‌رود.... عرق شرم، مرد را تشنه‌تر می‌کرد... باز هم یک قدم می‌رود، برمی‌گردد... می‌رود پشت خیمه‌ها، با غلاف شمشیر برایت از خاک گهواره می‌سازد تا دیگر صدای سم اسب‌های وحشی از خواب بیدارت نکند... رباب می‌رسد از راه .... با نگاه... با یک جمله‌ی کوتاه: آه! آقا خودتان که سالمید ان‌شاءالله...🍃 __ _ حمید برقعی |