___ _ 🖤_
حُسین[؏] را همـانهایی ڪشتند كِ عقلـشان به
چشمـشـان بـود . !
#محرم | #امام_حسین
محمد حسین حدادیانenc_16593090745287926387314.mp3
زمان:
حجم:
3.8M
تو همان قهرمانِ کوچکی هستی که دلت به بزرگی صحرای کربلاست، رقیهجانم(: 🥺
#محرم | #امام_حسین
قربونش برم دختر کوچولوی سهساله بالای سر ارباب میگفت
بابا ببین گوشام خونی شده، گوشوارههامو کشیدن از گوشم...
میگفت بابا جونم اگه به خودم میگفتن من خودم گوشوارههامو به دختراشون میدادم((:💔
میگفت بابا دستامو حصار موهام کردھ بودم ولی تو بازار روسریم رو
در آوردن،
روسریم سر دختر شامی بود بابا((:
#محرم
او که در شش ماهگی بابالحوائج میشود، گر
رسد سن عمو حتما قیامت میکند :))
#محرم | #حضرت_علی_اصغر
تیـر را اینبار بر قلبِ پدر مۍخواستند ؛
مادرِ بیتاب را، بیتابتر
میخواستند . . 🍃
#محرم | #حضرت_علی_اصغر
با خودم فکر می کنم: اصلا چرا باید رباب با آب هم قافیه باشد؟!
گاه روضه خوانها زیادی شلوغش میکنند !
حرمله آنقدرها هم که میگویند تیرانداز ماهری نبود.
هدفهای روشنی داشت !
چشم عباس...
گلوی تو...
سینهی حسین...
تنها تو بودی که خوب فهمیدی استخوانی که در گلوی علی بود، سه شعبه بود!
ششماه، علی بودن را طاقت آوردی!
خون تو، جاذبهی زمین را از بین برد.
حالا، پدرت یک قدم سوی خیمه می رود، برمیگردد...
میرود، بر میگردد...
میرود....
عرق شرم، مرد را تشنهتر میکرد...
باز هم یک قدم میرود، برمیگردد...
میرود پشت خیمهها، با غلاف شمشیر برایت از خاک گهواره میسازد
تا دیگر صدای سم اسبهای وحشی از خواب بیدارت نکند...
رباب میرسد از راه ....
با نگاه... با یک جملهی کوتاه:
آه! آقا خودتان که سالمید انشاءالله...🍃
__ _ حمید برقعی
#محرم | #امام_حسین
. حَنیفـھ☁️ .
تیـر را اینبار بر قلبِ پدر مۍخواستند ؛ مادرِ بیتاب را، بیتابتر میخواستند . . 🍃 #محرم | #حضرت_
دشمن نام علی بودند ورنه چلهها
تیرشان تك شعبه
هم مےشد ؛ اگر میخواستند . :)🥺🍃
#محرم | #امام_حسین