خراباتِ اکبر.
¹³⁵
مگر از آهِ علی، بیم به محشر نداری؟
که به پهلوی گلِ یاس، چنین دست درازی...
ابوبکر و عمر:
«چرا فاطمه را شبانه و بیخبر دفن کردی؟»
امیرالمؤمنین علیهالسلام:
«او خودش وصیت کرده بود.»
عمر:
«به خدا قسم قبرش را میشکافم و بر او نماز میخوانم!»
امیرالمؤمنین علیهالسلام:
«تا جان در بدنم و ذوالفقار در دستم است، نمیتوانی.»
📚الاختصاص، ج۱، ص۱۸۳