eitaa logo
حَنـʜᴀɴɪɴـین🇮🇷
539 دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
1.5هزار ویدیو
11 فایل
﷽ «یا مَن لا یُرجَۍ اِلا هُو» اِی آن کہ جز او امیدے نیست👀♥️! ˼ حَنـیـن، دلتنگے تا وقٺ ِ قࢪار(:✨ ˹ " ما را بقیہ پـس زدھ بودند هزارباࢪ! ما را حـسیـن بود کہ آدم حساب کرد🙃🫀. " کانال ناشناس‌مون↓ - @Nagofteh_Hanin < بہ یاد حضرٺ‌مادࢪۜ >
مشاهده در ایتا
دانلود
حَنـʜᴀɴɪɴـین🇮🇷
#بهمن از استرس با پاهام روی زمین ضرب گرفته بودم. چرا آقارحیم رو نیاوردن؟ اصلاً چرا ما رو از بقیه جد
با صدای غرش رعد و برق، با وحشت از خواب پریده و «هین»ی می‌کشد! عرق از سر و رویش چکه می‌کند و نفس‌نفس می‌زند. با یادآوری کابوس وحشتناکی که دیده، بدنش لرز گرفته و دست‌هایش می‌لرزند. با ترس خود را بغل می‌کند و بلند می‌شود و به سمت پنجره می‌رود. پرده‌ی حریر را کنار می‌زند. آسمان گرگ و میش است و نم‌نم باران بهاری زمین را خیس می‌کند. نگاهش ناخودآگاه به پاکت‌نامه‌ی روی میز مطالعه‌اش می‌افتد. به سمت میز رفته و پاکت را برمی‌دارد. نمی‌داند این چندمین‌بار است که نامه را می‌خواند... دلش آشوب است. گلبرگ‌های لطیف نرگس‌های کوچک را لمس کرده و به بینی نزدیک می‌کند. چشم‌هایش را بسته و دمی عمیق از عطر نرگس‌ها می‌گیرد... کمی که آرام می‌شود، نرگس‌ها را به همراه نامه، مانند دفعات قبل با احتیاط به پاکت برمی‌گرداند. صدایی آشنا در گوشش می‌پیچد. ″ نمی‌دونم این‌بار هم برمی‌گردم یا نه، فقط... اگه دیر برگشتم... منتظرم می‌مونید؟ ″ و بعد صدای خودش... ″ منتظرتون می‌مونم. مراقب خودتون باشید! ″ به سمت پنجره می‌رود و با نگاهی به آسمانی که هنوز گرگ و میش است، در دل می‌گوید: خدایا، خودت مراقبش باش! ادامه دارد... ✍🏻 به قلم: یگانہ🌿 پ.ن: گویند سنگ لَعل شود در مقام ِ صبࢪ! آر؎، شود؛ ولیک بہ خون ِ جگࢪ شود...(:❤️‍🩹. - شنوای ِ نظرات‌تون هستم🤍↓ ↬ https://harfeto.timefriend.net/17792954012788 https://abzarek.ir/service-p/msg/4331443 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_h5mffnh&btn=یگانہ🌿 𝗛𝗮𝗻𝗶𝗻_𝟮𝟭𝟯
هدایت شده از حَنـʜᴀɴɪɴـین🇮🇷
اعمال روز