حَنـʜᴀɴɪɴـین🇮🇷'🖤
شهیده نسرین افضل✨
شهیده نسرین افضل در سال 1338 در خانوادهای مذهبی در استان فارس پا به عرصه وجود نهاد و روزها و سالهای کودکی را به عطر رأفت و عطوفت مادری نیکروش و به همت و اهتمام پدری مخلص و متدین با شریفی گذراند.
وی در دوران تحصیل به عنوان یکی از دانشآموزان پرشعور و باشعور، بر بسیاری از نابسامانیها در رژیم طاغوت، خردمندانه اعتراض کرد، تا جایی که مورد تعقیب نیروهای امنیتی قرار گرفت. این شهیده، پس از پایان تحصیل در دوره دبیرستان با روحی سرشار از پیوستگی به درگاه احدیت با حضور مؤثر در کمیته امداد سپاه و جهادسازندگی با خدمت به محرومان روستایی، بیشترین قرب به پروردگار را برای خود کسب میکرد.
شهیده افضل، در آغاز سال 1360 با مشورت برادر بزرگوارش شهید «احمد افضل» با فراخوان جهادسازندگی شیراز، به همراه جمعی از خواهران متعهد به کردستان رفت و همه وقت خویش در مهاباد به مجاهدت پرداخت. وی مدتی مسئولیت تبلیغات و انتشارات سپاه مهاباد را بر عهده گرفت و در عین حال، با دیگر ارگانها همکاری داشت.
او به خاطر نیاز شدید آموزش و پرورش به مربی، با عنوان مربی تربیتی در مهاباد مشغول به کار شد و همزمان معلمان نهضت سوادآموزی نیز تحت تعلیم او قرار گرفتند. ایشان در سال 1361 با یکی از پاسداران ازدواج کرده و پس از ازدواج با وجود فعالیت زیاد اجتماعی، آنگاه که به کاشانهاش بازمیگشت، با ذوق و ظرافتی ستودنی، خانه ساده و بیپیرایه را به بهشتی روح بخش تبدیل کرد.
این شهیده در آخرین شب فروزندگیاش، با وجود تب شدید و بیماری از همسرش خواست که او را به مجلس دعای توسل برساند؛ با وجود پافشاری همسرش برای استراحت، در مراسم دعا حضور یافت و به گفته دوستانش آن شب مثل همیشه او به شدت منقلب بود.
شهادت
مراسم دعا و نیایش به پایان رسید و این شهیده، در حالی که برای مراجعت به منزل سوار اتومبیل بود، در مسیر به کمین عوامل پلید آمریکا افتاد و در آن جمع تنها، شهیده نسرین افضل مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت و از آنجا که همیشه آرزو داشت مانند شهید مطهری به شهادت برسد، پس از یکسال حضور در مهاباد، در شامگاه دهم تیر 61 در اوج خلوص و خدمت به اسلام با برخورد گلوله به سرش به آرزوی دیرین خود رسید.
يادِخدارافراموشنکنيدُمرتببسماللهبگوييد ؛ وبايادِخداوذکرِخداخيليازمطالبحلميشود .
- شهیدابراهیمِهمت -
ثباتقدمیعنۍ:
•ایمانتمحڪمتر
•روحیہجهادۍاتمستدامتر
•اخلاصتبیشتر
•رشدفڪریوبصیرتتافزونتر
یعنۍ:
•متڪبرنشوۍومتواضعباشۍ
یعنۍ:
•دچارشبههنشوۍ
•خستہودلزدهنشوۍ
•غرنزنۍوادامہراهرادرڪنارولۍفقیہباشۍ
•نهیڪقدمجلوترونهیڪقدمعقبتر
📚برشےازڪتابحاجقاسم
«از کسی نمیترسیدم»
‹♥️🙃 ›
-
_حاجی؛
کاشمـاهممثلشما
وسطِگرفتاریهـامونبهجایناامیدۍ،
یہلبخندبزنیم،
وبـااطمینانبگیم؛ یقینا ڪله خیر...!
#حاج_قاسم✨
⤦
کارجھادییعنۍقدماًوقلماًومالاًوجاناًواهلاًبیای تـومیدون
اینقدرپاۍکاروامـاموانقلابتوایسۍتابخرنتو ببرنت . . (:
#بدونتعارف
آرزوهاتو بنویس✍🏻
"اگه آرزوهاتو بنویسی یادت میمونه، باید به خاطر چی تلاش کنی..!
🔖برای اهدافت تلاش کن🔍
"هر کوتاهی که از تو سر بزنه، به معنی یه قدم عقب موندن از اهدافته..!
-تو باید مثل موشک به سمت اهدافت حرکت کنی...
-اشتباه هاتو دوباره تکرار نکن
آرزوهاتو دوباره بنویس...
#بدونتعارف
تودنیاییکہ
همهدارنبلاگـرمیشن
تویهکارهاۍشو
کہمملکتبیوفتهدستِ
بچهمذهبۍها🚶🏻♂. . !
#بدونتعارف