eitaa logo
حَنـʜᴀɴɪɴـین🇮🇷'🖤
534 دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
1.5هزار ویدیو
11 فایل
﷽ «یا مَن لا یُرجَۍ اِلا هُو» اِی آن کہ جز او امیدے نیست👀♥️! ˼ حَنـیـن، دلتنگے تا وقٺ ِ قࢪار(:✨ ˹ " ما را بقیہ پـس زدھ بودند هزارباࢪ! ما را حـسیـن بود کہ آدم حساب کرد🙃🫀. " کانال ناشناس‌مون↓ - @Nagofteh_Hanin < بہ یاد حضرٺ‌مادࢪۜ >
مشاهده در ایتا
دانلود
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◽️ردپای موساد و سازمان منافقین در انفجار سامانه موشکی و شهادت سردار تهرانی مقدم 🇮🇷@ganndo 🇮🇷@ganndo
- مَن زِنده‌اَم بِـه عِشـ♡ـقِ تو💫💛
🌱میگفت: نمیخواد یه شبه بشی آیت‌اللّه بهجت قدم به قدم از خدا دور شدی قدم به قدم باید برگردی به خدا.. کوچیک کوچیک ترک کن.. یکی یکی خطاها رو دور کن.. یکی یکی اصلاح کن خودتو... نماز نمیخوندی، حالا شروع کن به خوندن کم‌کم سعی کن یکی یکی نمازهاتو بخونی بعد کم کم نماز صبحم پا میشی.. بعد کم کم سروقتش نماز میخونی.. بعد کم کم اضافه میکنی بهش.. واسه رسیدن به خـ💓ـدا، اولین قدمو بردار... ‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
السلام‌علي‌الحسين وعلي‌علي‌أبن‌الحسين وعلي‌أولادالحسين وعلي‌اصحاب‌الحسين✨ ♥️⁩
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ ‌ انتَ حلاوة حياتي '...
هدایت شده از آلاء 🇵🇸🇮🇷🇱🇧
یه خط میگم مجری‌های شبکه منوتو منو ببخشن «منوتو هم رفت ولی بشار اسد هنوز هست» [گریه‌ و ناله‌ی حضار😂😭]
الهی... همهـ تو را براے نعمت‌هایت شڪر می‌کنند، اما قشنگ‌ترین نعمت من، خودت هستی:)! شکر کھ خداے من شدی♥️'
شهیده سودابه همتی✨
حَنـʜᴀɴɪɴـین🇮🇷'🖤
شهیده سودابه همتی✨
سال1340 بود. خرمشهر بار دیگر تولد کودکی را به نظاره نشست، سودابه شاداب و پر نشاط در جمع خانواده حضور یافت و از مادر متانت و تقوا را آموخت. کم‌کم به انجام فرائض دین اسلام علاقمند شد تا آنجا که در مسابقات قرآن و نهج‌البلاغه رتبه‌ی عالی به دست آورد. زمانی که ارتش رژیم بعث به ایران حمله کرد، او به همراه خانواده‌اش تا آخرین لحظات مقاومت نمود. اما به ناچار به بروجرد مهاجرت کرد. شهادت روز 21دی‌ماه سال1365 سودابه به نماز ایستاد؛ مادر نگاهی از مهربانی به او انداخت. نمازش که به پایان رسید، سر بر سجده نهاد. چند دقیقه‌ای تأمل کرد، آن‌گاه برخاست و به مادر گفت:« فردا نوبت من است! از تو می‌خواهم که غمگین و ناراحت نشوی، چرا که شهادت آرزوی من است.» روز بعد همای سعادت بر شانه‌ی سودابه نشست و او چون مرغی سبک‌بال در سن 25سالگی در پی بمباران هوایی دشمن به آسمان پر کشید.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا