eitaa logo
حَنـʜᴀɴɪɴـین🇮🇷'🖤
534 دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
1.5هزار ویدیو
11 فایل
﷽ «یا مَن لا یُرجَۍ اِلا هُو» اِی آن کہ جز او امیدے نیست👀♥️! ˼ حَنـیـن، دلتنگے تا وقٺ ِ قࢪار(:✨ ˹ " ما را بقیہ پـس زدھ بودند هزارباࢪ! ما را حـسیـن بود کہ آدم حساب کرد🙃🫀. " کانال ناشناس‌مون↓ - @Nagofteh_Hanin < بہ یاد حضرٺ‌مادࢪۜ >
مشاهده در ایتا
دانلود
حَنـʜᴀɴɪɴـین🇮🇷'🖤
﷽ " پینہ‌؎گناھ ! " #قسمت‌هشتم #محمد عباس شونه‌هام رو ماساژ می‌داد و آرمان اصرار داشت لیوان آب‌قن
با یاد عزیز و عطیه و آیه، یه لحظه ته دلم لرزید! اما به روی خودم نیاوردم. خداروشکر تنها نبودن و هواشون رو داشتن. سرباز بازوم رو کشید که به اجبار دنبالش رفتم. با وجود دردی که توی سینه‌ام پیچیده بود و نفسم رو تنگ می‌کرد، انگار باری از روی دوشم برداشته بودن! لبخند رضایت‌بخشی روی لب‌هام نشست. وسط راه نگاهم به عباس و بقیه افتاد که تازه از هواخوری برگشته بودن و متعجب نگاهم می‌کردن. نگاهم رو ازشون گرفتم. با اینکه می‌دونستم کاری که کردم تبعات داره و منتقل میشم انفرادی، حس خیلی‌خوبی داشتم! - خب؟ چیزی فهمیدی؟ عباس دستی به گردنش کشیده و سر به زیر لب می‌زند: نه بابا، از سنگ حرف درمیاد از این یارو نه! حامد دست به سینه نفس عمیقی می‌کشد. - این یارو اسم داره! حتماً تو نتونستی درست باهاش ارتباط برقرار کنی، وگرنه هیچ کاری نشد نداره! عباس با حرص، دستش را مشت کرده و بر کف دست دیگرش می‌کوبد. + ِای بشکنه این دست که نمک نداره! لحنش را کمی آرام‌تر می‌کند و ادامه می‌دهد: آقا شوما به من بگو از این دیوار حرف بکشم. عباس لوتی نیستم اگه کاری نکنم تا دودیقه دیگه این دیوار برات مثل بلبل حرف بزنه! ولی اینی که من دیدم، خیلی سرسخت‌تر از ایناس. با یادآوری اتفاقات چند دقیقه قبل، به سرعت می‌گوید: آ راستی! یه چیزی فهمیدم. حامد نیش‌خند ماتی می‌زند. - باز خوبه یه چیزی فهمیدی! بگو. عباس کنایه حامد را نشنیده می‌گیرد. + با یه گنده‌بکی اصلا حال نمی‌کنه، خیلی ازش بدش میاد! حامد، چینی به پیشانی‌اش می‌دهد و به سمت او خم می‌شود. - کی؟ عباس کمی فکر کرده و می‌گوید: غلط نکنم اینجا بهش میگن شبح! خعلیم ازش می‌ترسن و حساب می‌برن. یه‌بار اومد سراغ محمد باهاش حرف زد، نمی‌دونم چی بهش گفت که واسه اولین‌بار عصبی شد کوبیدش به دیوار! چنددیقه قبلم، پیش پای شوما، همین محمدی که ما فکر می‌کردیم خعلی پاستوریزه‌ست، این یارو شبحو که نصف زندان ازش حساب می‌برن، وسط بند گرفته بود به بادِ کتک! جونِ شوما مأمورا به زور جداش کردن بردنش انفرادی، وگرنه زنده‌اش نمی‌ذاشت! حامد با اخم نگاهش را از عباس می‌گیرد. شبح کیست که محمد این‌گونه از او بیزار است؟ عباس که سکوت حامد را می‌بیند، مردد می‌پرسد: میگم... مریضی زخمی‌ای چیزیه این آقامحمدتون؟ حامد دوباره سرش را به سمت او می‌چرخاند. - چطور؟ عباس لب‌هایش را باز زبان تر کرده و می‌گوید: هیچی، فقط یه چندبار حالش بد شد. امروزم که اومدن دنبالش بردنش بهداری! قبلش من دیدم حالش بده، گفتم حالا یه چیزیش میشه می‌افته گردن ما.. زدم روی شونه‌اش که پاشه بره دکتر ببینتش یهو گرخید! انگار دردش گرفت. حامد با یادآوری کتف زخمی محمد، دوباره اخم می‌کند. - مریضه و جراحی داشته. از دور حواست باشه. من دقیقه به دقیقه آمار می‌خوام و اگه اتفاقی واسه شبح یا محمد بیفته، توام گیری! بی حرف دیگری، بلند شده و از اتاق بیرون می‌رود. ادامه دارد... ✍🏻 به قلم: یگانہ🌿 🖊با همکاری: خانم‌بیاتی🌱 پ.ن: یا رَب گویند طبیبآن که بگو دࢪد ِ خود! اما... دردے که گذشتہ‌ست زِ دࢪمان، به کہ گویم؟! " هلالۍ جغتایۍ " - شنوای ِ نظرات‌تون هستم🤍 𝐇𝐚𝐧𝐢𝐧_𝟐𝟏𝟑
سید حسین علم الهدی🥀
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
السلام‌علےالحسين وعلےعلۍأبن‌الحسين وعلےأولادالحسين وعلےاصحاب‌الحسين✨ ♥️⁩
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تارسیدم‌دم‌ایوانِ‌نجف‌فهمیدم... نه‌فقط‌شاه‌نجف؛شاه‌‌جهان‌است‌علی:))💚!
📢 هر روز بخوانیم 🔹 امروز؛ صفحه شصت و پنج قرآن کریم سوره مبارکه آل عمران ✏️ توصیه مهم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: هر روز حتماً قرآن بخوانید حتّی روزی نیم صفحه، روزی یک صفحه بخوانید، امّا ترک نشود. در دنیای اسلام هیچ کس نباید پیدا بشود که یک روز بر او بگذرد و آیاتی از قرآن را تلاوت نکند.
KHAMENEI.IRQuran-page-065.mp3
زمان: حجم: 3.2M
📢 هر روز بخوانیم 🔹 صفحه شصت و پنج قرآن کریم، سوره مبارکه آل عمران با صدای عبدالباسط محمدعبدالصمد بشنوید. ✏️ توصیه مهم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: هر روز حتماً یک صفحه قرآن بخوانید.
نهر علقمه :عملیات کربلا ۴؛
❗️هالووین ترسناکه، ولی تا حالا شده با هزار امید و آرزو بری برای بچه‌هات که تازه به دنیا اومدن گواهی تولد بگیری، وقتی برمی‌گردی ببینی بچه‌هات همراه با همسرت، غرق خون به شهادت رسیدن؟ غزه هر روز هالووینه(:💔 ولی با هیولاهای واقعی ِ اسرائیلی!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رِسد آدمے به جایۍ، کہ به جز خدا نبیند! بنگࢪ کہ تا چہ حَد است، مکان ِ آدمیٺ... سعد؎