هدایت شده از فا ماژور.
اوکی تابستون جدی داری باهام شوخی میکنی یا جدی ای منظورت چیه واقعا فقط سه روز مونده تا مهر و من باید اون همه کتاب و فیلم و سریال رو ببینم و اون همه کارای باقی مونده باکت لیستم رو توی سه این روز انجام بدم!؟
هدایت شده از 𝗐𝖺𝗍𝖼𝗁𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗋𝗌.
از التیام حرف میزنم، اما هنوز گاهی به زخم هایی آزارم دادند برمیگردم.
"Being yourself is the loneliest thing you'll
ever do. because everyone wants you to be
someone else, even the people who love you, especially the people who love you."
بنبست خورشید؛
"Being yourself is the loneliest thing you'll ever do. because everyone wants you to be someone els
گاهی احساس میکنم فقط چندتا شعرشم از کتاب شعر لانا که به چسب بهم چسبوندن شدم آدم.
"و توی پنجاه سال آینده، تو هم درد میکشی و هم خواهی درخشید. به آدمهایی عشق می ورزی که نمیمونن اما اسمشون رو مثل گلبرگهای ظریف خشک شده بین دفتر خاطراتت حمل میکنی. یه وقتایی تنها غذا میخوری و یه وقتایی ناهارت رو با کسایی شریک میشی که اونقدر میخندوننت که سکوت رو فراموش میکنی. صبحهایی هست که نمیتونی از تخت بلند شی و شبهایی که زیر نور ستارهها زیرلب آهنگ موردعلاقهت رو زمزمه میکنی و می چرخی. توی جمع گریه میکنی و به غریبه ها لبخند می زنی و بعضی وقتها این یه چیزه.
آهنگی رو میشنوی که تورو یاد کسی میندازه که قول دادی فراموشش نکنی و به این فکر میکنی که همین حالا هم یه ذره فراموشش کردی. غروب هایی رو میبینی که باعث میشن احساس خفگی کنی. وقتی که اصلا انتظارش رو نداری در آغوش گرفته میشی. سرما رو روی صورتت حس می کنی و این بهت یادآوری میکنه که زنده ای. انسانی. اینا همشون بخشی از زندگین."
بنبست خورشید؛
"و توی پنجاه سال آینده، تو هم درد میکشی و هم خواهی درخشید. به آدمهایی عشق می ورزی که نمیمونن اما
برید گریه کنید که کسی رو ندارید که همچین چیزی رو بهتون بگه. (بیایید باهم گریه کنیم چون من سر این به مقدار شدید گریه فراوان دارم.)