هدایت شده از ᥲ𝗅ᥲ 𝖻ᥲ𝗌𝗍ᥱ𝗋࿔
اصولا اگر کلمه "بیفایده" و "بیاستعداد" معادل انسانی داشت میشد من.
هدایت شده از ᥲ𝗅ᥲ 𝖻ᥲ𝗌𝗍ᥱ𝗋࿔
وسط کلی حرف مهم گفت”بعضیها هم، قبل از اینکه بخوان فکر کنن که لازمه فکر کنن برنده بودن یا بازنده، از خط زندگی عبور میکنن و بازیشون تمام میشه.” بعد از این جمله سکوت طولانی پیش آمد که هرگز تمام نشد. بازی در سکوت ممکن و گاهی بهترین کار است. مثل بچههایی که زیر میز قایم میشوند تا کسی بازیگوشی سرخوشانه آنها را به هم نزند.
ᥲ𝗅ᥲ 𝖻ᥲ𝗌𝗍ᥱ𝗋࿔
تروماش و میشا فقط بهونست بابا.
رابطه ابیگل با ویل مثل رابطه ویل با تموم سگهایی بود که به سرپرستی میگرفت، چون اون وسواس و ضعف داشت در برابر پدیدههایی که شکننده بودن (نیاز به کمک داشتن)، چون هیچ کس هیچ وقت به خودش کمک نکرد. اما رابطه هنیبال با ابیگل براش یادآور مسئولیتی که دربرابر میشا داشت بود، شیطان وقتی که چیزی رو نتونه داشته باشه خودش اون رو از بین میبره، و مطمئنم هزار بار بهش فکر کرده که ای کاش میتونست به زندگی میشا بدون زجر کشیدن با دستهای خودش پایان بده، این بالاترین و نارسیستیکترین نوع از محافظت و دوست داشتنه.