eitaa logo
ᥲ𝗅ᥲ 𝖻ᥲ𝗌𝗍ᥱ𝗋࿔
1.2هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
595 ویدیو
26 فایل
ൃ ̮͡𑁍 ‌ 🪵     ‌ ‌    https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_e1a1y1&btn=go.for.Harveyhttps://daigo.ir/secret/763086524 ؟ @jlifth ‌ ‌ ‌      ⎯❀࣪    ‌    ‌ ‌    ‌ ‌    ‌ ‌    ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
ولی وقتی بزرگ میشه یعنی قسمت دومش خیلی شبیه هاروی-
سلام بر دوستان اهل فلسفه و روانشناسی
ᥲ𝗅ᥲ 𝖻ᥲ𝗌𝗍ᥱ𝗋࿔
سلام بر دوستان اهل فلسفه و روانشناسی
آقا کتاب و پادکست مخصوص روانشناسی و فلسفه درست دارید؟ چیزی که جذب کنه آدمو به خودش
سلام، پادکست "فلسفه علم" رو فعلا یادم میاد و کتاب "تاریخچه فلسفه". فعلا چون کست باکس بمرده خیلی دستم باز نیست پادکست "جافکری" هم توی دسته روانشناسی قرار می‌گیره ولی واژه روانشناسی خیلی کلی‌ـه راستش
رادیو پانوراما، پادکست سیالکتیک، و دانشگاه هنر و ادبیات
آهان رادیو سیتکام هم هست گمونم خوشتون بیاد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از الفِ آزادی.
ببینید، مسئله این نیست که شما مخالفید—مسئله اینه که اصلاً گوش نمی‌دید. یه مشت جمله آماده دارید، همونو کپی می‌کنید، اسمش رو هم می‌ذارید «تحلیل». از همون اول هم معلومه قصدتون فهمیدن نیست، فقط می‌خواید سریع پرونده رو ببندید و برید سراغ نفر بعدی. برای همینه که به‌جای جواب دادن به حرف، می‌چسبید به شخصیت‌سازی: «تو تحت تأثیری»، «تو سریع نظرت عوض میشه»، «تو فلان شدی»… یعنی چون نمی‌تونید اصل حرف رو جواب بدید، صورت مسئله رو عوض می‌کنید. من چی گفتم دقیقاً؟ گفتم اینترنت برای همه یا برای هیچ‌کس. همین. شما چی جواب دادید؟ از جنگ گفتید، از دشمن گفتید، از رسانه گفتید، از ایتالیایی‌ها و چاوشی گفتید، از اینکه من کی با کی هم‌نظر شدم گفتید… جز خودِ سؤال، درباره‌ی همه‌چیز حرف زدید. این دقیقاً همون مدل بحث کردنه که توش طرف مقابل رو خفه می‌کنن زیر انبوه موضوعات بی‌ربط، که اصل مطالبه گم بشه. بذارید ساده‌تر بگم: اگر اینترنت خطره، برای همه خطره. اگر لازمه، برای همه لازمه. اینکه برای یه عده هست و برای یه عده نیست، اسمش «مدیریت» نیست—اسمش تبعیضه. حالا شما هی مثال دشمن و رسانه بیار. هی بگو ما ضعیفیم. هی بگو شرایط جنگیه. سؤال سر جاشه: چرا همون چیزی که برای مردم «خطر» حساب میشه، برای یه عده خاص «مشکل» نیست؟ این رو جواب بدید، بقیه‌اش پیشکش. بعد یه چیز جالب‌تر: هرکی حرف از حق بزنه، سریع میشه «بی‌توجه به شرایط»، «سطحی»، «تحت تأثیر». انگار فقط یک مدل فکر کردن درسته، بقیه یا نفهمن یا فریب‌خورده‌ان. واقعیت اینه که شما بیشتر از اینکه نگران امنیت باشید، نگران اینید که یه روایت دیگه هم وجود داشته باشه. برای همینه که اینترنت آزاد اذیتتون می‌کنه، نه خودِ محتوا. و درباره اون تحلیل‌های عجیب از شخصیت من— اینکه من کی چی گفتم، کِی نظرم تغییر کرده، از کی تأثیر گرفتم… جالبه، چندتا متن خوندید و به این نتیجه رسیدید که منو «می‌شناسید». این اعتمادبه‌نفس از کجا میاد دقیقاً؟ آدم وقتی واقعاً دنبال فهمیدنه، سؤال می‌پرسه. شما حکم صادر می‌کنید. فرقش همینه. آخرش هم می‌رسید به اون جمله‌ی قشنگ: «تو حاضر نیستی دو روز از حقت بگذری؟» مسئله این نیست که کسی حاضر هست یا نیست. مسئله اینه که چرا باید فقط بعضیا بگذرن؟ این «گذشتن» وقتی معنی داره که برای همه باشه، نه اینکه یه عده هزینه بدن، یه عده راحت استفاده کنن. این اسمش فداکاری نیست، اسمش تقسیم ناعادلانه‌ی هزینه‌ست. جمع‌بندی؟ مشکل من با شما اختلاف نظر نیست. مشکل اینه که شما اصلاً وارد بحث نمی‌شید—فقط سعی می‌کنید طرف مقابل رو از اعتبار بندازید. و تا وقتی روش همین باشه، هرچقدر هم حرف بزنیم، تهش می‌رسیم به همین نقطه: شما با یک روایت آماده، من با یک سؤال ساده. و هنوز هم اون سؤال سر جاشه.