نوشتن کار ناراحت کنندهایه ؟ عزا گرفتن ؟ دلیلش اینه که خودشون رو وقفِ یه واقعِ گرایی غیرقابل انعطاف و مالیخولیایی کردن . انگار هنر چیزیه که واقعا با واقعیت سروکار داره !
-انجمن زیر شیروانی
آنجا یک قهوهخانه بود، اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای، چرا؟ دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله، همیشه عجله! کدام گوری میخواستم بروم؟ من به بهانه رسیدن به زندگی، همیشه زندگی را کشتهام.
- محمود دولت ابادی
اگر پیش از آمدن به این دنیا حق انتخاب داشتی، اگر تمام آنچه تا به امروز گذراندهای از پیش چشمانت میگذشت، همه داشتهها و نداشتهها، عشقها و حسرتها، دلتنگیها و به همرسیدنها باز هم به دعوتنامه تولدت جواب مثبت میدادی؟!
شما نمیتوانید دیگران را مجبور کنید رفتار درستی داشته باشند، اما میتوانید کاری کنید آرزو کنند که کاش رفتار درستی داشتند.
میدانی میرایِ عزیزم؟
آدمها میﺭوند و خاطرات باقی میمانند، زمزمهﻯ حرفهایشان باقی میمانند؛ اما آنها هیچ شباهتی به رفتار و حرفهایشان ندارند.