آنجا یک قهوهخانه بود، اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای، چرا؟ دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله، همیشه عجله! کدام گوری میخواستم بروم؟ من به بهانه رسیدن به زندگی، همیشه زندگی را کشتهام.
- محمود دولت ابادی
اگر پیش از آمدن به این دنیا حق انتخاب داشتی، اگر تمام آنچه تا به امروز گذراندهای از پیش چشمانت میگذشت، همه داشتهها و نداشتهها، عشقها و حسرتها، دلتنگیها و به همرسیدنها باز هم به دعوتنامه تولدت جواب مثبت میدادی؟!
شما نمیتوانید دیگران را مجبور کنید رفتار درستی داشته باشند، اما میتوانید کاری کنید آرزو کنند که کاش رفتار درستی داشتند.
میدانی میرایِ عزیزم؟
آدمها میﺭوند و خاطرات باقی میمانند، زمزمهﻯ حرفهایشان باقی میمانند؛ اما آنها هیچ شباهتی به رفتار و حرفهایشان ندارند.
هدایت شده از Notebook
عزیز من،آنچه به من گفتی و از شنیدنش بسیار رنج کشیدم،روزی از کسی که دوستش داری خواهی شنید.
شاید آن لحظه که قلبت ناگهان میسوزد،مرا به یاد بیاوری.
فردا همهچیز تغییر میکند ، فردا . . ناگهان در مییابد که فردا نیز همین گونه خواهد بود و پس فردا و تمامِ روزها . . همین فکر سبب مرگ انسان میشود و چون ما تحمل آن را نداریم ، ساکت میمانیم یا اگر جوانیم جمله های بی سر و ته به هم میبافیم . . !
-آلبر کامو